سر علم ابجدعلم حروف علم جفر علم الله علم اول علم آخر وای بر عالمی که علم ابجد نداند تمام آن شگفتیست
مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست تقدیم به روی ماه عالم مهدی موعود منجی تمام عالم هر که منجیست خدا یارو نگهدارش باد هم که عیسی و موسی محمد باشد طراح و نوسینده حجت اله عرفانیان مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست صد کتابو صدحدیث آئینه روی محمد علیست دره علم خدا غیر از علی نیست جانشینه مصطفا این مرتضی مولاء علیست به ابجد خانواده محترم پیامبر583 پادشاه اصلی عالم 583محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583پادشاه اصلی عالم 583به قرارداد الله 583 اهل بیت فاطمه 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583به ابجداهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام=583 583شبکه نور 583 شبکه نور583 اهل بیت فاطمه 583 این عدد نورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت محمد علی فاطمه حسن حسین 583 میشود 385 شیعه 385 74 فرقه گمراه دین اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد 245 دینه بحق الله 245 افق دین اسلامه حق245اسلامه حق245 فاطمه +علی =245 علی110+135فاطمه=245 یا اسلام محمد 245 با اسلام علی 245دین الهی فاطمه 245با اسلام علی 245 با اسلام بحق بدینه حق اللهی 245 با دین انسان 245 اهل منطقی 245بسیجیان علی 245 مقام جانباز 245دعا کنید مهدی بیاید 245 انقلابیان 245 بسم الله الرحمن الرحیم 786- 541 عمر ابوبکر =245 اسلامه حق 245حکم الهی دین الله245 فاطمه 135+110 علی=245 اسلامه حق 245 سلطان سریرولایت علی قل انماولی یکم الله علی245مدار245مراد245 ما شیعیان فقط اهل بیت پیامبر را دوست میداریم و از کفار قریش بیزاریم به ابجد با قاصبان اهل بیت 786-245 اسلامه حق 245 علی فاطمه =541 عمر ابوبکر 231 باقاصبه دین الله231 ابوبکر231 راه دزدی231 فلسفه دین الله 385شیعه 385 حرفهای حسابی 385راز اهل عالم 385فرق نمیکند که سنی بر حق باشد یا شیعه وحدت اسلام برایم مهم است و پذیرش بحق به ابجد وحدت کل اسلام 600 منهای 541 ابوبکر و عمر = 59 مهدی 59 بزودی خواهد آمد و همه ادیان را به وحدت فرا میخواند ما باید کمکش کنیم صحابه حضرت مهدی بودن زحمت داردو 202دین الهی محمد 202 یعنی علی 110+92 محمد=202 بلغ اولا بکمالهی کشف دوجا به جمالهی حسنت جمیعو خصالحی صلو علیه و آلهی حاتفی گفت دیدم من آن کتف نبی دوره خاتم تا به شانه بود علیا"علیا"یا علی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است بوود نام مولاء الهی بحق که وصی مصطفی مرتضایی بت شکنی دوش نبی حیدر است وارث پیغمبر است اسلام نجاتبخش 1488 - 1202 عمر ابوبکرو عثمان = 286 یعنی 286 عید محمد علی 286 به ابجد 12منتخب12 اسلام 12 حق 12اخلاق12 نجاتبخش 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 قلب 12هوا 12 ساعت 12 ماها 12 قلب 12جانها 12حم 12 گل گل12 دلی که نیست حب علی سنگ است چرا که نور وی و نور حق هماهنگ است مگر نام محمد هم علی نیست آئینه روی محمد علیست وصی بحق محمد سلام سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ سلام بر جمال حیدر کرار اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیسو حیل دیو مسلمان نشود فتنه های دین 615-541 = 74 فرقه نه 74 ابجد سه خلیفه ابوبکر27+22 عمر+25 عثمان =74باعث 74 فرقه شدن دین شدند74والشجرتها الملعونه 74 ابجد ابوبکر 27+22 عمر +25 عثمان = 74 ان من المجرمین منتقمون 74 به هزار نام خدا قسم 1000به ابجد محمد مصطفا 92 قسم = 1092 منهای ابجد سه خلیفه کن 1202- منهای 1092 = 110مولا و مقتدای عالم علیست افتخار دین 1346- 1202= 144 ضرب 12 امام در خودش 144 ابجد آیه وعتصمو بحبل الله جمیعا" و لا تفرقو 144 گمراه دین 310 عمر 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق 310بفریبی ها310مکرن310 کفری 310گمراه دین310عمر 310منکر310 نیرنگ310عمر310با قاصب کل دین 310 بناحق پلید اهله دینه310 بیداد گرانه ابله 310 احمقان اهل دینی 310 یا وهابیه منافقه 310احمقان اهل دینی 310 فاسدان پلید دین ها 310 بمار زنگی 310کفری 310 عمر 310 310کلب کلب هار310 ابله منافقا 310نمرودی310 ناحق عالمی 310 عمر 310بمار زنگی 310منکر 310جاهل منافق 310 ابله منافقا 310 اباجهل در دین 310 ابالهبا در دین 310 اباجهل در دین 310 بیداد گران ابله 310 قاصبان بدین 310نامردیه 310 کفری 310 عمر 310 گمراه دین 310یا بلاء دین اسلام 310نیرنگ310نمرودی310 سامری310 گمراه دین310 مکرن310حرامیان 310بی ایمان دین اسلام310 عمر 310 گمراه دین 310 منکر 310 کفری 310 نامردیه 310دلیل نفاق310 عمر 310 جاهل منافق310 ابله منافقا 310 با اهل منافق 310 310اباجهل در دین 310 کفری310 احمقهای فاسد 310 منکر 310 حرامزاده پلید 310وهابی کودن دین اسلامی310 قاصبان بدین 310 رمززناه 310 گمراه دین310 کوره دینیه 310جهل عرب 310 اباجهل در دین310یا بلاء دین اسلام 310منکر 310نامردیه 310با وهابیه نادان دین حق 310 دلیله نفاق310کفری310 نیرنگ310نمرودی 310 کلب کلب هار 310 عمر 310سگ هار پلید 310 دلیل نفاقه 310 جهل عرب 310سامری310 310دائش وهابی نادان 310 اباجهل در دین 310گمراه دین 310 جاهل منافق 310 ابله منافقا310 کفری 310حرامیان 310 نامردیه 310دزدانه فدک فاطمه 310بمار زنگی 310کفری منکر 310جاهل منافق 310 نامردیه 310عمر 310یا بلاء دین اسلام 310 سگ مردها310 نیرنگ 310نمرودی 310سامری310 گمراه دین310یا بلاء دین اسلام 310 نیرنگ 310 منکر 310 کفری 310 مکرن310 خباثتی1512-1202 سه خلیفه = 310 عمر 310نامردیه 310 منکر310 کفری310نیرنگ 310 عمر310ناهنجار 310پلیدی بقاصبانی 310بوگند مردابا 310سگ مرد ها 310 کبر پلید دین 310بقلدره دینه 310احمق بی دین ها 310 جهل عرب 310 اباجهل در دین 310 گراز ناهلی 310 دزده دین اسلامی 310 نار جهیما310بدعت شیطانه 851-541= 310عمر 310 با اهل منافق 310 حرامیان 310 بمزاحم های دین اسلام 310 رزل بدینی 310 با اهل منافق 310 اهل دین دین عدوالله 310عمرفاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310 مفسدین به جهان310 310فاسق دینه310دلیل نفاقه310 اهل نابکار310 مانع های سده دین 310مفسدین به جهان310با ارازل دینی310پلید نادان بجهانی310310مفسدین به جهان310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310 310منکر310نامردیه 310 گنه بزرگانه 310مکرن 310 کفری 310 نیرنگ310 عمر310 ابله منافقا 310جاهل منافق310عمر 310حرامیان 310گمراه دین310 فاسقین 310مکاره پلید310به کاذبه منافق310جاهل منافق310بفریبیها310 مکرن310 کفری310گمراه دین310عمر 310قاصبه دین الله310 فریب کاران اهل عالمی 715 -541 فتنه ها عمر ابوبکر = 310 عمر 310 گمراه دین 310خاک عالم بر سرت کنم عمر عرعر خر هم بوود لعن عمر این نام 310چیست که عرعر میکند اهل سنت را همه خر میکندتف به روی هر کسی نادان بوود هم طرفدار ابوبکروعمر عثمان بوود عرعر خر هم بوود لعن عمر به ابجد خائنان 772-451 عمر و ابوبکر = 231 اهل بی مغز بدین 231ابوبکر 231با قاصبه دین الله 231 لانه جاسوسیه 231 قاصب ابله 231231محکومان بدین 231ادیانی جعلی باطل 231 دو رویه 231 یا ابوسفیانی 231 نفاق231 فاسق231 اهل بقاصب231یا اهل مفسد 231 اهل نامرد 231 محکومان بدین231جزو خائنان به رسول خدا بوده الله اکبر کلمات هم غوغا نموده اند به ابجد اشراردینها772-541= 231 ابوبکر231راه دزدی 231 نفاق 231 با جاهلا نادان ملحد 231 عصیان231فاسق231 قفان231. قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر 231 یه فاجریا 231دزده دینه اسلامی 231 راه دزدی231 دزده دینه اسلامی231به دقل باز کودن 231فقان 231احمق ملحد231با ناحق دینه 231 یا ابوسفیانی 231لانه جاسوسیه231 ادیانی جعلی باطل 231 دورویه 231 با دزد گربها 231 بابی عقلیها 231عصیانی231ابوبکر231 با دینه ناحق 231راه دزدی231عصیان 231 دزده دینه اسلامی231 ابوبکر نابحق دینها 231 بااحمقی بدینه231 عمر ابوبکر 231نفاق دورویه 231 فقان 231 چاه عمیقه231 ابوبکر و عمر 541قاتلی 541 ابوبکر و عمر 541در غدیر خم دین کامل شد اکملتو لکم دینکم بعد از وفات پیامبر دشمنان دین خدا گمراه دین 310مکرن 310کفری310 ناحق عالمی310 عمر310نیرنگ 310گمراه دین 310 مکرن310کفری دزدان فدکه فاطمه310بمارزنگی310 کفری310 اهل نابکار 310بعالم بی عملی 310 پرمدعاه 310با نادان کل عالمی 310 ابله بکل عالم 310 فاسق دینه 310 پلید فاسدان دین 310 احمق ها نادان پلید 310 پلیدها احمق نادان 310منکر 310جاهل منافق منافق ابلها 310نامردیه310 کفری310عمر310نیرنگ 310 نمرودی310 حرامزاده پلید310 سامری310 گمراه دین310مکرن 310 بکج راه 231 ابوبکر231 دزده دینه اسلامی 231ابله بکل عالم 231دزدا فدک نگونه 231ابوبکر 231رکب وبا 231 احمق ملحد 231 اشراردینها772-541 عمر و ابوبکر= 231 با فاجعه جهانی 231 به لعین دین 231 ابوبکر231لعین بدین231 بکودن احمق 231 دین حرام الهی 231 نفاق 231 عصیان 231 فتنه گران 786- 245 اسلامه حق = 541 ابوبکر عمر 541+430 مقصر = 971 ظالم - 310 عمر =661 عثمان -231 ابوبکر =430 مقصر به ابجد (ریاست کفر )971 ظالم میباشد 971-661 عثمان = 310 عمر310 با قاصب دین الهی 310 عمر 310 منکر 310 حرامیان 310 کفری 310 عمر ابوبکر231+ 310عمر 310ناحق عالمی = 541فتنه عالم 676-135 فاطمه = 541 عمر وابوبکر فتنه عالم بودند شرم گینان 651-110 علی = 541 عمر ابوبکر رکب وبا 541 عدواهل بیت بوده اند به ابجد صغیر شیطان 22 مقصر 22 هذیان 22 عمر22شیطان 22 ابابکر22دشمن اسلام22 مجرمان 22 منافقان 22 بدبختی 22 بدیها 22 دروغ 22نیرنگ 22 کلک 22 کید 22 مکارا 22 روباه 22 ابوبکر رکب وبا من از خار سر دیوار دانستم بناحقی دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت عمر به او سم ری سامری قوم محمد او را به درک اسفل سافلین فرستاد در طبقه سوزان جهنم که به آنجا اسفله سافین میگویند فقط شیطان نمرود شداد حامان فرعون عمر ابابکر شمر یزید معاویه و بت پرستان و قاصبان ولایت را عذاب میکنند قرار دارندهفت طبقه زیرداخل جهنم سوزان ترین جای جهنم را درک اسفله سافلین میگویند علمی فراتر از کهکشان ریاضی در قرآن به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 ابجد ابوبکر عمر 541 مقصر 430+231 ابوبکر= 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541گمراه دین بناحق دینها 541 ابجد آل سعود 171+370 شیطان = 541 مردان گمراه 541جهل عرب ابله به کل عالم 541 اباجهل در دین عقیده باطل 541کفری دین حرام الهی 541دلیل نفاق به لعین دین 541 به دقل باز کودن با قاصب کل دین541 پلید ناکسان حرامیان 541ابله منافقا بناحق دین ها 541 بی دینها احمق جاهل منافق 541جهل عرب عقیده باطل541ملحد ها یا منافق آل سعود 541شیطان آل سعود541 آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی آفت کلی541 به نااهله منافقه آل سعود 541بانامرده اهل دین اسلامی 541دشمنا دین های اسلامی 541 منافق کوردلی541 ابله بشرا 541آفت کلی 541 با قاصب کل دین نفاق541 کافر پلید دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام با دشمن ابله نادان 541 به نامرده ابله دین 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541آفت کلی 541انحرافه دین اسلام یا حقه بازان پلید اسلامی به نامرده ابله دین 541 عقیده باطلی نامردی 541 با منافقان ابله ملحد نادان 541دشمنه اسلامی 541کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541انحرافه دین اسلام 541
قالب وبلاگ 1
داستانهای زندگی 1
ابزار وبلاگ 1
خرید لایسنس نود32 1
بزرگترین سامانه تبادل لینک 1
بهترین ریمل - ریمل حجم دهنده و بلند کننده 1
سر دنده ال ای دی led
ردیاب مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان اسلامه حق 245 علی 110 + 135فاطمه = 245 و آدرس aaaali110.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 10
بازدید هفته : 263
بازدید ماه : 156
بازدید کل : 115997
تعداد مطالب : 437
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



به ابجدظالم 971- 430 مقصر = 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541توهین دین ها 541 بنامردان قاصب 541 مردان گمراه 541 مجرمین بدین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 آل سعود 171+370 شیطان = 541 عمر ابوبکر541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 مرگ کافر 541 آفتین 541 عداوتین 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها541 آل سعود 171 +370 شیطان = 541 قاتلی 541 دشمنه اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541 اولین قاصب دینه 541 مجرمین بدین اسلام 541 بنامردان قاصب 541 انحراف دین اسلام 541 فاجران دین اسلامی 541منافقان پلیده دین 541 با ناکس های اهله قرآن 541مقصرا دین الهی 541 نامردان اصلی دین 541بنامردان قاصب 541 مردان گمراه541 فاجران دین اسلامی 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 مردان گمراه 541 احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 مقصرا دین الهی 541 بنامردان قاصب 541 مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 نامردان اصلی دین 541 به اولین قاصبان احمق پلید 541 نامردان اصلی دین 541 به ابجد آفتین 541 کافر پلید دین اسلام 541آفتین 541فتنه ها 541 عمر ابوبکر 541 میباشند 541احمقان فاسد دین اسلام 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 کفار پلید دین اسلام 541 با ناکسهای اهل قرآن 541 مقصرا دین الهی 541 فاسد ترین نامرد اهل دین 541 مجرمین بدین اسلام 541مردان گمراه 541 بنامردان قاصب 541 کافر پلید دین اسلام 541 احمقان فاسد دین اسلام 541مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541 ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر


باسه کلمه پروردگارت پیامبرت دینت امامت را ثابت کن به ابجددین 64 الله محمدعلی64دین64جانشین محمد علی64 نماینده غدیری64راه الله منصب الله64اصل ولایت امامتی64 با جانشین اصلی محمد64باسه کلمه پروردگارت پیامبرت دینت امامت را ثابت کن به ابجددین 64 الله محمدعلی64دین64جانشین محمد علی64 عترت رسول الله 64حکم الله علی64 رئیس بدین الله64 خاندان امامت و نبوت بدین الله 64 مقتدای دین عالم64 هدایت دین حق اسلام 64الله محمد علی64 راه الله منصب الله64 اصل ولایت امامتی 64 فضیلت دین اسلام64 صاحب خلافت دین 64تنها برگزیده دین64 الله محمد علی 64 یا علی فاطمه 64 یا رهبر اصلی جهان 64 یااصل دین حق اسلام64 یا خط مستقیم الله 64 اصل اسلام یا اصل قرآن 64 یا پیشوای انبیاء 64 یا پیشوار مسلمین 64یا علی فاطمه 64 یا اصل دین مقدس اسلام 64  یا مذهب الله محمد 64 بااسلام واقعی الله 64تنها برگزیده دین 64 صاحب خلافت دین 64 سالار انبیاء الهی 64 جانشین بدین محمد64 حکم الله علی 64علی ولی الله64علی جانشین محمد 64 اصل اسلام ارباب بجهان اسلام64 یا اصل اسلام اصل قرآن 64یا مسیر جاده الله 64 علی جانشین محمد 64یا اصل دین واقعی اسلام64 مولای جهان علی 64یا خط مستقیم الله 64 امام دین اسلام علی 64 یا مذهب الله محمد64 مقتدای دین عالم64 امام حق دین مسلمین64شاه مردان علی64اصل صاحب دین الله64 یا پیشوای مسلمین 64مقتدای دین عالم64 یا آل طاها آل یاسین 64 نماینده غدیری64راه الله منصب الله64اصل ولایت امامتی64 با جانشین اصلی محمد64 دست حق بیعت الله 64 بسیجی لشگر مخلص خداست 64دین 64 الله محمد علی 64
دست حق بیعت الله 64 دین
64 +18 الله 18ذالحجه" غدیر خم18+64 الله محمد علی = 82 امام صراط علی حقا نمسکه82امام82 نبوت امامت ولایت فقیه82 استمرار حکومت انبیاء 82تولد مولاء علی در کعبه 13+ 5 تن= 18 الله 18 +64 دین 64 الله محمد علی 64 +18= 82 امام 82 مهدی هم به ابجد کبیر و صغیر میشود 82 +114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196امام کل دین 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196به ابجدالله66علی ولی الله66 مسیرالله علی66 دست بحق بیعت الله66 علی ولی الله 66عالی ترین مذهب 66هدف بعثت انبیاء 66 وعده خدا نزدیک است66 یاابا صالح المهدی66 به ابجد کلمه الله 41+25 اصل اسلام شیعه = 66 الله 66+66= 132 اسلام 132قلب 132 اسلام 132 امام کل 132 بدین الله 132+64 دین 64 الله محمد علی = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 کلید اسلام 196ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 کلید دین 196 منظور 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم کلید اسلام 196 دین اسلام 196 میگویندپذیرفتن  آیات حق قرآن سخت نیست افتخار است به ابجد مهدی 59 وحدت کل جهان اسلام59 پذیرش اسلام ناب محمد 59 منطق بدین الله59 امام دین برحق جهان 59 امام بدین واقعی59 آخرین امام دین اسلام59 پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم. اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397 باسه کلمه پروردگارت پیامبرت دینت امامت را ثابت کن به ابجد64 دین64 الله محمدعلی64 دین64 الله محمد علی64 جانشین محمد علی64 راه الله منصب الله64اصل ولایت امامتی64 با جانشین اصلی محمد64کلید بدین الله64تنها برگزیده دین64 الله محمد علی64تنها برگزیده دین 64نماینده واقعی دین الله 64 نشانه دین محمد 64دین64 +18 الله 18ذالحجه"غدیرخم =82 امام82صراط علی حقا نمسکه82 امام 82نبوت امامت ولایت فقیه82استمرار حکومت انبیاء82دین مذهب واقعی محمد 82تولد مولاء علی در کعبه 13+ 5 تن= 18 الله 18 +64 دین 64 الله محمد علی 64 +18= 82 امام 82 مهدی هم به ابجد کبیر و صغیر میشود 82 +114سوره قرآن = 196 دین اسلام 196امام کل دین 196 اصوله دین 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196به ابجدالله66علی ولی الله66 مسیرالله علی 66علی ولی الله 66عالی ترین مذهب 66هدف بعثت انبیاء 66 وعده خدا نزدیک است66 یاابا صالح المهدی66 پذیرفتن  آیات حق قرآن سخت نیست افتخار است به ابجد مهدی59دین الله اصل اسلام 59دین واقعی اسلام59 مهدی 59 وحدت کل جهان اسلام59 پذیرش اسلام ناب محمد 59 منطق بدین الله59 امام دین برحق جهان 59 فرقه دین الله 59 با معیاره الله 59 راهنمای دین اسلام 59اصول دین حق اسلام 59 راه الله اسلام قرآن 59ره الله امام الله59بنام مقدس الله محمد59 دین واقعی اسلام59دین اصلی محمد59امام دوازده نفر است 59فیلسوف عالم 59امام بدین واقعی59 آخرین امام دین اسلام59 پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله) فرمودند: إن وليتموا علياً و ما أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يهدي بكم السبيل المستقيم. اگر علي را خليفه خويش قرار دهيد، گرچه مي‌دانم نمي‌كنيد، همه شما را به ساحل نجات و سرمنزل مراد خواهد رساند. مسند احمد بن حنبل، ج1، ص109 ـ الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ ميزان الإعتدال الذهبي، ج3، ص363 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397
قرآن میفرمایدنامه آنها را به دست راستشان میدهندو به آنها اصحاب یمین درسوره مدثر آیه38و39کل نفس کسبت بما رهینه الااصحاب الیمین همه در قیامت درگرو اعمالشون هستن الا اصحاب یمین.. اصحاب یمین چه کسانی هستن؟؟؟ یمین به ابجد میشه110علی110 یمین 110 ولی دین 110 دین الهی 110 علی110 جلوه الله 110 بحق 110حامیان 110 دین الهی 110 علی 110 میباشد نام علی هم110 پلیسی 110 نمک 110نان جو 110 گندمها ی 110 نمک 110 به نانو نمک مرتضی علی قسم حق با علیست پلیسی 110 نامت صدو ده یا علی حق پلیس عالمی پس معنای آیه این شد پس همه درقیامت در گرو اعمالشون هستند الا شیعیان علی.. حدیث پیامبر ص"علی و شیعیانش رستگارند.. امت بعد از من73فرقه باطل میشود فقط شیعیان علی اهل بهشتند..علی قسیم النار و الجنه علی قسمت کننده جهنم و بهشت است.مام باقر(ع):دین، همان دوست داشتن است و دوست داشتن، همان دین. 【" الدین هو الحب و الحب هو الدین".◄محاسن، ج1،ص263
 حروف ابجد بر دو نوع صغیر و کبیر می باشد .

ابجد صغیر :

(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج  = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ، ( ک = 8 ) ، ( ل = 6 ) ، ( م = 4 ) ، ( ن = 2 ) ، ( س = ساقط ) ، ( ع = 10 ) ، ( ف = 8 ) ، ( ص = 6 ) ، ( ق = 4 ) ، ( ر = 8 ) ، ( ش = ساقط ) ، ( ت = 4 ) ، ( ث = 8 ) ، ( خ = ساقط ) ، ( ذ = 4 ) ، ( ض = 8 ) ، ( ظ = ساقط ) ، ( غ = 4 ) .

ابجد کبیر :

(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج  = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ،( ک = 20 ) ،( ل =30 ) ، ( م = 40 ) ، ( ن = 50 ) ، ( س = 60 ) ، ( ع = 70 ) ، ( ف = 80 ) ، ( ص = 90 ) ، ( ق = 100 ) ، ( ر = 200 ) ، ( ش = 300 ) ، ( ت = 400 ) ، ( ث = 500 ) ، ( خ = 600 ) ، ( ذ = 700 ) ، ( ض = 800 ) ، ( ظ = 900 ) ، ( غ = 1000 ) .

باید به عرض برسانم که تنها حروف ابجد از جمله خواصی بسیار دارد ، که اکنون به طور خلاصه گفته می شود .پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه25 ارباب جهان25شاه مردان25

 اولین25کعبه25اصل اسلام25شیعه25انسان کامل 25انسان نمونه25دین آدم 25قرآنی25نفس قرآن 25دل قرآن25آل الله25با آل قرآن25شیعه25 آل الله 25پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه25شیعه25کعبه25آل الله25 شمس دینه25شمس عالم25دل عاشق25اساس دینه2525اصل اسلام 25بمبارک25گنج قرآنه25یاوره25 قرآنی25شاه مردان 25اساسه ایمان25 پسرانسان25 محشره25اسم اعظمه25 خدایی25 باحقی25 مظلومه 25دلاور25بسیجی25دلاور25 قهرمانا25قهرمان25 مخلصی25جلوه خدا25شاه مردان25گنجه قرآن25اسم اعظمه25بسلطانه25بمهدی25 بسیجی25دلاور25 عدالت25 تقوای25یاور25قرآنی25با آل قرآن25 شیعه 25کعبه25آل الله25جلوه الله25شاه مردان25شوراء 25شیعه25اهل حق25 اصل حق25شمس عالم 25قدرته25 اولین25قدرته25 عالمه 25شیعه 25کعبه25 نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدره 5= 25فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25شیعه25آل الله25با آل قرآن 25کعبه25شیعه 25بسیجی25 دلاور 25خدایی25باحقی25نام آدم هم 25 بار در قرآن آمده   آدم باش و حق را بپذیر مردی خیلی مردی  علی یعنی ......ع.......عالیترین........ل.......لایقترین........ی......یار و یاور محمد (ص) پس معنی اسم علی ع آن است که عالیترین و لایقترین یار و یاور براستی که علی ع عالیترین و لایقترین یار و یاور محمد مصطفی ص بود حسین یعنی .......ح......حادثه ا ی .......س ......سیاهی .......ی .......یادی .......ن........نرود پس حسین یعنی حادثه ای سیاهی است که از یادی نرود براستی حسین و اتفاتی که در صحرای کربلا برای ان بزرگوار افتاده حادثه ای سیاهی است که از یاد هیچکس نمی رود

قرآن یعنی.......ق.......قرائت ........ر........روان.......آ........آیاتش ..........ن.........نمازگزاران....پس قرآن یعنی قرائت راحت و روان آیاتش را نمازگزاران در نماز و قرآئت می خوانند براستی که هنگام خواندن نماز آیات قران کریم را راحت و روان قرائت می کنیم قرآن القاف قرار الراء رحمن الآء آیات الله النونو نورون علی کل نور 
محمد(ص) یعنی ......م......مردی ........ح........حامل.........م........مدح ......د.....دعا... پس محمد یعنی مردی حامل مدح و دعا است براستی که محمد حامل مدح و دعا خدای مهربان است خلیفه جانشین محمد فقط علی مولاء میباشد 
اسم حسن

معنی حسن .......ح........حقش.........س.........سم.........نبود........پس حسن یعنی حقش سم نبود .براستی که امام حسن علی سلام حقش سمی نبود که اسما همسر بی وفایش به ان بزرگوار داد و مسموش کرد

عباس یعنی عین علی ب براین اسم سین سلام میکند
 عباس یعنی علی بر این اسم سلام میکند 
 
عباس یعنی......ع......عالیترین........ب........برادر........ا.........اقا ........س......سید الشهدا ست پس عباس یعنی عالیترین برادر اقا سید الشهداست براستی که ابولفضل العباس عالی ترین برادر امام حسین سرور و سالار سید الشهدا است
معنی عرش

 

عرش یعنی.....ع.......عظمت........ر.......رب العالمین .........ش........شکر پس عرش یعنی عظمت ربالعالمین را شکر براستی که خدای عظیم آنقدر بزرگ است که ما بندگان باید او را شاکر باشیم نوح نوح یعنی........ن.........نگران...........و.........وقت.........ح.........حادثه ایست.....پس نوح یعنی نگران وقت حادثه ایست براستی که نوح نگران طوفان بوده تا هر چه زودتر کشتی اش را بسازد یتیم یعنی .......ی......یاور.........ت.........تهیدستان ..........ی.......یار .........م......محمد مصطفی پس معنی یتیم یاور تهیدستان یار محمد مصطفی براستی که علی ع یتیم نواز و یاور تهیدستان بود و یار با ارزش محمد مصطفی است پس باید به این باور برسیم که هیچ اسمی رو برای ائمه و اطهار بی حکمت نگذاشتن اینجور فکر نمیکنید الراء رحمت الضاء ضامنش الله رضا یعنی ........ر ...... روزی........ض ..... ضامن........ا ..... اهویی.... پس معنی رضا است که روزی ضامن اهویی براستی که امام رضا ع ضامن آهویی شد و از شکار ش جلوگیری نمودند تا بچه آهویش بی مادر نشود و لقب یا ضامن اهو مختص امام رضا ع شدفاطمه یعنی........ف........فخر........ا.........انسان.......ط .....طاهره.......م.........مومنان.......ه........هست پس فاطمه یعنی فخر انسان طاهره مومنان است براستی که فاطمه س اینگونه هست غدیر یعنی.......غ........غریو (شادی).............د..........دوستان و .........ی.........یاران........ر.........رسول الله پس غدیر یعنی غریو دوستان و یاران رسول الله براستی بعد از اینکه در غدیر خم محمد مصطفی را بعنوان جانشین خو انتخاب نمودند دوستان و یاران رسول خدا از انتخاب بجای رسوالله غرق شادی شدند و دست بیعت بسوی رسول خدا و منتخب آن نبی خدا { علی ع } دادند در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شد

 

وصییت وحدت وصال صلاه" صوم یاران یدالله تواناتر بودند                   بیعت یعنی  به نفع یاران علی تمام شد بیعت برای یاران علی تمام شد     جمال حق بیعت جواب محمد این است لایق حق قرآن  بنفع  یاران علی تمام شد                                                          غدیر یعنی.......غ........غریو  (شادی).............د..........دوستان و .........ی.........یاران........ر......... رسول الله پس غدیر یعنی غریو دوستان و یاران رسول الله براستی بعد از اینکه در غدیر خم محمد مصطفی علی (ع) را بعنوان جانشین خود انتخاب نمودند دوستان و یاران رسول خدا از انتخاب بجای رسوالله غرق شعور شعف و شادی شدند و دست بیعت بسوی رسول خدا و منتخب آن نبی خدا { علی ع } دادند   خم یعنی.........خ........خواند...........م.........محمد مصطفی ص مریدانش ....پس خم یعنی خواند محمد مصطفی ص مریدانش را براستی که در مکانی به نام خم محمد مصطفی ص مریدان و یارانش را خواند تا علی مرتضی ع را وصی و جانشین خود گرداند جانشین محمد فقط علی مولاء میباشد  انتخاب یعنی ای نام آور تمام خوبی ها الله بهار بر یاران علی تمام تبریک گفته شد بیعت برای بنفع یاران علی تمام شد

 

قربان قرار قرار داد رب العالمین برای ابراهیم نبی و فرزندانش که حج   یعنی حج حمد جلال با عظمت بجای آورند تمتع تمامی مردم تمام عمر بجای آورند  حج حمدو جلال جبروت جمال حق

 

قربان یعنی.....ق.......قو چی.......ر.......رب العالمین........ب...........برای .........ا.......ابراهیم .........ن........نبی ....پس قربان یعنی قوچی را رب العالمین برای ابراهیم نبی براستی که از طرف خدا بجای اسماعیل قوچی از طرف ربالعالمین فرستاده شد تا ابراهیم نبی آن را قربانی نمایدازخواهرم فرخ لقاء فتحی

حكمت صلوات عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که دراین دایره سر گردانند

صلوات: تنها دعايي هست كه حتما مستجاب مي شود.

صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است.

صلوات : تحفه‌اي از بهشت است.

صلوات : روح را جلا مي‌دهد.

صلوات : عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي‌كند.

صلوات : نوري در بهشت است.

صلوات : نور پل صراط است.

صلوات : شفيع انسان است.

صلوات : ذكر الهي است.

صلوات : موجب كمال نماز مي‌شود.

صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن مي‌شود.

صلوات : موجب تقرب انسان است.

صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.

صلوات : سپري در مقابل آتش جهنم است.

صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.

صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.

صلوات : انسان را در سه عالم بيمه مي‌كند.

صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سو فرشتگان

پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.

صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.

صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي‌شود.

صلوات : محبوب‌ترين عمل است.

صلوات : آتش جهنم را خاموش مي‌كند.

صلوات : فقر و نفاق را از بين مي‌برد.

صلوات : زينت نماز است.

صلوات : بهترين داروي معنوي است.

صلوات : گناهان را از بين مي‌برد.

کپی کردنش عشق میخاد

اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد

 

حسین یعنی حم حامی محمد 12 امام  عمل کننده به فروع دین  به ابجد12 اخلاق12انجمن12نجاتبخش12 اسلام 12 حق 12 حم 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 هوا 12 قلب12 انجمن 12 نجاتبخش 12 اسلام 12سین والقلم و ما یسطرون ترسیم کنند خط شجاعت و شهامت و شهادت در جهان  جانشین خاتم باید نامش اخلاقش رفتارش گفتارش همه مثل پیامبر باشدمثل پیغمبر فقط مولاء علیست شاه مردان شیریزدان چون نبی ست درعرش نوشته با خط جلی وارث خاتم بوود مولاءعلی قسم به ذات کبریاء که جانشینه مصطفی بوود علی مرتضیمگر نام محمد هم علی نیست صدکتابو صد حدیث آئینه روی محمد علیست کسی که چون محمد است جمال روی خاتم است جان نبی علی ولی قائم آل محمد
 

 

چیکار میکردین؟ من بارها به وهابی ها گفتم فعلا" علی الحساب 100 میلیارد بدهیدتا به علم ابجد چیزی ننویسم گوششان بدهکار نشد که نشدآنقدر احمق تر از معاویه و یزیدند که تا بحال 1000 میلیارد خرج کرده و هزاران تن از فرماندهان خود را هم به کشتن داده و هزارن انسان بی گناه را کشته اند و خود را هم به کشتن خواهند داد گفتم شاید عاقل باشند من بدون هیچ خرجی مسئله اختلاف بین تمام ادیان را حل کنم با عدد 12باهم 12 انجمن 12 نجاتبخش12حق 12اسلام 12حم 12اخلاق12در12ساعت 12 ماه های سال 12انجمن 12اخلاق12حق12 اسلام 12  به شیعیان گفتم 100 میلیون بدهید در جاء دادند الان 1000 میلیارد بدهند دیگه ابجد نمینویسم چون برای تجهیز لشگرم نیاز مبرم دارم می خواهم علمی به علم ریاضی قرآن فرهنگی جهان را فتح کنم و قلوب انسانها را عاشق مولایم مهدی کنم سخت به این پول نیاز دارم در طول تاریخ از یهودی ها حیله گر تر خدا نیافریده خیلی زبون و بیچاره اند فقط با حیله گری کار خود را پیش میبرند پیامبر ما فرمود به هر کسی به هر دینی اعتماد کردید به یهودیان اعتماد نکنید سست پیمان و عهد شکنند چون یهودی ها می خواهند دو میلیون مسیحی را گول بزنند که حضرت مسیح و حضرت مهدی را به عنوان دشمنان دین معرفی کنند شگرد آنها این است که دجال خود یهودی ها میباشند میخواهند بگویند دو نفر می آیند معجزه هم دارند و آنها دجال هستند مواظب حیله گری یهودی ها باشیداز شیطان هم پست ترند در طول تاریخ این سه میلیون نفر یهودی مایه فساد و تباهی کل بشر از زمان حضرت موسی تا بحال بوده اند  لطفابگوئید اگر پول نمیدهید لا اقل مثل اهل کوفه اینترنت مرا قطع نکنید خدا شاهد است اگر بفهمم چه کسی این کار را میکند مستقیم میرم بالای سرش مثل حضرت عزرائیل قبض پولشو میدم که قطع نکنه 

 

 وصیت تکان دهنده یک شهید به مادرش  مادر زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن زمان تشییع و تدفینم گریه نکن فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند و زنان ما عفت را همچون بوزینگان فراموش میکنند وقتی جامعه ی ما را بی غیرتی و بی حجابی را فرا گرفت مادرم گریه  کن که اسلام در خطر است  خطر یعنی خدا  طردشان ردشان نموده طردشان نموده است

 

 امام زمان مهدیموعود در 5 سالگی از ایشان سئوال شد کهیعص یعنی چه ایشان  فرمو د وقال مهدی {عج} : (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیه‌السلام، والعین عطشه، والصاد صبره.»

خورشید آسمان ولایت سلام خورشیدی ماهی وسلام جانشین خاتم پیغمبران نام ماهت میدرخشد هر زمان
امام زمان مهدی موعود{عج} فرمو د وقال مهدی {عج} : (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیه‌السلام، والعین عطشه، والصاد صبره.» و به علم ابجد قرآن کهیعص 195+ 278حمعسق = 473 + علی 110 دین الهی = 583  عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583عاشقی اهل الله 853 عاشوراه 583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 شبکه نور 583 ابج پنج تن آل عباء 583 به ابجد
محرم 288+385 شیعه =673-541 عمر ابوبکرفتنه ها = 132 اسلام132  محرم است که اسلام را زنده نگه میدارد  ابجد 583 پنج تن آل عباء حیدث کثاء و آیه مباهله ابجد محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 امت اسلامی 583 اهل بیت فاطمه 583 با عشق علی 583 شبکه نور583 سرای نورالهی 583 وحدت کلمه دینها 583 یا مکتب دین الهی 583 ارزش دینها 583 اهل دین قلب قرآن 583 عاشقان بمهدی583 قلب قرآن اهل دین 583 نماینده قرآن بدین ها 583 وحدت کلمه دینها 583 حسن امت واحده 583 یا مکتب دین الهی 583دوار درد های قلب دین اسلامی 583 عشق الهی الله 583 عاشقان بمهدی 583 شبکه نور 583 سرای نور الهی 583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 این عدد نورانی را از راست بخوان 583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند
پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385

 به ابجد صغیر اشهد ان محمد رسوالله 66 الله 66 به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132 اسلام +64 دین = 196دین اسلام 196کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام196اسلامه مهدی 196 ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشدکلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه بدین اسلام 583شبکه نور 583 این عدد نورانی را از راست بخوانید583 میشود 385 شیعه براستی شیعیان فرزندان بحق اهل بیت پیامبرند 583 محمد علی فاطمه حسن حسن 583 یا ارزش دین 583پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد 583 از راست بخوان583  میشود 385 شیعه پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 با عقل کل اسلام 385 مهدی امام حق دینها 385 بقبله عالم اهل دین 385 اسلام واقعی الله 385 با آل قرآن385یا جمال الهی امام مهدی 385دین ناب الله محمد علی385   با هدف بدینه اسلام 385 دین الله مومن اهل حزب الله 385 یا ارزش دین 583

 

به ابجد امام 82 مهدی هم به ابجد کبیر و صغیر 82 واجبات الهی 459 -541 فتنه ها عمر ابوبکر= 82  به ابجد صغیر هم واجبات الهی الله = 82 +114 سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196 دین اسلام196 اصوله دین196ضرب 14 معصوم در خودش 196 دین اسلام 196

 ووووبه مقاله های دیگر اگر یک سال بخوانید هم تمام نمیشو د پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد سلام بر مادر شیعیان جهان حضرت فاطمه سلام الله علیهدر خدمت امام عسکری (ع) بودم و فردی از تأویل آیه کهیعص سئوال کرد. امام عسکری (ع) فرمود که از فرزندم «مهدی» پاسخ را دریافت کنید. آن‌گاه امام زمان (عج) فرمودند: «هذه الحروف من أنباء الغیب، أطلع الله علیها عبده زکریا علیه‌السلام، ثم قصّها على محمد صلى‌الله علیه وآله، وذلک أن زکریا سأل ربّه أن یعلّمه أسماء الخمسة، فأهبط علیه جبرئیل فعلّمه إیاها، فکان زکریا إذا ذکر محمداً وعلیاً وفاطمة والحسن سُرِّی عنه همّه، وانجلى کربّه، وإذا ذکر الحسین خنقته العبرة ووقعت علیه البهرة! فقال ذات یوم: یا إلهی! ما بالی إذا ذکرت أربعا منهم تسلیّت بأسمائهم من همومی، وإذا ذکرت الحسین تدمع عینی وتثور زفرتی؟! فأنبأه الله تعالى عن قصته، وقال: (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیه‌السلام، والعین عطشه، والصاد صبره.»وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ دیدن روی تو مولاء بوود عیدی ماه ماه عالم کی درآیی از نقاب فیروز نام مقدس اهل بیت است فیروز منتقم خون خداست فیروز پیروز میدان است فیروز یعنی فرار یک روزعید ف فدایی یاران روحانی وزمان   

 

 وقتی خدا را داری هیچ غمی نداری روزی همه دست خداست پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد این وظیفه  پلیس است  که جوانان ولگرد را در خیابانها را جمع آوری و جریمه کند برای کاشتن صد درخت در بیابان ببرد عقب ماندگی ما استفاده نکردن از پناسیل جوانان ولگرد حد اکثر استفاده را بنمایند شهر داری هم حقوقی برایشان تائین کند آتش نشانی هم در آب دادن درختها کمک کند چرا چین قدرت برتر شده هر صد نفر از یک عاقل پیروی میکنند ولی در کشورهای عقب مانده صد نادان به یک دانا حکم میکنند 

 

هرچه زمان میگذرد

 

مردم افسرده ترمیشوند

 

این خاصیت دل بستن  به زمانه است

 

خوشابه حال آنانکه بجای زمانه به

 

    «« صاحب الزمان  »»

 

دل می بندند

 

کمپین عاشقان ظهور مهدی عجل الله،حماسه ظهور،کمپین عاشقان ظهور ، امام مهدی ، امام زمان ،عکس امام زمان عج ،مهدویت

شیعه یعنی در مدار حق ودین قلب شیدایی رسیده بر یقین به ابجد  خورشید ولایت 1567-1202سه خلیفه= 365 روز سال 5+6+3=14 معصوم

 

  اسلام به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدیعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 اصل دین اسلام قرآنی 685-541 عمر ابوبکر = 144 ضرب 12 امام در خودش میشود اسلام 144 به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام 144 میباشد شما هم ثابت کن شما دین اسلام هستی 

 

به ابجد اسلام 132 بدین 66+66 الله = 132 +64 دین = 196دین اسلام196کلید اسلام 196 کلید بدین الله 196 کلید بدین الله 196دین اسلام 196قلب اسلام196اسلامه مهدی 196 ضرب 14 معصوم196 دین اسلام196 میباشدکلیدبدین الله196+189 دین با حق =385 شیعه بدین اسلام 583نماینده قرآن511+72=  583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583

 

ابجد 5 تن آل عباء 583 محمد 92+110دین الهی +135 دین الله +118 حسن +128 کلید دین حسین  = 583برعکس میشه 385 براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرند پیامبر فرمودهیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد به ابجد 78یا الله 78 حجاب دین 78 علی سه حرف 3ضربدر 26 علی = 78 یا الله 78حجاب دین 78 +12 امام = 110 علی اگر دینت حجاب نداشته باشد و کلید نداشته باشد بدرد عمت میخوره دینتم مثل خودته علی سه حرف3ضربدرعلی26=78+12 امام=92 محمد+110 علی= 202 مومن الله 202قرآن=ظلم به خانواده پیامبر در قرآن قرار راه الله نبودامیر مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلي كه در مورد دجّال ايراد فرموده است، بعد از شرح كشته شدن دجّال مي فرمايد:
«
پس از آن47 «طامّه كبري »47 است» اصحاب پرسيدند: «طامه كبري » چيست؟ فرمود:جمع شدن47 شجره مطهره47 در کوه صفا و مروه
«
خروج دابّة الارض است كه در نزديكي (صفا) ظاهر مي شود. {47شجره مطهره47 انگشتر حضرت سليمان و عصاي حضرت موسي در دست اوست... هنگامي كه سرش را بلند مي كند همه كساني كه در ميان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهي او را مي بينند. وآن پس از طلوع خورشيد از مغرب است كه در آن هنگام درِ توبه بسته مي شود».47اسلام ناب محمدی47در کتب زرتشت 47 خرد شهر ایزد47منظور شجره مطهره 47اصل دین ها اسلام 47به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47. {47شجره مطهره }47 شاه مردان مهدی47
به ابجد دشمنانی خارذلیل1330-128حسین =1202 عمرابوبکرعثمان1202ان من المجرمین منتقمون 1202 ظالم 971+نفاق 231 ابوبکر=

 

کلمات جسم حروفند و روح کلمات عدد ریاضی آن است اعداد روح  حروف هستند، یعنی عدد  جان حرف میباشد. (الاعداد ارواح و الحروف اشباح) هر جسمی جانی دارد جان حروف عدد ریاضی آن است
 هر حرفی عددی دارد که در حقیقت روح و جان و بطن آن حرف میباشد،به ابجد امام 82 خط محمد علی فاطمه 82 +114 سوره قرآن = 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 منظور اهل بیت پیامبر خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم ابجد صغیر الله اکبر لا اله الا الله82  امام 82+12 بار در قرآن آمده = 92 محمد 92+5 تن خانواده رسوالله=97 کعبه 97+13 رجب تولد مولاء علی در محراب کعبه =110علی110 حامیان 110 دین الهی 110 جلوه الله 110نگین 110 دین الهی110علی در کعبه چون آمد به دنیا شکاف کعبه میگوید همین را بنازم من که داماد نبی را صحر ابن عم وصی مصطفی حله پوشه هل عطایو انما وارث گنجینه سره قضاء قابل تشریف قول لا فتا مولاء علیست  بدیدم بت شکن دوش نبی را یدالله دره خیبر چنان برکند از جاه ابوبکرو عمر قش کرد در جا مارو عقربو عنکبوت سیاه کی بوود جانشینه رسوله خدا 
 به ابجد امام 82+10 فروع دین = 92 محمد 92+92بدیدگه الله= 184+12 امام = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 کلید بدین الله196 امام کل دین196 کلید اسلام 196 کلید دین  یعنی حسین اگر دین شما کلید ندارد برای شما متاسفم دین شما دزدیه کلید ندارد ریاضی قرآن علم ابجد دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم خانواده بسیارشریف و محترم رسول خدا میباشد روح دینه اسلامی 196یا اولین ها طبیب جهان 196 دین اسلام 196 ضرب چهارده معصوم خانواده محترم رسول خدا 196روح دینه اسلامی 196 ضرب 14 معصوم در خودش 196 میباشد مومن 136+66 الله =202 مومن بدین 202  علی به ابجد کبیرو صغیر 136 علی 136 مومن 136 +66بدین 202 مومن الله 202 محمد 92+110 علی =202 مومن الله202 محمد و علی میباشندبه ابجد صغیر محمد 20+26 علی = 46 ماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202مومن الله 202 اهل لااله الاالله202محمد 92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 اباصالح  دینه 202دینه اباصالح 202دین حسینی202 صاحبا اهل دین 202 عالمیان202 اهل دین محمدی202 محمد علی 202مومن الله 202 محمد92+110 علی =202 مومن الله 202 محمد علی202دین حسینی202 {جلوه الله بدیدگاه الله 202 بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 اباصالح  دینه 202دینه اباصالح 202دین حسینی202 صاحبا اهل دین 202 عالمیان 202 محمد علی 202مومن الله202احکام اسلام 202 یا اصول دین 202 کلید ها اسلام 202 کلید ها بدین الله 202 امام کل دینها 202 یا اصل دین ها 202 آقا جانم ها 202محمد92+110 علی =202 مومن الله 202 محمد علی202دین حسینی202 وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی =202 محمد92+110 علی = 202 با صالح دین ها202باصالح دین ها 202کلید دین 128 حسین +74 فرقه = 202 صاحبا اهل دین 202 عالمیان 202 عالمانی202 علی محمد 202 وحی الهی بدین الله 202 بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 اباصالح  دینه 202دینه اباصالح 202دین حسینی202 صاحبا اهل دین 202 عالمیان 202 محمد علی 202مومن الله 202 یا اصول دین 202 کلید ها اسلام 202 کلید ها بدین الله 202 امام کل دینها 202 یا اصل دین ها 202 آقا جانم ها 202محمد92+110 علی =202 مومن الله 202 محمد علی202دین حسینی202{جلوه الله} وحی آمد در غدیر خم علی جانشین محمد است من کنتو مولاء فهذا علی مولاء هر که من مولای اویم این علی مولای اوست اهل دین انتخاب غدیره 1587 - 1202 سه خلیفه = 385 شیعه نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام فرقه های من درآوردی عمر یک بار هم در قرآن نیامده پس نامشان را به دیوار بکوبیم در قرآن نیامده است اهل دین الله202+110دین الهی +73 فرقه = 385 شیعه385راه الله با دین الله 385 385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء385 راه الله با دین الله 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385شیعه علی شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی لا اله الا الله166+ حق 108 +11 امام شهید = 385شیعه385فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 شیعه385 طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385 به ابجد امام 82+10 فروع دین = 92 محمد 92+92بدیدگه الله= 184+12 امام = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 کلید بدین الله196 امام کل دین196 کلید اسلام 196 کلید دین  یعنی حسین اگر دین شما کلید ندارد برای شما متاسفم دین شما دزدیه کلید ندارد نود درصد خانه ها 5 عدد کلید دارند نام شیعه هم مستقیم 5 بار در قرآن آمده5ضربدر5= 25 شیعه 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر بسه دیگه گمراهی خجالت بکشماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202مومن الله 202 اهل لااله الاالله202محمد 92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 اباصالح  دینه 202دینه اباصالح202امام کل دینها  202دین حسینی202 صاحبا اهل دین 202 عالمیان202 اهل دین محمدی202 محمد علی 202مومن الله 202 محمد92+110 علی =202 مومن الله 202 محمد علی202دین حسینی202 {جلوه الله بدیدگاه الله 202 بقرآن العظیم 1404-1202 سه خلیفه = 202 محمد 92+110علی = 202 اباصالح  دینه 202دینه اباصالح 202دین حسینی202 صاحبا اهل دین 202به ابجد امام 82+10 فروع دین = 92 محمد 92+92بدیدگه الله= 184+12 امام = 196 دین اسلام 196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 کلید بدین الله196 امام کل دین196 کلید اسلام 196 کلید دین  یعنی حسین اگر دین شما کلید ندارد برای شما متاسفم دین شما دزدیه کلید نداردحسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون و القلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت در جهان کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 به ابجد بسم الله الرحمان رحیم 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی به ابجد سرکشای خائن 1317-110 علی = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ابجدشان میباشدبه ابجد قولو لا اله الا الله تفلهوا 98 +12 حق = 110 علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 منادیه دین الهیبسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 منادیه 110دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین110 کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128128 امام الهی128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 امام الهی128 به ابجد آل الله97 اولین 97 کعبه 97 آل الله 97اولین 97 کعبه 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (حامی سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین بسم رب الشهداء و الصدیقین92 محمد 92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی 110 بسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110یمنی 110 اهل دینی 110 جلوه الله 110 با ایمانه 110 میدانه 110 نگین110 سیم 110 طلاء 110 نان جو 110نمک 110منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 به ابجد محمد 20+26 علی =46 ماه46+7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مرادنام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 است  فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده فاطمه چهار علی حسین چهار محمد دو حسن جعفر موسی 7+ 46 محمد علی=53  جانشین احمد53 باید نام خود و همسرش ابجدش53 احمد 53 بایدباشد جانم علی26+27 فاطمه = 53 جانشینه احمد53 دین کامل الله 53 محمد 20 الحمدو الله رب العالمین20 حرف20 الحمدو الله رب العالمین  20 محمد 20+26 علی = 46 ماه46 +7 ثبع المثانی من القرآن العظیم= 53 احمد محمدعلی 46+46= 92 محمد 92+18 ذالحجه"غدیرخم =110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین 110 به ابجد آل الله 97 کعبه 97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین  واقعیت دین 651 -541 عمر ابوبکر= 0 11 دین الهی 110 علی 110 دین الهی 110دین آدما 110علی بوده ماه 46 الهی 46 ماه 46 الهی 46 یعنی محمد 20+26 علی =46+26 علی = 72 شهید کربلاء 72+72= 144 ضرب دوازده امام یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144+52 جمعه در سال = 196 دین اسلام 196 دین اسلام196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد ماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202 اهل لااله الاالله202محمد92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202+110دین الهی +73 فرقه = 385 شیعه385راه الله با دین الله385 385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء385 راه الله با دین الله 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385شیعه علی شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی لا اله الا الله166+ حق 108 +11 امام شهید = 385شیعه385فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 به ابجد اسلام به ابجد صغیر و کبیر اسلام 144 ضرب 12 امام میباشدیعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144 اگر دین اسلام شما هستید بفرمائید ثابت کنید و نشانه هایتان را بفرمائید ما مثل شما نامرد نیستیم حق را می پذیریم به ابجد حق12 اسلام 12 حق12 ساعت 12 ماه های سال 12 اسلام 12 حق12فرق کافر و مومن ترک نماز است نماز دوای روح و غذای جسم است روز قیامت عده ای ازنماز گذاران بی نماز محشور میشوند بخاطر ارث گذاشتن برای فرزندان بی نماز ارث برای کافران نگذارید همه را در راه خدا انفاق کنید تا به بی نمازان چیزی نرسدو آنها خسرالدنیا و آخره" که هستند هم سختی دنیا بکشند هم آتش دوزخ هیچ وقت به فرزندان خود نگوئید نماز بخوان هر کدام بی نماز بود او را از ارث محروم کنید کاری کنید که اصلا" نفهمد به ابجد خائنا فاسد العقیده  1082- 541 فتنه ها = 541 عمرابوبکر به ابجد دشمن واقعی شیعه و دین الهی 1082-541 دشمنه اسلامی= 541 عمر ابوبکر541 بخائن منافقان ملحده 1082-541 آفت کلی= 541 عمر ابوبکر 541 +430 مقصر= 971 ظالم به دست میآید مقصر 430+541 عمر ابوبکر= 971 ظالم به دست میآید افرادی کودن بیشعور که قصب خلافت کردند قاصبان منافقن بی دینی1082-541 = 541 عمر ابوبکر541 منافقان بی بدین اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541آفت کلی 541 دشمنه اسلامی541مجرمین بدین اسلام 541فتنه ها 541 پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا می خیزند به ابجد

 

امام علی علیه السلام می فرمایند: از رسول خدا در مورد حروف ابجد سؤال شد، آن حضرت فرمودند: قال رسوالله (ص)

 

 تفسیر حروف ابجد را یاد بگیرید؛ چرا که همه آن شگفتی است، وای بر عالمی که از تفسیر آن جاهل باشد. به ابجدشیطان22 عمر22مقصر 22ابابکر22شیطان22هذیان22عمر22دشمن اسلام22 بازم بگو22دشمن اسلام22عمر22شیطان22ابابکر22لعنت22مقصر22پررو22درآتشه22 دوزخه22مجرمان22منافقان22ملحد22نابحقه 22بناحقه22مقصر22عمر 22ابابکر22هذیان22دروغ22کلک22نیرنگ22کید22نابکار22مکارا22روباه 22جهل تمام22بااباجهلا22باجهالت22 منکر22دشمن اسلام22عمر22 ابابکر22شیطان22اهل شرب22شرابیا 22بمشروب22بخورها22شرابیا 22اهل شرب22بشرابخار 22عمر22شیطان22ابابکر22نابکار22لواط 22نابکار22سست ایمان 22ایدز22لواط22ایدز22فاحشه22بدیها22عمر 22سست ایمان22جنگ طلب 22لامذهب22دشمن اسلام 22ابابکر22

 

ره الله31 کلام حق31قرآن ناطق 31 نور قرآن31یعنی 5 تن +12 امام +14 معصوم=31علی 26بخوبی ها26سیمرغ26راه حق26علی 26امام دین26بتشکنی26بدوش نبی26وصیت26بیعت26غدیر26 26علی26جان محمد26بدامادی26 باجان اسلامه26امام دین26 یقین26راه حق26دین خداه 26جان محمد26یا تقوا26درستی26دین خداه 26جانشینانه 26جان محمد26 هزارباب26راه حق26علی26 عشق حق26دوست حق26فروغ 26دینی26آفتابی26طلاء26علی 26 مستقیم 26ره راست26بسم رب شهدا26راه حق 26علی 26 زاده محراب شهید محراب علی فرمود هر علمی هزارباب داردوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:
واقعا" حق دارید شیفته جمال با صفای حضرت مهدی نمونه عالم شوید خدا همه جاست گنج دین همه جاست و میبیند شما را امام جواد عليه السلام فرمود:
با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیانت رستگاران اهل عالمید وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 والله25 یا بنی 25کعبه 25آل الله 25 بانام آدم ها 25 بار در قرآن نام25 آدم انسانی 25 آدم باش انسان باش و حق را بپذیر نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر نفهم بفهم  به ابجد صغیر فرقه25شیعه25 یا بنی 25 کعبه 25بهترها۲۵ یا بنی 25کعبه ۲۵به امر خدا ۲۵ اصل حق ۲۵جلوه خدا ۲۵ بسیجی۲۵بجهادی ۲۵دلاور۲۵ جانه جانانه۲۵ محشره ۲۵ عاشقی ۲۵ره رسم۲۵اساسه ایمان ۲۵ایمان بخدا ۲۵علم خدا ۲۵بی انتها ۲۵استواره  ۲۵و مخلصونا ۲۵مخلصی۲۵رهحق ۲۵ضرب  ۵تن ضربدر ۵ =۲۵فقط یک فرقه اهل نجات  است۲۵ شیعه  میباشد ۲۵کعبه  ۲۵ رسول خدا ۲۵شناخت امامتت2۵ تقواء ۲۵عدالت ۲۵ بترازوی عدالتی۵۶۶-۵۴۱ عمر ابوبکر=25  به ابجد (دین حق و حقیقت کدام

 

 نام امام 12 بار در قرآن آمده است نام شیعه 5 بار در قرآن آمده است 5ضربدر 5= 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم آدم باش و حق را بپذیر اگر دین نداری لااقل آزاد مرد باش پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 اولین 25دین آدمی25به مکتب25پیامبر25دین آدم25اسم اعظمه 25بانام هاخاتم25محمده 25والله25 یاور 25استاداعظم 25نظرقرآن25 کعبه 25شیعه25والله 25باحقی25 قرآنی25به قدیس25شیعه25مخلصی 2استاداعظم25 نظرقرآن25شیداء25شیعه 25کعبه 25یا بنی 25به امرخدا25مخلصی25عاشقی22بادینها25یابنی25 بسیجی25خوشآمدی25والله25باحقی25یابنی25قرآنی25کعبه25شیعه25مخلصی25تقواء25عدالت 25 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشیدوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:قرآن را که قبول داری نام شیعه5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر 5= 25 شیعه 25اصل حق25آل الله25جلوه خدا25کعبه25خدایی25باحقی 25خدایی25 اصل حق 25بی باک 25 بپدیده25 زوایا25کعبه25 خدایی 25باحقی25 با نامه آدما 25نام آدم هم 25 کعبه25والله25نام آدم25 باردرقرآن آمده آدم باش و حق رابپذیربدبخت ونامردنباش چشمهایت راباز کن دارم با آیه قرآن باشما صحبت میکنم سمن بکمن عمیون فهم لا یعقلون اگر خدا کور و کرت گنگت نکرده باشه ان شاء الله حق را می پذیری و مثل یک مرد حق را میپذیریواقعا" حق دارید شیفته جمال با صفای حضرت مهدی نمونه عالم شوید خدا همه جاست گنج دین همه جاست و میبیند شما را امام جواد عليه السلام فرمود: با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیانت رستگاران اهل عالمید وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 والله25 آل الله 25 بانام آدم ها 25 بار در قرآن نام25 آدم انسانی 25 آدم باش انسان باش و حق را بپذیر نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر نفهم بفهم  وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25یا بنی 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 بانام آدمها 25 گنج قرآنه25 خدایی 25نفس قرآن 25 شیعه25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 با نام آدمها 25خدایی 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25   25باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ هرکسی شیعه نباشد بدبخت عالم style="color: #0000ff;">پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد چرا شما شیعه هستی بخاطر اینکه از فرزندان عزیز کوثر قرآن فاطمه دختر رسوله 25خدایی 25والله 25شیعه 25 ابن رسول25 ابن بتول25 والله25 تقواء25 عدالت 25 اولین 25دین آدم25یا بنی25کعبه25 شیداء 25شهید ها 25 خوش آمدی25بسیجی 25 «ايستاده» 25 (قائم) در کتاب شاکموني؛ ایستاده 25«ماشيع» (مهدي بزرگ) در تورات عبراني؛ شیعه 25 ماشیع 25نظر قرآن 25 استاد اعظم 25علمه 25 والله 25 راستگوها 25 ماشیع25«ماشيع» (مهدي بزرگ)

 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:

 

نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25یا بنی 25 کعبه25 آل الله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش
واقعا" حق دارید شیفته جمال با صفای حضرت مهدی نمونه عالم شوید خدا همه جاست گنج دین همه جاست و میبیند شما را امام جواد عليه السلام فرمود:
با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیانت رستگاران اهل عالمید وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 والله25 یا بنی 25کعبه 25آل الله 25 بانام آدم ها 25 بار در قرآن نام25 آدم انسانی 25 آدم باش انسان باش و حق را بپذیر نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر نفهم بفهم  به ابجد صغیر فرقه25شیعه25 یا بنی 25 کعبه 25بهترها۲۵ یا بنی 25کعبه ۲۵به امر خدا ۲۵ اصل حق ۲۵جلوه خدا ۲۵ بسیجی۲۵بجهادی ۲۵دلاور۲۵ جانه جانانه۲۵ محشره ۲۵ عاشقی ۲۵ره رسم۲۵اساسه ایمان ۲۵ایمان بخدا ۲۵علم خدا ۲۵بی انتها ۲۵استواره  ۲۵و مخلصونا ۲۵مخلصی۲۵رهحق ۲۵ضرب  ۵تن ضربدر ۵ =۲۵فقط یک فرقه اهل نجات  است۲۵ شیعه  میباشد ۲۵کعبه  ۲۵ رسول خدا ۲۵شناخت امامتت2۵ تقواء ۲۵عدالت ۲۵ بترازوی عدالتی۵۶۶-۵۴۱ عمر ابوبکر=25  به ابجد (دین حق و حقیقت کدام

 

 نام امام 12 بار در قرآن آمده است نام شیعه 5 بار در قرآن آمده است 5ضربدر 5= 25 نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم آدم باش و حق را بپذیر اگر دین نداری لااقل آزاد مرد باش پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 اولین 25دین آدمی25به مکتب25پیامبر25دین آدم25اسم اعظمه 25بانام هاخاتم25محمده 25والله25 یاور 25استاداعظم 25نظرقرآن25 کعبه 25شیعه25والله 25باحقی25 قرآنی25به قدیس25شیعه25مخلصی 2استاداعظم25 نظرقرآن25شیداء25شیعه 25کعبه 25یا بنی 25به امرخدا25مخلصی25عاشقی22بادینها25یابنی25 بسیجی25خوشآمدی25والله25باحقی25یابنی25قرآنی25کعبه25شیعه25مخلصی25تقواء25عدالت 25 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده و 7 بار با ترکیباتش 7+5= 12 بار نام شیعه در قرآن آمده  ولی نام فرقه های باطل دین یک بار هم در قرآن نیامده مرد باشید و حرف حق را بپذیرید اینقدر بدبخت و نامرد نباشیدوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:قرآن را که قبول داری نام شیعه5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر 5= 25 شیعه 25اصل حق25آل الله25جلوه خدا25کعبه25خدایی25باحقی 25خدایی25 اصل حق 25بی باک 25 بپدیده25 زوایا25کعبه25 خدایی 25باحقی25 با نامه آدما 25نام آدم هم 25 کعبه25والله25نام آدم25 باردرقرآن آمده آدم باش و حق رابپذیربدبخت ونامردنباش چشمهایت راباز کن دارم با آیه قرآن باشما صحبت میکنم سمن بکمن عمیون فهم لا یعقلون اگر خدا کور و کرت گنگت نکرده باشه ان شاء الله حق را می پذیری و مثل یک مرد حق را میپذیریواقعا" حق دارید شیفته جمال با صفای حضرت مهدی نمونه عالم شوید خدا همه جاست گنج دین همه جاست و میبیند شما را امام جواد عليه السلام فرمود: با ارزش ترين اعمال شيعيان ما انتـظار فـرج است.امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم استوَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیانت رستگاران اهل عالمید وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 25 شیعه 25 والله25 آل الله 25 بانام آدم ها 25 بار در قرآن نام25 آدم انسانی 25 آدم باش انسان باش و حق را بپذیر نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر نفهم بفهم  وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25یا بنی 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 بانام آدمها 25 گنج قرآنه25 خدایی 25نفس قرآن 25 شیعه25 وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه 25پیامبر فرمودفقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ پسر انسان 25 آدم مرد25 آل الله 25 والله 25 با نام آدمها 25خدایی 25 گنج قرآنه25 نفس قرآن 25 شیعه25   25باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ هرکسی شیعه نباشد بدبخت عالم style="color: #0000ff;">پیامبر فرمود هیچ کسی شیعه نخواهد شد مگر فرزند دخترم فاطمه باشد چرا شما شیعه هستی بخاطر اینکه از فرزندان عزیز کوثر قرآن فاطمه دختر رسوله 25خدایی 25والله 25شیعه 25 ابن رسول25 ابن بتول25 والله25 تقواء25 عدالت 25 اولین 25دین آدم25یا بنی25کعبه25 شیداء 25 شهید ها 25 خوش آمدی25 «ايستاده» 25 (قائم) در کتاب شاکموني؛ ایستاده 25«ماشيع» (مهدي بزرگ) در تورات عبراني؛ شیعه 25 ماشیع 25نظر قرآن 25 استاد اعظم 25علمه 25 والله 25 راستگوها 25 ماشیع 25«ماشيع» (مهدي بزرگ)

 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:

 در تورات و انجیل  فارقلیط وپرکلیتوسه 47به ابجد 47کسانی است که نام آنها بر سر زبان ها باشد و همه کس آنها را ستایش کنندبه علم ریاضی علم ابجد قرآن  پرکلیتوسه  47 منظور نبوت خاتم و اهل بیت او میباشند  پرکلیتوسه 47 به شگفتی آيه تطهير دقت کنیم: این آیه قرآن 47 حروف دارد 47 شجره مطهره 47 و 12 امام هم حروف اسمشان 47 میباشد  این آیه نورانی اهل بیت هم 47 حروف میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد. تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن7 بار آمده محمد 4+علی3= 7 بار آمده محمد فاطمه چهار علی چهار محمد دو حسن جعفر موسی 7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن7 باردر قرآن منظور میباشدمحمد علی فاطمه حسن حسین جعفر موسی 7 و سرور عالم منجی تمام ادیان قائم آل محمد(عج) که در راه است انشاء الله با عصای و انگشتر سلیمان دردست درراه است47 شجره مطهره 47 منظور خانواده پیامبر میباشد ابجد 47 شجره مطهره 47 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد.اکنون به آیه تطهیر دقت کنید این آیه نورانی در باره اهل بیت پیامبر فرزندانش میباشد که جمع حروف اسمشان 47 کلمه به اندازه  47 کلمه آیه تطهیر میباشد 47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشدالله یانشانه ها اسلام 5 حرف بدون نقطه در یک کلام 132یعنی 2ضربدر3=6+1 الله = 7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده به ابجد کبیر و صغیر اسلام 144 ضرب 12 امام در خودش میشود 144 یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن =144 الله یا نشانه ها اسلام 685-541 فتنه ها عمر ابوبکر=144 به ابجدکبیر اسلام 132+92 محمد +110علی +17 نماز =351 قرآن351 حقایق اسلام351 فارسی     351دین اسلام ناب محمدی 351 اهل دین دین واقعی 351 ابراهیم محمد 351 قرآن351اسلام حق علیا 351قرآن میفرماید و رفعنا مکان علیا351 فارسی351+14معصوم=365روز سال5+6+3=14 معصوم

 

امیر مؤمنان در ضمن خطبه مفصّلي كه در مورد دجّال ايراد فرموده است، بعد از شرح كشته شدن دجّال مي فرمايد:
«
پس از آن47 «طامّه كبري »47 است» اصحاب پرسيدند: «طامه كبري » چيست؟ فرمود:جمع شدن47 شجره مطهره47 در کوه صفا و مروه
«
خروج دابّة الارض است كه در نزديكي (صفا) ظاهر مي شود. {47شجره مطهره47 انگشتر حضرت سليمان و عصاي حضرت موسي در دست اوست... هنگامي كه سرش را بلند مي كند همه كساني كه در ميان مشرق ومغرب هستند به قدرت الهي او را مي بينند. وآن پس از طلوع خورشيد از مغرب است كه در آن هنگام درِ توبه بسته مي شود».47اسلام ناب محمدی47در کتب زرتشت 47 خرد شهر ایزد47منظور شجره مطهره 47اصل دین ها اسلام 47به اصله اسلامی 47 اسلام ناب محمدی 47 با مومن دین اسلام47 مومنان دین اسلام 47. {47شجره مطهره }47 شاه مردان مهدی47

 

.47+12 امام = 59 مهدی این آیه قرآن هم 59 حرف میباشد بشمار و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین 59 مهدی 59 زمین 59 از آن 59 مهدی 59 میباشد این آیه ولایت ائمه هدای هم 59 حرف دارد سلام بر دابه" الارض مولاء قائم آل محمد (عج)

 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده ولی نام 74 فرقه گمراه یک بار هم در قرآن نیامده خداوند اندازه گوزفند هم برای آنها ارزش قائل نشده راست میگم دیگه گمراهی هم حدی دارد ای بدبخت ای بیچاره نام امام هم 12 بار در قرآن آمده نام آدم 25 بار در قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیرنفهم بفهم پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه25 شیعه25 آل الله25 والله 25 آل الله25 کعبه 25با آل قرآن25

امتی که راضی به کشتن فرزند پیامبرش باشدوحق را نپذیرد قطعا" اهل دوزخ است ان شاء الله در دنیا هدایت شده و به دوزخ ختم نخواهد شد تا دیر نشده توبه کنید نام شما یک بار هم در قرآن نیامده ولی نام شیعه 12 بار در قرآن آمده است أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ طبق آیه قرآن فقط شیعه بحق و رستگار عالم است قال رسو الله یا علی انت و شیعتک هم الفائزون یا علی تو و شیعیان رستگاران اهل عالمید
 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

 

محمد علی فاطمه حسن حسین583عاشوراه عاشوراه583امت اسلامی583اهلبیت فاطمه583

 

دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر=128حسین        

 

الله 66+66 بدین= 132 اسلام -4 خلیفه=128 حسین    

 

جانشین بپیامبر669-541فتنه ها=128حسین

 

 وصی پیامبر359-231 ابوبکر نفاق= 128حسین

 

گل زمانflorگل زمان128حسین128دینه مهدی وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ به ابجد لااله الا الله165 + 128حسین +92 محمد = 385 شیعه385 فلسفه دین الله 385بدین واقعی اسلام 385  حسین شیعه واقعی الله و محمد است فقط یک جانشین الله میتواند شیعه محمد باشدکعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب style="color: #0000ff;">یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی 128 امام الهی128جان دینی128 به اصل128بدین های الهی 128 نگا یا الله 128 نگاه ها الله 128یا نگا الله 128با جانه الله 128به جان الله 128دین ماه128حسین128با الله هو مدد 128امام همام 128کلید دین 128 به دینو مذهب128امام همام128 حسین 128 یعنی کسی که برای نماز شهید شد128  هشت ضربدر 2+1= 17 یا 8+2+1= 11 امام

اهل مذهب ما128گل زمان128جان دینی 128یاگنج دین128امام الهی128امام همام128کلید دین128 اهل محمد 128اله محمد128حماسه ای128یا نی نوا128امام آدما 128امام الهی128به طبیب زمان128آقا بگذاردیگران هم فکرکنندحق باآنهاست شما بزرگوارهستیدستاره هابخاطر دوریشون ازخورشید اونو خوب نمیشناسند128به یا علی 128 بدیدگاه اهل الله128حکیم کل128آل محمده 128حکیمن128ایام بدینی 128بدیدگاه اهل الله128یاگنج دین128اهل محمد 128 باآقاطبیب 128طبیب دین ما128امام الهی128 بکل ادیانی128یاباکل دین128جان دینی128جان جهانی128 کلیددین 128امام الهی128اهل مذهب ما128امام الهی128یا نی نوا128یحسن128جان دینی128 بدیدگاه اله الله128حسین128محبوب دینها128بامحبوب الله128 گل زمان128حسین 128به طبیب اهل بجهان 128حماسه ای128بدیدگاه اهل الله128اهل مذهب ما128به جان الله128کلیددین128 حسین 128امام الهی128کلیددین 128با دادگاه دین128حسین128 به یادین الهی128باجانه الله128 اصولا128اهل مذهب ما128یاماه ادیانه128ایام بدینی128باب ایامه الله128گنج دین 128کلیددین 128امام آدما128حسین 128بدین های الهی12 بنگاه دین هانصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه=128اهل مذهب اله 128حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند با محبوب الله 128 محبوب دینی 128 حسنی 128 باکل سیدا128 با کل ادیانی 128دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید128به طلب های دین128 روز عاشورا امام حسین فرمود برای چه می خواهید بااهل بیت و فرزندان پیامبرتان بجنگید گفتند بخاطر انتقام ازعلی تمام کفار را علی به درک واصل نموده بود در کنار پیامبر روز قیامت خداوند همه را به دوزخ خواهد ریخت شما هم که حق را نمی پذیرید در زمره کافران دوزخی خواهید بود  کافران بدوزخ 971 ظالم 971 +231 نفاق ابوبکر=1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 بکافران محض 1202 ارتش کفار1202 عمر ابوبکر عثمان 1202به پادشاه نفاق اهل دوزخ 1202
«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.  نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید
«مااز کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است امتیاز پنجم که  بسیار بزرگ میباشد.آن است که حسین (ع) عشق و وفاداری و گذشت در راه خدارا عملا معنی کرد و باید گفت اگر عمل امام حسین (ع) در روز عاشورا نبود.بسیاری از مفاهیم و لغات معنی نمیشد.

 

جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین به ابجد دین خدا 669 -541 دشمنه اسلامی = 128 حسین به ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128

 

 نصبه خلافته الله1330-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

 

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشیدبه ابجد کبیر و صغیر الله 86+583 پنج تن= 669 -541 عمر ابوبکر= 128 حسین128 کلید دین 128حسین128 کلید دین 128جانه جهانی 128نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 .کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128   حسین128امام الهی128گلها محمد128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی با محبوب الله128 یا گنج دین128 گنجینه ای 128 با گنج ها بدین 128دین دین 128اهل محمد128 حسین128به طبیب زمان128امام الهی128الکعبه128 باالزمزم128کلیددین128جان جهانی128با گل دین97+ 5تن+12امام+ 14معصوم= 128بدین های الهی 128 حکیمن128محبوب دینها128با محبوب الله 128حسین 128الکعبه128بطبیب هاکعبه 128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی 128باامام اول ها128حماسه ای128حسین128به طبیب زمان 128 حسین 128به ابجد واقعیت الله 633-541 فتنه ها = 92 محمد92محمد92 اهل مذهبه92 مذهب ما 92 طبیبی مهدی92طبیب جهانی92 امامی 92 بگلهای آدم 92 امامی 92 به مهداله92 +5 تن = 97 کعبه 97 اولین 97 کعبه 97اولین97 امامیه 97 + 5 تن +12 امام +14 معصوم = 128 حسین128 باطبیبی امامی 128 حسین یعنی حماسه سازیاران نام آور دینحسین یعنی حم سین یا نون والقلم ومایسطرون کسیکه خط شجاعت شهامت وشهادت راترسیم نمودحسین یعنی حامی سایر یاران نام آور 97 با گنج ما 97کعبه97اولین 97آل الله97 با گل دین97 آب زمزم 97 +13رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110با ادب اهل دین 110با گلهای میوه 110به زمانه 110با سلام قاتی نکن هر چیزی جای خودش ما همه پیامبران الهی را دوست داریم و فرقی بین حضرت آدم و حضرت زرتشت نمیبینیم همه با هم فامیلیم و بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند میگویند آدم تا خاتم نبوت تا امامت عشق و معشوق آسیاب نوبت به نوبت این چرا اون چرا نداریم همه ادیان منتظر آخرین منجی عالم هستند سلام بر سوشیانت بزرگ مولاء همه ادیان منتظر جمال زیبا و دلربای شما هستند آقا میشود دوباره جهان روی عدالت و تقوای شما را ببینندبه علم ریاضی ابجد دین الهی 110 علی 110 منادیه 110 جلوه الله 110 دین الهی110 امام مهدیه 110امامه مهدی110دین الهی110  جلوه الله110 دین ماه 110ماه دین110دین الهی110 سوشیانتی 737-541 فتنه ها = 196 دین اسلام 196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی196 کلید اسلام 196 ضرب 14 معصوم ضربدر خودش میشود 196 کلید اسلام 196 هر دینی کلید داشته باشد بحق 110 دین الهی 110 بحق 110 علی 110 امام مهدیه 110 دین الهی 110 جلوه الله110 امامه مهدی 110 همان سوشیانت است  سلام و درود بر منجی عالم به هر نامی که میگویند باشد برای ما فرقی نمی کند به ابجد حسین 128 کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128 هر دینی کلید نداشته باشد کامل نیست به ابجد کعبه97 اولین 97 آل الله 97 محمد 92 +5 تن = 97 کعبه 97  کعبه97 آل الله97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین 128+7=135 طبیب الهی الله135 فاطمه 135گنج های الله 135 دینه الله135+110 علی = 245 دینه اسلام 245 علی +فاطمه =245 دینه بحق الله 245فاطمه و علی 245 دینه بحق الله 245 میباشند مدار 245 راه بهشت از مدار 245 درجه میگذرد اگر مدار شما دین دیگر است همه به جهنم ختم میشود  ظالم 971 یا مدار دوزخی جهنم 971 -430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 اهله شر 541 مرگ کافر 541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام 541 دشمنه اسلامی 541

 

وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ:نام شیعه 5بار مستقیم در قرآن آمده 5ضربدر5= 25 شیعه25 آل الله 25 والله25 پیامبرفرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجدفرقه 25 شیعه 25 آل الله 25 والله 25 نام آدم 25 باردر قرآن آمده آدم باش و حق را بپذیر آدم باش و شیعه باش وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ فرقه های باطل اگر شما هم نام فرقه هایتان در قرآن میباشد بفرمائید نامردان بی دین حرامی پر مدعاء خداوند در قرآن به اندازه گوزفند هم برای شما ارزش قائل نشده به ابجد عمر 310 گمراه دین310 حرامیان 310 کفری310عمر 310ابله منافقا310جاهل منافق310منکر 310حرامیان 310عمر310 جهل عرب310 اباجهل دردین 310نیرنگ310 حرامیان 310عمر310جهل عرب310 کفری310عمر310گمراه دین 310جهل عرب310 اباجهل در دین310پلیدی بقاصبانی310 ناهنجار310گمراه دین310جهل عرب310اباجهل در دین310پلیدی بقاصبانی310ناهنجار310 ابله منافقا310جاهل منافق 310با اهل منافق310عمر310فاسق دینه 310جهل عرب 310 عمر 310 اباجهل در دین 310اهمیت بحث های مهدوی امام سجاد علیه السلام :مردم زمان غیبت که گفتمانشان امامت مهدی است و منتظران ظهوراو هستند حتماً از اهل هر زمانی برترند زیرا خدا به آنها عقل ها وفهم ها و معرفتی بخشیده که غیبت برایشان به مثابه ی مشاهده امام است .جایگاه ایشان مانند کسانی است که در رکاب پیامبر خدا ص با شمشیر بهجهاد می پردازندایشان حقیقتاً مخلصند و شیعه راستین ما هستند ،و در نهان و آشکار دعوت کننده به دین خدا هستند -و فرمود : انتظار فرج خود بالاترین گشایش و فرج است.ابجد 5 تن آل عباء 583

 

 به ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583 به قرارداد الله 583 امت اسلامی583اهل دین قرآن اسلام 583 با عشق علی 583به ابجد  اهل دین 100+351 قرآن +132 اسلام 132به جانه الله = 583شبکه نور 583 این عددنورانی راازراست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندشیعه385نام شیعه 12 بار در قرآن آمده ولی نام شما و فرقه هایتان یک بار هم در قرآن نیامده علم ریاضی قرآن هم که نمیفهمی ابجد خانواده محترم پیامبر583 محمد علی فاطمه حسن حسین 583 عاشوراه 583 شبکه نور 583به قرارداد الله 583 امت اسلامی 583 اهل دین قرآن اسلام 583 این عددنورانی را از راست بخوان براستی شیعیان فرزندان اهل بیت پیامبرندشیعه385 نام شیعه 12بار در قرآن آمده 385طبیب بحروف الله 385 رسول خدا فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 مرد عالم385اسلام پیامبر385 فقط دین اسلام 385

 

جانشین بپیامبر669-541عمر ابوبکر= 128 حسین 128یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی128

 

نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

 

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید

 

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟

 

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

 

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

 

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

 

اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید

 

محشر الله الله است می دانی چرا؟

 

یک بغل باران الله الصمد آورده ام

 

نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

 

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف

 

راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

 

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست

 

فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

 

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید

 

انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

 

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد

 

باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

 

کمال الدّین و تمام النعمة ج1ص 58 به ابجد شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319 شهید 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385 دین ناب الله محمد علی 385به ابجدشهید الله 385 فلسفه دین الله 385 نماز مسلمان 319شهید  319 اسلام واقعی 319 نماز مسلمان 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319 فلسفه دین 319 +66 الله =  385 شیعه 385   فلسفه دین 319 +لا اله الا الله46= 365 روز سال فلسفه دین 319 +26 علی +20 محمد = 46 = 365 روز سال 365+20 محمد = 385فلسفه دین الله 385شیعه385پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 با قانون الهی دین الله 385 قانون اساسی الهی 385 فلسفه دین الله 385 زنده با دین بحق حسینی 385

 

پیامبر فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 اسلام واقعی الله 385 فلسفه دین الله 385 شیعه 385 با آل قرآن 385دین ناب الله محمد علی 385 بدین واقعی اسلام 385 با قانون الهی دین الله 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 حکم الهی دین الله 385 بیداریهای اسلامی 385 با وصی دین محمد علی 385 موسی به هارون 385 با عقل کل اسلام 385 فقط دین اسلام 385 اسلام پیامبر 385 سربازانه مهدی 385 فلسفه دین الله 385 با قانون الهی دین الله 385 دین ناب الله محمد علی 385 با مقام دین اسلامه 385
دیدم چند روزه کل ستاره ها نیستن فهمیدم رفتند مسافرت ان شاء الله خوش بگذره برای همه وبلاگ نویسا آرزوی سلامتی دارم

 

حسین یعنی قلب اسلام حسین یعنی سرنوشت دین حسین یعنی کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 حسین یعنی 128امام الهی 128 حسین یعنی حافظه فراموش نشدنی تاریخ حسین یعنی عاشوراه شهامت شجاعت شهادت حسین یعنی کربلاء حسین یعنی کشتی نجات حسین یعنی کعبه دلها حسین یعنی عشق الله حسین یعنی ثارالله حسین یعنی حزب الله حسین یعنی مظلومیت فاطمه حسین یعنی درس آزادگی حسین یعنی اگر دین نداری آزاد مرد باش حسین یعنی تبلیغ دین حسین یعنی مهدی تنها نیست حسین یعنی بسیجیان عالم حسین یعنی حزب الله حسین یعنی فتح مکه حسین یعنی آزادی قدس شریف حسین یعنی ظهور مهدی {عج} حسین یعنی جان دین شیعه امیر المومنین 

 

امام حسین (ع) علاوه بر فضایل حسبی و نسبی که همه اهل بیت دارا میباشند.امتیازهایی هم در میان اهل بیت علیهم السلام دارند.

۱-اولین امتیاز این است که ائمه طاهرین علیهم ال سلام همه از صلب او هستند.از این جهت روایاتی از رسول اکرم آمده است که به این امتیاز تصریح شده است.سلمان فارسی میفرماید((حسین در دامان رسول اکرم (ص) نشسته بود و حضرت اورا میبوسید و میفرمود:(انت السید ابو الساده انت الامام ابن الامام ابوالائمه انت الحجه ابن الحجه ابو الحجج تسعه من صلبک و تاسعهم قائمهم)(تو بزرگی و پدر بزرگانی .تو امامی و پسر امامی و پدر امامانی.تو حجت خدایی و پسر حجت خدایی و پدر حجت خدایی و آن حجت های خداوند نه نفرند که از نسل تو هستند و نهمین آنان قائم آل محمد است)(کمال الدین/ج۱.ص۲۶۹.حدیث۱۲)

۲ـدومین امتیاز این که تداوم حیات اسلام مرهون شهادت اوست.همانطور که در حدیثی ذکر شده:(الاسلام بالنبوی الحدوث و بالحسینی البقا)اگر به تاریخ مراجعه شود .فهمیده میشود که اگر قیام حسین و اسارت اهل بیت آن بزرگوار نبود.نامی از اسلام باقی نمانده بود.

امام حسین(ع) وقتی که ستمگران بنی امیه میخواستند بیعت با یزید را به ایشان تحمیل کنند به این امتیاز اشاره میکند:

(لو بایعت یزید فعلی الاسلام السلام)اگر بایزید بیعت کنم باید فاتحه اسلام را خواند.

۳-سومین امتیاز امام حسین (ع) شعله های محبت او در دلهاست.رسول کرم (ص)میفرمود:(ان للحسین حراره فی قلوب الناس لن تبرد ابدا):

همانا برای حسین .محبتی در دلها شعله ور است که هرگز خاموش شدنی نیست.

۴-چهارمین امتیاز برای ابی عبدالله الحسین.ع.این است که در تربت او شفا است و استجابت دعا در حرم مطهر او از نظر روایات مسلم و قطعی است.(مناقب ابن شهر آشوب/ج۴.ص۸۲) معنی دین خداوند حسین 

۵-امتیاز پنجم که  بسیار بزرگ میباشد.آن است که حسین (ع) عشق و وفاداری و گذشت در راه خدارا عملا معنی کرد و باید گفت اگر عمل امام حسین (ع) در روز عاشورا نبود.بسیاری از مفاهیم و لغات معنی نمیشد.حسین(ع) در روز عاشورا میفرماید:((اللهم انت ثقتی فی کل کرب و انت رجائی فی کل شده و انت لی فی کل امر نزل بی ثقه و عده.کم من هم یضعف فی الفواد و تقل فی الحیله و یخذل فی الصدیق و یشمت فی العدو انزلته بک . شکوته الیک رغبه منی الیک عمن سواک ففرجته عنی و کشفته فانت ولی کل نعمه و صاحب کل حسنه ومنتهی کل رغبه)) {۱}

ای خدا ! پناه من در هر غمی تو هستی و امید من در هر سختی تو هستی.در هر چه بر من روی اورد.تو پناه و یاری کننده من هستی.چه بسیار از غم هایی که دل را به تپش در میاورد و چاره را کم میکند و رفیق را درمانده و دشمن را خشنود میکند.به تو واگذار نمودم و شکایت آن را به تو کردم برای رغبتی که فقط به تو داشتم نه به غیر تو.و تو آن غم را دفع کردی.پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبی هستی و منتهای هر آرزو تویی.

او هر چه دارد در راه حق فدا میکند.مال.عیال.اصحاب.اولاد.و حتی طفل شیرخوار را.ودر گودال قتلگاه چنین میگوید:

ترکت الخلق طرا فی هواکا                    وایتمت العیال لکی اراکا

ولو قطعتنی فی الحب اربا                     لما حن الفواد الی سواکا {۲}

ای خدا!از همه کس.از همه چیز در راه تو گذشتم و برای ملاقات تو از همه وابستگان چشم پوشیدم.ای خدا!اگر در راه محبت تو پاره پاره شوم.دل من به سوی غیر تو تمایل نخواهد کرد.

آری!این است حقیقت ایمان و سیر الی الله تعالی.که در وجود سراسری امام حسین علیه السلام متجلی بود.

۱-منتهی الآمال/ج ۱

۲-محدث قمی(رحمه الله علیه)این اشعار را در ضمن مرثیه ای از کتاب معراج المحبه.در جلد ۱منتهی الآمال آورده است.

 

به ابجدحسین128امام الهی 128 حسین128 امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین الهی 110 نگین 110 دین الهی 110 علی 110به ابجد وصی پیامبر 359-231 ابوبکر=128 حسینبه ابجد برترین دین 926-541عمر ابوبکر= 385 شیعه 385قال رسوالله فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385شیعه 385 فقط دین اسلام 385 فقط دین اسلام 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 به ابجد بهترین دینها737-541 عمرابوبکر= 196 ضرب 14 معصوم 196 میباشدبه ابجد خدای کلمات 1106-1202 سه خلیفه= 196 اصول دین 196 دین اسلام 196 حامی بدین الله196 با ضرب 14 معصوم 196 دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم در خودش میشود 196 ضرب 14 معصوم در 14 = 196 میباشد به ابجد محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم برادران یوسف اورا به 18 درهم فروختند دختر رسول خدا را در 18 سالکی به شهادت رساندند  به ابجد دشمن فاطمه 529+12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 شرما 541قاتلی541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541 اولین احمقان قاصب541 عمر ابوبکر541 فتنه ها 541 آفت کلی541 دشمنه اسلامی 541 اهله شر541 قاتلی 541 آفتین
اهل دین قانون شیطان 677-136 مومن = 541 عمر ابوبکر به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 

 

حسین یعنی حماسه ساز یاران دین حسین یعنی حما سه ساز دین حسین یعنی حم سین نون و القلم و ما یسطرون حسین یعنی ترسیم کنند خط شهادت در جهان کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128128 امام الهی128 ابجد آل الله97 اولین 97 کعبه 97 آل الله 97اولین 97 کعبه 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (حامی سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حامی سایرین حسین یعنی حماسه تاریخ سایرین  حماسه سعادت یاور نام آوران حسین یعنی خورشید ماه عالم قمر بنی هاشم حسین یعنی شمع عباس یعنی پروانه حسین یعنی اقیانوس عباس یعنی دریا دل حسین یعنی قلب اسلام حسین یعنی سرنوشت دین حسین یعنی کلید دین 128 کلید دین 128 حسین 128 حسین یعنی حافظه فراموش نشدنی تاریخ حسین یعنی عاشوراه حسین یعنی کربلاء حسین یعنی کشتی نجات حسین یعنی کعبه دلها حسین یعنی عشق الله حسین یعنی ثارالله حسین یعنی  حزب الله حسین یعنی مظلومیت فاطمه حسین یعنی  درس آزادگی حسین یعنی اگر دین نداری آزاد مرد باش حسین یعنی  تبلیغ دین حسین یعنی مهدی تنها نیست حسین یعنی بسیجیان عالم حسین یعنی  حزب الله حسین یعنی  فتح مکه حسین یعنی  آزادی قدس شریف حسین یعنی ظهور مهدی {عج}   کعبه 97+31 کلام حق نور قرآن قرآن ناطق= 128 کلید دین 128 حسین 128 کلید دین 128به ابجد حسین128 کلید دین 128 امام الهی 128 حکیمن 128 محبوب دینها128 با محبوب الله 128 الکعبه 128 با الزمزم 128 خداوند کعبه و زمزم را بخاطر امام حسین بپا نمود حسینی باش یزیدی نباش اگر دینت کلید ندارد بیچاره عالمی یزیدی نباش  حسینی باش به ابجد حسین 128 کلید دین 128 آله محمد128کلید دین128اهل محمد128جان دینی 128با حامی بدین  128 امام الهی 128 کلیددین 128 64+64= 128 کلیددین 128 حسین 128 اهل محمد 128 امام الهی 128سبب دین 128 امام الهی 128کلید دین 128 جان دینی 128 اهل محمد 128 بدین های الهی 128 بهای اهل دینی 128 باماسیدی128 امام الهی 128 باصله128حسین 128 کلید دین 128  امام الهی 128حسین128کلید دین 128جانه جهانی 128 پیامبر فرمود حسین از من و من از حسینم نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی128128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد128 کلید دین 128با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 سبب دین 128جانه جهانی128  یاگنج دین128موج دینی 128 امام الهی 128 کلید دین 128 سبب دین 128 دین آزاده الهی 128 حسین 128 جان دینی 128به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128=  12 امام پدر برادر و فرزندانحسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسینمیباشندبه ابجد جان خدای 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین      128کلید دین 128 امام الهی 128دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین       128 جانه جهانی 128 جانه دینه 128وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین128       128 اهل محمد 128سبب دین 128 دین جانباز 128 حسین است 128 یعنی 8 ضربدر2= 16+1= 17 نماز 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء 12 امام 12+5 تن = 17 رکعت نماز در 5 وقت بنام 5 تن آل عباء جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین128 دین جانباز 128 نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدنددین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید
«مااز کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند وشیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیهالسلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.
به ابجد فارسی 351 قرآن 351 هر ماه اهل دین 351 قرآن 351+14 معصوم = 365 روز سال یک ختم قرآن گل روی مهدی صاحب الزمان (عج)
«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی

 

 به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 دین الهی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 مردانی طلایی 365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم

 

حسین128 کلید دین 128جانه جهانی 59 نبی الله128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128

 

  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد 128 کلید دین 128 با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 سبب دین 128جانه جهانی128  یاگنج دین128موج دینی 128 امام الهی 128 کلید دین 128 سبب دین 128 دین آزاده الهی 128 حسین 128 جان دینی 128به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسینبه ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین 128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128=  12 امام پدر برادر و فرزندان حسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشندبه ابجد جان خدای 669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین

 

خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین      128کلید دین 128 امام الهی 128

 

 دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین        128 جانه جهانی 128 جانه دینه 128

 

وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین128       128 اهل محمد 128سبب دین 12

 

جانشین بپیامبر669-541 = 128 حسین

 

نصب خلافت الله1320-1202سه خلیفه = 128 حسین و فرزندانش از جانب خدا منصوب شدند

 

دین آزاده الهی128 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید

 

«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است.

 

 وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین 128  ابجد امام الهی 128 کلید دین 128 حسین 128 دین 64+64 = 128 دین دین حسین 128 به ابجد دین 64+64= 128 دین دین حسین128است به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسین 128 امام الهی 128 کلید دین 128 نبی الله128 اهل محمد 128  کلید دین 128 امام الهی 128 حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128سبب دین 128 کلید دین 128  اهل محمد128

 

 کودگی چهار ساله وارد مسجد شد پیامبر در سجده بود و سبحان ربی ا اعلاء و بحمده کودک یکراست رفت پشت رسول خدا نشست فقط جانشین رسول خدا میتواند بر دوش پیامبر برود و بتهای کعبه را بشکند جبرئیل نازل و فرمود خداوند میفرماید اگر سر از سجده برداری تو را از نبوت خلع میکنم حسین پائین آمد و رسول خدا نماز را تمام کرد یاران سبب سجده طولانی را پرسیدند و پیامبر داستان حسین و نماز شهادت را برای یاران باز گو کرد حسین کشتی نجات است به ابجد دین 64+64= 128 دین دین 128حسین 128است امام الهی 128 حسین 128

 

خلیفه خدا 1330-1202 سه خلیفه = 128 حسین

 

دین خدا 669 - 541 عمر ابوبکر= 128 حسین

 

وصی پیامبر 359-231 ابوبکر = 128حسین

 

قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها"   854-541  عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313  نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد  راه حق 26+26 علی =52  هر سال 52  جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313 به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 جمکران 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سال

 

قال رسوالله = انا مدینةت لعلم و علیٌ بابها"   854-541  عمر ابوبکر = 313 رمز الله 313 ره حق 313 مثل روز روشن است حقانیت مولاء قائم آل محمد و یاران مهدی 313  نفر میباشند هر سال52 جمعه به 313 روز 313+52 = 365 روز سال ابجد  راه حق 26+26 علی =52  هر سال 52  جمعه داریم با 313 روز = 365 روز سال رمز الله 313 بنور امیدی 313به یار اهل مهدی313 چشم بصیرت دارند 313 نرجس 313 به نور الهی 313نورای الهی 313 بجان دینه الهی اسلامی313 با یاره الهی مهدی 313 و صیه محمد علی 313رمز الله 313 ره حق 313 به مرد های الهی 313 رمز الله 313هرسال313 روز با 52 جمعه 313 +52 = 365 روز سالدوست داشتنی ترین مرد جهان قائم آل محمد(عج) است چه کسانی  امام مهدی را خیلی دوست دارند یاران مهدی313 نرجس 313 رمزالله 313+72 شهید کربلاء = 385 شیعه فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه385 نام شیعه 5 بار در قرآن آمده ولی نام هیچ یک از فرقه های تو در آوردی در قرآن نیامده که نیامده اگر میآمد میپذیرفتم هر سال313 روز و 52 جمعه داریم 313+52=365 روز سال 6+5+3= 14 معصوم خداوند سال را 365 روز قرار داد بخاطر 5 تنو 12 امامو 14 معصوم ضرب این سه عدد هر کدام در خودش جمع سه ضرب میشود 365 روز سال یک معادله دیگر به ابجد اسلام 132+92 محمد +110 علی +5 تن +12 امام +14 معصوم = 365 روز سال هر وهابی یک معادله 365 روز سال آورد من دینش را می پذیرم اگر مرد هستید حق را بپذیرید

 

پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541 مرگ کافر 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی 541 قاتلی 541 عداوتین 541به معادله ظالم و مقصر توجه فرمائید به ابجد ظالم971-430 مقصر=541عمر310+231 ابوبکر رکب وبا = 541به ابجدمقصر430+231 ابوبکر= 661 عثمان661+310عمر=971 ظالم971+231 ابوبکر= 1202 سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد دشمن متجاوز اشت بالطبع است  طبیعت جهان خاران تجاوز است جلو آمدن است تصرف است پنجه انداختن است طبیعت اینها است اگر حاکریز شما قابل نفوذباشدنفوذ میکنندآنها علمی هرگز نمتوانند نفوذ کنند علم خدا وند علم ابجد قرآن خوب روی سیاهشان را گم نموده و گروه گروه هدایت میشوند خدارا شکر
541 به نفوذ دشمن 541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی 541عمر ابوبکر541         ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541 کافر پلید دین اسلام 541 مجرمین بدین اسلام541 فتنه ها 541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها 541

 

نظر الله 1216-1202 سه خلیفه = 14 معصوم خانواده محترم رسول خدا را 14 معصوم میگویندبه ابجد  نظر دین 1214 -1202 عمر ابوبکر عثمان = 12 امام غدیر1214 -1202= 12 امام حضرت مهدی 12 دوازدهمین امام جهان میباشد به ابجدصغیر اسلام 12 حق 12 اسلام 12 نجاتبخش 12 اخلاق12خجسته12اهل 12 اسلام 12 واجب 12امامن 12حق12 اسلام 12 نجاتبخش 12اهل 12 اسلام 12 پیامبر فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشند پیامبراعظم صلوات الله علیه  فرمود فقط یک فرقه اهل نجات است به ابجد فرقه 385 شیعه 385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 با آل قرآن 385 وحی قرآنی385 اگر دین ندارید لا اقل آزاد مرد باشید هر وهابی توانست 12 خط ابجد زیبا 20محمد 20 بنویسدبدرجه شیعه مفتخر میگردد اینجانب از زبان مولایم مهدی به درجه یاعلی مدد رسیدم این درست نیست آدم از مولایش دور باشدو دائم برای دوریش اشک بریزد و غصه بخورد تنهایی و بی کسی مولاء علی را یاد آور میگردد

 

پیامبر فرمود منم نبی الله 128 حسین از منست و من از حسینم حسینو منی انه من الحسین  نبی الله128 پیامبر فرمود دوست حسین دوست من است دشمن حسین دشمن من است 128 بهای اله دینی128  اهل محمد 128 کلید دین 128 امام الهی 128 بدین های الهی 128 یا با کل دین 128  جان دینی 128سبب دین 128 اهل محمد 128  حسین 128 جان دینی 128 نبی الله128 اهل محمد 128 کلید دین 128 با جانه الله 128 با کله دینها 128 بهای اهل دینی 128 حسین128 بهای اهل دینی 128 به ابجد  دین خدا  669-541 عمر ابوبکر= 128 حسینبه ابجددین خدا 669-541 عمر ابوبکر= 128 کلید  دین 128 اهل محمد 128=حسین 128 گنجینهی 128 کلید دین 128 اهل محمد 128 12 امام پدر برادر و فرزندان حسین میباشند رسول خدا (ص) فرمود جانشینان من از اهل بیت من و فرزندان حسین میباشند قال رسوالله = ان مدینه" العلم و علی بابها 98+12 امام  = 110 دین الهی110 حامیان 110 دین الهی 110علی 110  قال رسوالله ان مدینه" العلم و علی بابها این حدیث دارای 31 حرف  میباشد  31 کلام حق 31حجابی بقرآن 31 نور قرآن 31 قرآن ناطق 31 یعنی 5 تن +12 امام+14 معصوم = 31 +354 با قرآن =  385 با آل قرآن 385 شیعه385 با قرآن است

 

و محمد 92 بسم رب الشهداء و الصدیقین92 محمد 92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی 110 بسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110یمنی 110 اهل دینی 110 جلوه الله 110 با ایمانه 110 میدانه 110 نگین110 سیم 110 طلاء 110 نان جو 110نمک 110منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 قاتل مرتده اسلام 1312- 110دین الهی = 1202 سه خلیفه اینم آیه قرآن به ابجد سه خلیفه 1202 ان من المجرمین منتقمون1202 بکافران محض1202 ارتش کفار1202  و  74 فرقه دین اسلام و مسیحیت اگر مرد هستند جواب مقالات ابجد ریاضی در قرآن را بدهند وگرنه چاره ای جز پذیرش دین بحق اسلام شیعه قائم آل محمد (عج) ندارند یا باید با افتخار شیعه 12 امامی شوند یا با ید با کمال خفت و زبونی قصه بخورند و مثل ارباب بوزینه صفت خود که دوسال بیشتر خلافت نکرد و از دنیا رفت بمیرند وقتی ناحق به زبونی می افتددو سال نشده یا به درک واصل میشود یا مثل سگ میمیردعلمی صحبت کنیم  علم ابجد قرآن ریاضی در قرآن و حدیث تقدیم میکند
«ما از کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما از کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما صاحبان خردند.»این سخن امام ششم شیعیان، امام جعفر صادق علیه السلام است که مرحوم کلینی در جلد اول کافی آن را نقل نموده است

 

به ابجد بسم الله الرحمان رحیم 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی به ابجد سرکشای خائن 1317-110 علی = 1202 عمر ابوبکر عثمان 1202 ابجدشان میباشدبه ابجد قولو لا اله الا الله تفلهوا 98 +12 حق = 110 علی 110 منادیه 110 دین الهی 110 علی 110 منادیه دین الهیبسم رب الشهداء و الصدیقین92  +18 ذالحجه = 110 منادیه 110دین الهی110علی 110 یمین 110 نگین 110پلیس 110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین110 کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128128 امام الهی128 آیه 124 بقره میفرماید 124 هزار پیامبر و جانشینانشان همه از جانب الله تعالی انتخاب شده اند نه توسط مردم نادان بیشعورو بت پرست در این آیه میفرماید مقام امامت بالا تر از نبوت مساوی است امامت 14 نبوت 14 ماه 46 ماه 46 یعنی محمد 20+26 علی = 46 علی در کعبه به دوش رسول خدا رفته و بت های کعبه را در هم شکست و جای پیغمبر خوابید و جان پیامبر را نجات داد فقط یک جانشین رسول خدا میتواند به دوش پیامبر رفته باشد که جانشین رسول خدا شود رسول خدا از کودکی علی را به دوش خود داشت بعد فاطمه بعد حسن بعد حسین  ای نبی خدا شما به مقام امامت رسیدی و این آیه که در غدیر خم نازل شده این آیه در باره امام علی که 13 رجب در کعبه متولد شد به ابجد کعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه بدنیا آمده و این آیه هم 13 کلمه دارد اکملت لکم دینکم13 و ابجد کعبه 97 میباشد اکملت لکم دینکم ابجدکعبه 97+13 رجب تولد مولاء در کعبه اکملت لکم دینکم 13کلمه 13+97کعبه = 110 علی

 

  به ابجد محمد 20+26 علی =46 ماه46+7 ثبع المثانی من القرآن العظیم مرادنام ائمه شیعه در قرآن بدون تکرار 7 است  فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف.در قرآن ثبع المثانی من القرآن العظیم مراد نام ائمه شیعه بدون تکرار در قرآن 7 بار آمده فاطمه چهار علی حسین چهار محمد دو حسن جعفر موسی 7+ 46 محمد علی=53  جانشین احمد53 باید نام خود و همسرش ابجدش53 احمد 53 بایدباشد جانم علی26+27 فاطمه = 53 جانشینه احمد53 دین کامل الله 53 محمد 20 الحمدو الله رب العالمین20 حرف20 الحمدو الله رب العالمین  20 محمد 20+26 علی = 46 ماه46 +7 ثبع المثانی من القرآن العظیم= 53 احمد محمدعلی 46+46= 92 محمد 92+18 ذالحجه"غدیرخم =110 با ادب اهل دین 110علی 110دین الهی110 جلوه الله 110اماما دوازده 110با ادب اهل دین 110 علی110 حامیان110دین الهی 110 آب زمین110گندم های 110نان جو 110نمک 110 دین الهی 110علی 110 با گنج ما 97کعبه 97آل الله 97 آب زمزم 97 +13 رجب تولد مولاء در کعبه = 110 علی 110 با ادب اهل دین 110 به ابجد آل الله 97 کعبه 97 آل الله 97میباشد کعبه 97+5 تن +12 امام +14 معصوم =128 حسین 128 ابنای دین 128  کلید دین 128سبب دین128 حسین (سالار دین) سبب دین 128 کلید دین 128 حسین حسین یعنی حماسه ساز یاران دین  واقعیت دین 651 -541 عمر ابوبکر= 0 11 دین الهی 110 علی 110 دین الهی 110دین آدما 110علی بوده ماه 46 الهی 46 ماه 46 الهی 46 یعنی محمد 20+26 علی =46+26 علی = 72 شهید کربلاء 72+72= 144 ضرب دوازده امام یعنی 114 سوره قرآن 114+30 جزء آن = 144+52 جمعه در سال = 196 دین اسلام 196 دین اسلام196 امام کل دین 196 اسلامه مهدی 196دین اسلام 196 ضرب 14 معصوم میباشد ماه  46 +46 ماه = 92 محمد 92+18 ذالحجه" غدیر خم = 110 علی 110 دین الهی 110 +92 محمد= 202وحی الهی بدین الله 202 محمد 92+110 دین الهی = 202 اهل لااله الاالله202محمد92+110علی =202 اهل لااله الاالله=202اهل دین الله 202+110دین الهی +73 فرقه = 385 شیعه385راه الله با دین الله385 385راز اهل عالم 385با قانون دین الله 385فلسفه دین الله 385با آل قرآن 385شیداء385 راه الله با دین الله 385 شیعه 385بدین واقعی اسلام 385فلسفه دین الله 385یگانه دره دین الهی385 نور واحد اهل دینی385 اسلام پیامبر 385 فقط دین اسلام 385 شیعه یعنی دین اسلام 196+دین الله 130+ 59 مهدی = 385شیعه علی شیعه یعنی دین الهی 110+135 دین الله +128 کلید دین +12 امام = 385 شیعه یعنی لا اله الا الله166+ حق 108 +11 امام شهید = 385شیعه385فقط یک فرقه اهل نجات است به علم ریاضی قرآن فرقه 385 شیعه 385 مرد عالم 385 با آل قرآن 385 شیعه لا اله الا الله 165+108 حق +12 امام = 385 شیعه
محمد 92+92 = 184+12 امام =196 دین اسلام 196 یا اصل دین 196دین های الله196یا اصل دین 196 دین های الله 196 اسلامه مهدی 196 امام کل دین196 یا اصل دین 196دین های الله 196 به ابجد کبیر و صغیر مهدی 82 طبیب جهان82 بدوای جانه82 امام 82 بدینهای 82اهل الهی82 بدوای جانه 82 به دل ما82امام 82 به ابجد صغیر و کبیر 82 الم 82 امام 82مهدی82 بهای دین82طبیب جهان 82با دادگاه دین82امام 82بدینهای82 اهل الهی82 طبیب جهان 82 با دادگاه دین82جهاد دینه82 امام82 مهدی 82 انتخاب الله 1120-1202 سه خلیفه = 82 مهدی 82+114 سوره قرآن=196دین اسلام 196اسلامه مهدی196قلب دین 196امام زمانی ها196امام کل دین196اسلامه مهدی 196به ابجدکبیروصغیرالم 82الم82امام 82با دادگاه دین82بدینهای الهی 82 اهل الهی82 مهدی 82طبیب جهان82مهدی 82اهل الهی82امام82+114سوره قرآن= 196دین اسلام 196
به ابجد دشمن فاطمه 529+12 امام = 541 عمر و ابوبکر 541 شرما 541قاتلی541 فتنه ها 541 دشمنه اسلامی541 کافر پلید دین اسلام 541قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541

بسمه تعالی به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر541پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها 541اهله شر541عمر ابوبکر541دشمنه اسلامی541 قاتل دین الله 651- 110 دین الهی = 541 قاتلی541 عمر 310+231 ابوبکر = 541 قاتلی 541 فتنه ها 541 اهله شر 541 دشمنه اسلامی 541 کافر پلید دین اسلام 541 عمر ابوبکر 541 مرگ‌ از ديدگاه‌ حضرت علي«ع» و به علم ریاضی قرآن ستمکاران 673 بدوزخی پلید 673جایگاه اهل دوزخ 673-132 اسلام = 541 مرگ کافر 541 +430 مقصر = 971 ظالم +231 نفاق = 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ابجد سه خلیفه 1202 قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد ظالم 971-430 مقصر = 541 عمر ابوبکر 541 اهله شر 541 فتنه ها 541 آفت کلی 541 دشمنه اسلامی541 عمر ابوبکر541 ظالم 971-430 مقصر = 541 مرگ کافر 541 عمر ابوبکر541 مقصر 430 +231 ابوبکر = 661 عثمان 661+310 عمر = 971 ظالم +231 ابوبکر = 1202 ابجد سه خلیفه عمر ابوبکر عثمان 1202 اینم آیه قرآن 1202 ان من المجرمین منتقمون 1202 ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کرد راه دزدی دزدانه فدک فاطمه 541فتنه ها 541 اهله شر541 مرگ کافر 541 دشمنه اسلامی 541 آفت کلی 541 قاتلی 541 عمر ابوبکر541 کافر پلید دین اسلام فاطمه بر شیعه عزت میدهد درس توحیدو نبوت میدهد کشته شد زهرای اطهر زا سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست آتش به دره خانه مولاء بهانه بود منظور خسم کشتن بانوی خانه بوددر نشستی که با احباء بود صحبت از ارزش تولی بود گفته شده ولای علی بی کمو کاست جان حضرت زهراء بود فاطمه فرمود جانشین پدرم فقط و فقط علیست فاطمه می فرمود هر بار که جبرئیل میآمد خانه پدرم سراغ علی را می گرفت ومیفرمود پروردگار سلام میرساند به وصی شما همسر فاطمه علی (ع)  از عرش ندای ربنا میآید آوای خوش علی علی میآید در روز غدیر خم نور حق پیدا شد وز جهاز اشتران منبری بر پا شد بگرفت محمد چو علی را سر دست سوگند به ذات حق که حق پیدا شد

 

محمد4=92*4=368 علی4=110*4=440 فاطمه=135 حسن2=118*2=236...

خالد

 

محمد4=92*4=368 علی4=110*4=440 فاطمه=135 حسن2=118*2=236 حسین =128 جعفر=353 موسی107 368+440+135+236+128+353+107=1767+255 غیبت امام=2022

 

یاگنج دین128گنجینه ای128با گنج ها بدین128کلیددین 128سبب دین128امام الهی

میدونی اگه کپی کنین چند هزار تا صلوات فرستاد میشه

قال تعالى ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) . لما نزلت هذه الآية قال الرسول لعلي يا علي ( ع ) هم أنت و شيعتك .

سورة البينة ، آية 7 .

والصواعق المحرقة لابن حجر ص 96 ؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني ج 2 ، ص 356 - 66 ح 1125 - 1148؛كفاية الطالب للكنجي الشافعي ص 244 و 245 و 246 ؛ المناقب للخوارزمي ص 62 و 187؛ الفصول المهمة لابن الصباغ المالكي ص 107 ؛ ينابيع المودة ـ قندوزي الحنفي ـ ص 62؛ نور الأبصار ص 71 و 102 ؛ الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146؛ تذكرة الخواص لابن الجوزي ص 18؛ فتح القدير للشوكاني ج 5 ، ص 477؛ فرائد السمطين ج 1 ، ص 156 .

زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد .

... أمير المؤمنين علي بن أبي طالب قال قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي إذا كان يوم القيامة يخرج  قوم من قبورهم لباسهم النور على نجائب من نور أزمتها يواقيت حمر تزفهم الملائكة إلى المحشر فقال علي تبارك الله ما أكرم هؤلاء على الله قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يا علي هم أهل ولايتك وشيعتك ومحبوك يحبونك بحبي ويحبوني بحب الله هم الفائزون يوم القيامة .

تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 332،‌ ذيل ترجمه آقا اميرالمؤمنين علي عليه السلام .

امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام فرمود: (روزي) رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم  به من فرمودند: يا علي زماني که قيامت  فرا مي رسد عده اي از قبر هايشان خارج مي شوند که لباسهاي آنها از نور است و بر شتراني از نور سوارند که افسار آن شتران از جنس ياقوت سرخ است ملائکه آنها را تا محشر مشايعت مي کنند ، من عرض کردم تبارک الله چقدر اينها نزد خداوند گرامي هستند ، در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم  فرمودند : آنها کساني هستند که ولايت و امامت تو را پذيرفته اند آنان شيعيان و دوستداران تو هستند ، تو را به خاطر دوستي من دوست داراند و مرا دوست مي دارند زيرا که خداوند را دوست دارند ، آنان در روز قيامت رستگارند .

 

روى ابن عساكر بإسناده عن جابر بن عبد اللّه،  قال: كنّا عند النبي صلى اللّه عليه وسلّم، فأقبل علي بن أبي  طالب، فقال رسول اللّه: «قد أتاكم أخي، ثمّ التفت الي‏الكعبة فضربها بيده. ثمّ قال: والذي نفسي بيده، إنّ هذا وشيعته لهم الفائزون يوم القيامة.

 ثمّ قال: إنّه أوّلكم إيماناً معي، وأوفاكم بعهد اللّه، وأقومكم بأمر اللّه، وأعدلكم في الرعيّة، وأقسمكم بالسويّة، وأعظمكم عند اللّه مزية». قال: وفي ذلك الوقت نزلت فيه: (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). البيّنة:7/98.

  كان أصحاب محمد صلى اللّه عليه وسلّم إذا أقبل علي قالوا: قد جاء خير البرية.

تاريخ مدينة دمشق ج42، ص 371،‌ ذيل ترجمه  اميرالمؤمنين علي عليه السلام .

ابن عساكر با سند خودش از جابر بن عبد اللّه انصاري نقل مي کند که جابر فرمود: نزد رسول خدا بوديم ( ناگهان ) علي عليه السلام وارد شد ، در اين هنگام رسول خدا   فرمودند : برادر شما آمد ، سپس رو به کعبه نمودند و با دستشان به کعبه زدند و فرمودند قسم به خدائي که جانم در دست اوست هر آينه اين مرد و شيعيانش  در روز قيامت رستگارند .

سپس رسول خدا فرمودند : علي اولين کسي است که به من ايمان آورده است ، او وفادارترين شما به  عهد و پيمان الهي وثابت قدم ترين شمادر اوامر الهي است وعادل ترين شما در برخورد با زير دستان و با انصاف ترين شماست و نزد خدا از همه شما برتر و با فضيلت تر است .

جابر مي گويد :‌ در همين وقت بود که آيه (إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ). در شأن علي عليه السلام نازل شد . و هر وقت علي عليه السلام مي آمد اصحاب رسول مي گفتند بهترين مخلوق خدا آمد .

وعن ابن عباس ( رض ) قال : لما نزلت هذه الآية : ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية قال : لعلي هو أنت وشيعتك تأتي يوم القيامة أنت وشيعتك راضين مرضيين ويأتي عدوك غضبانا مقحمين ...

نظم درر السمطين ـ زرندي حنفي ـ ص 92 .

ابن عباس مي گويد : وقتي آيه (ان الذين امنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند :  مراد از آيه تو شيعيانت هستيد روز قيامت تو و شيعيانت مي آييد در حالي که از خداوند راضي هستيد و خداوند هم از شما راضي است و دشمن تو مي آيد در حالي که غضبناک و هلاکت يافته است ...

... عن الشعبي عن علي قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " أنت وشيعتك في الجنة " .

تاريخ بغداد ج12، ص 284، ذيل ترجمه عصام بن الحكم بن عيسى بن زياد بن عبد الرحمن رقم 6731 .

شعبي از امير المؤمنين علي نقل مي کند که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :(اي علي)  تو و شيعيانت (روز قيامت ) در بهشت هستيد .

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعلي أنت وشيعتك تردون على الحوض رواة مرويين بيضة وجوهكم وان عدوك يردون على الحوض ظمأ مقمحين .

المعجم الکبير ـ الطبراني ج1، ص 319، حديث 948 ، باب عبيدالله بن أبي رافع عن ابيه .

رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم به علي عليه السلام فرمودند : يا علي تو وشيعيانت (روز قيامت) در کنار حوض بر من وارد مي شويد در حالي که سيراب هستيد و صورتهايتان سفيد (و نوراني) است و دشمن تو در کنار حوض بر من وارد مي شود در حالي که تشنه و هلاک شده است .

در منابع اهل سنت حدود چهل روايت به اين مضمون صادر شده است.

  اسامي عده اي از صحابه رسول خدا که شيعه بوده اند

ذهبي در ترجمه  حجر بن عدي ابن جبلة بن عدي بن ربيعة مي گويد :

 وهو حجر الخير ... أبو عبد الرحمن الشهيد . له صحبة ووفادة ... وكان شريفا ، أميرا مطاعا ، أمارا بالمعروف ، مقدما على الانكار ، من شيعة علي رضي الله عنهما .

سير أعلام النبلاء ج 3، ص 463، ذيل ترجمه حجر بن عدي .

او حجر الخير است ( کنايه از خوبي او ) کنيه او أبو عبد الرحمن که شهيد شد . او از صحابه رسول خداست او مردي شريف و اميري اطاعت کننده بود بسيار به معروف امر مي نمود و هميشه در نهي از منکر مقدم بود  و او از شيعيان علي ( عليه السلام ) است .

ذهبي در ترجمه  سعيد بن وهب  الهمداني الخيواني الكوفي مي گويد :

من كبراء شيعة علي ... أسلم في حياة النبي صلى الله عليه وسلم .

سير أعلام النبلاء ج 3، ص180، رقم 70 ، ذيل ترجمه سعيد بن وهب .

او از شيعيان بزرگ علي (عليه السلام) بود... که در زمان حيات پيامبراکرم صلى الله عليه (وآله) وسلم اسلام آورد .

ابن عبدالبر در ترجمه أبو الطفيل الصحابي مي گويد :

أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني .. وقد ذكره ابن أبي خيثمة في شعراء الصحابة... وكان متشيّعاً في علي.

الإستيعاب ابن عبد البر ج 4 ص 1696

أبو الطفيل عامر بن واثلة الكناني ... ابن أبي خيثمة نام او را در زمره  صحابه شاعر ذکر کرده و او از شيعيان علي ( عليه السلام) بود .

ابن أبي الحديد مي گويد :

 وكان سلمان من شيعة على ( عليه السلام ) وخاصته.

شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد، ج 18،ص 39.

سلمان از شيعيان  على ( عليه السلام ) و از اصحاب خاص ايشان بود .

مسعودي شافعي در حوادث وفات پيامبراکرم مي گويد :

أن الإمام عليا أقام ومن معه من شيعته في منزله بعد أن تمت البيعة لأبي بكر .

اثبات  الوصية للمسعودي : 121 ط النجف .

بعد از اينکه بيعت ابوبکر تمام شد امام علي ( عليه السلام ) به همراه شيعيانش در خانه اش تحصن نمود .

تقي الدين سبکي در کتاب الطبقات الشافعية نام شافعي را در زمره علماي شافعي مذهب      مي آورد .

الطبقات الشافعية ج3 ، ص 456 و 457 ، رقم 225، چاپ دار احياء الکتب العربية .

دكتر صبحي الصالح مي گويد :

كان بين الصحابة حتى في عهد النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) شيعة لربيبه علي ، منهم : أبو ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عمر بن وائلة ، والعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري.

النظم الإسلامية : ص 96 .

در ميان صحابه حتي در زمان (حيات) پيامبراکرم عده اي شيعه علي ـ پرورش يافته پيامبرـ بودند که بعضي از آنها عبارتند از : أبو ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وجابر بن عبد الله ، وأبي بن كعب ، وأبو الطفيل عامر بن وائلة ، وعباس بن عبد المطلب وجميع بنيه ، وعمار بن ياسر ، وأبو أيوب الأنصاري.

محمد كرد علي در کتاب خطط الشام مي گويد :

 عرف جماعة من كبار الصحابة بموالاة علي في عصر رسول الله صلى الله عليه وسلم ، مثل سلمان الفارسي ، القائل : بايعنا رسول الله على النصح للمسلمين ، والائتمام بعلي بن أبي طالب ، والموالاة له ، ومثل أبي سعيد الخدري ... ومثل أبي ذر الغفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن اليمان وذي الشهادتين ، وأبي أيوب الأنصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد .

خطط الشام 5 / 251 - 256  .

در زمان رسول خدا جماعت بزرگي از صحابه به دوستي و پيروي از علي شناخته مي شدند مثل سلمان که مي گفت : ما با رسول خدا بر خيرخواهي مسلمين و پذيرفتن ولايت و امامت علي و دوستي او بيعت نموديم ، و مثل أبي سعيد خدري ... ومثل أبي ذر غفاري وعمار بن ياسر ، وحذيفة بن يمان و ذي الشهادتين ، وأبي أيوب انصاري ، وخالد بن سعيد ، وقيس بن سعد .

 ابن حزم مي گويد :

وروينا عن نحو عشرين من الصحابة أن أكرم الناس على رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) علي بن أبي طالب.

الفصل في الملل والأهواء والنحل : 3 / 32 (111/4)، وركبت السفينة  لمروان خليفات،  ص 598.

از حدود بيست نفر از صحابه روايت داريم که گرامي ترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم علي بن أبي طالب بود .

ظهور شيعه به روايت علماي اهل سنت

ابن خلدون مي گويد :

مبدأ دولة الشيعة: اعلم أنّ مبدء هذه الدولة، أنّ أهل البيت لمّا توفي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلّم كانوا يرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافة لرجالهم دون سواهم من قريش.

وفي قصّة الشورى أنّ جماعة من الصحابة كانوا يتشيعون لعلي ويرون استحقاقه على غيره ولمّا عدل به إلى سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبير ومعه عمار بن ياسر والمقداد بن الأسود وغيرهم.

تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 171.

ابن خلدون در باره مبدأ ظهور شيعه مي گويد :

بدان مبدأ تشکيل شيعه اين است که وقتي رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلم وفات يافتند ،   اهل بيت خلافت را حق مُسلَّم خود مي دانستند و معتقد بودند  خلافت سزاوار مردان بني هاشم است و ديگر مردان قريش حقي درخلافت ندارند .

در قضيه شوري هم گروهي ازصحابه از شيعيان علي (عليه السلام ) محسوب مي شدندو معتقد بودند غير از علي (عليه السلام ) هيچ کس استحقاق خلافت را ندارد و زماني که خلافت را فردي غير از علي به دست آورد از اين امر اظهار بيزاري نمودند و تأسف خوردند. مثل زبير و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و افراد ديگر .

 استاد محمد عبد الله عنان مي گويد :

من الخطأ أن يقال : إن الشيعة ظهرت ولأول مرة عند انشقاق الخوارج . بل كان بدء الشيعة وظهورهم في عصر الرسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حين أمره الله بإنذار عشيرته في الآية 214 من الشعراء : (وأنذر عشيرتك الأقربين) ولبى النبي فجمع عشيرته في بيته وقال لهم مشيرا إلى علي : هذا أخي ووصيي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا.

 روح التشيع لعبد الله نعمة : ص 20 عن الجمعيات السرية .

اشتباه است کسي بگويد شيعه اولين بار در زمان ايجاد فتنه خوارج به وجود آمد . بلکه ابتداي ظهور شيعه در زمان حيات و ابتداي بعثت رسول خدا بود ، يعني در آن زماني که خداوند به رسولش امر نمود:( نزديکان خود را ارشاد كن و از عذاب آخرت بترسان )آنگاه پيامبراکرم به نداي حق لبيك گفته و  نزديکانشان را در خانه خود جمع نمودند و در حالي که (با دست) به علي عليه السلام اشاره مي نمودند به آنها فرمودند : اين شخص برادر ، وصي و جانشين من پس از من  در ميان شماست پس هرچه مي گويد از او بشنويد و اطاعتش کنيد .

أبو حاتم رازي مي گويد :

الشيعة لقب لقوم كانوا قد ألفوا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب - صلوات الله عليه - في حياة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وعرفوا به ، مثل سلمان الفارسي ، وأبي ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وعمار بن ياسر ، وكان يقال لهم شيعة علي ، وأصحاب علي.

كتاب الزينة : 259 تحقيق عبد اللّه سلوم السامرائي، نشأة الشيعة لعبد المنعم داود، ص 65، ط. بغداد 1968، الشيعة في مصر، لصالح الورداني المستبصر، ص 10.

أبو حاتم رازي سهل بن محمد بن عثمان سجستاني از علماء لغت وعلوم قرآني ـ ساكن بصرة ـ (متوفى 205 هجري) در كتابش که  الزينة نام دارد مي گويد :

شيعه لقب کساني بود که با أمير المؤمنين علي بن أبي طالب  صلوات الله عليه  در زمان حيات رسول الله  صلى الله عليه (وآله) و سلم  الفت داشتند و به محبت علي شناخته مي شدند  ، مثل سلمان فارسي ، وأبي ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وعمار بن ياسر ، وبه آنها  شيعه علي ، واصحاب علي مي گفتند .

 زبير بن بکار مي گويد :

 وكان عامّة المهاجرين وجلّ الأنصار لا يشكّون أنّ عليّاً هو صاحب الأمر بعد رسول‏اللّه‏.

الأخبار الموفّقيات لابن بكار (ت 272): 580، ومثله في تاريخ اليعقوبي: 103/2.

عموم  مهاجرين و انصار هيچ گونه شکي نداشتند که بعد از رسول خدا خليفه و صاحب امر علي ( عليه السلام ) است .

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 

حروف هجاء

عدد ابجد حروف هجا برابر 9 می‌شود که سقف تمام اعداد است و اگر هجاء (یعنی همزه را یک الف حساب کنیم) بگوییم ، عدد ابجدش 10 می‌شود که همان 9 روی 10 یعنی 19 است.

حال اگر عدد ابجد کلمه همزه(=57) را اضافه کنیم به هجا(=9) می‌شود 66 (هجاء=66) برابر با نام زیبای الله جلّ‌جلاله. به ابجد الله 66 به ابجد صغیر اشهد ان محمد رسوالله 66 الله 66

خوب توجه کنید! حروف هجاء در حروف ، اصل و گنج حروف و اعداد است: چنانچه هجا به عدد 9 است و وقتی می‌خواهد خوانده شود می‌گویند: باید هجی شود تا به صورت کلمه درآید و به معنای حقیقی خود نمایان شود. عدد ابجد هجی=18 و برابر با کلمه حی است. که جمع ارقامش 9 می‌شود(9=8+1) پس در واقع این اسرار 2 تا 9 زندگی وجود مبارک خانم زهرا(س) و عدد 99 اسماء الحسنی پروردگارعالم است و به عدد اسرار امیرالمؤمنین علی(ع) که به حروف حم که نوشته شود حامیم(=99) ، به عدد 99 ظاهرمی‌شود.

از حضرت امام حسین(ع) نقل شده است که: مردی یهودی نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: فایده "حروف هجاء" چیست؟ امیرالمؤمنین(ع) در مجلس حاضر بود رسول خدا(ص) فرمود: یا علی(ع) جواب این مرد یهودی را بده و رسول خدا(ص) در حق علی(ع) دعا کرد "اللهمَّ فَقِّههُ و سَدِّدهُ"، امیرالمؤمنین(ع) متوجه مرد یهودی شد و فرمود: هیچ حرفی نیست مگر آنکه اسمی است از اسماء الله عزَّوجلَّ (خواندن آنها سبب اجابت است بشرط خلوص)

1- اَمّا  اَلف – (سوره مبارکه بقره آیه 255:"اللهُ لا الهَ اِلّا هُوَ الحَیِّ القیّوم"). الف اشاره است به اینکه خداوند آنستکه هیچ معبودی جز او نیست او زنده و بر پا دارنده است .

2- امّا باء -  یعنی خداوند متعال باقیست بعد از فانی شدن جمیع خلایق .

3- امّا تاء -  یعنی توّاب است که قبول کنندﺓ توبه بندگانش می‌باشد .

4- ثاء – یعنی خداوند ثابت بوده و هست و خواهد بود (سوره مبارکه ابراهیم آیه27: "یُثَبِّتُ اللهُ الّذینَ آمنوا بِالقولِ الثّابتِ...") (مؤمنین را خداوند به قول ثابت نگه می‌دارد) قول ثابت ؛ کلمه لا اله الّا الله است .

5- امّا جیم – "فَجَلَّ شأنُه و تَقَدَّسَت اسمائُه" (بزرگی و عظمت و جلال و الوهیّت او بالاتر است از اینکه بشر بتواند به او پی ببرد).

6- اما حاء – "فحقَّ"- حی- حلیم (زنده و پاینده و بردبار و حکم کننده بر بندگان است).

7- اما خاء – "فخبیرٌ بِما یَعمَلُ العباد" (با خبر است به آنچه بندگان می‌کنند).

8- واما الدّال -  "فَدیّانُ یومِ الدّین" (حکم کننده روز جزاء)

9- و اما الذّال - "َذُوالجَلالِ و الاِکرام" (صاحب تمام جلال‌ها و کرامتهاست )

10- اما راء –" فَرؤُفٌ بِعبادِه" (مهربانست به بندگان خود ) .

11- اما زاء – "فَزَیِّنُ المعبودین"(زیبنده معبودیت است و هر چه جز او پرستش شود عاطل و باطل پرستنده کافر است).

12- اما سین – "فالسمیعُ البصیر" (شنوا و بینا است بر مسموعات و مرئیات همه دانا باشد).

13- اما شین –"فالشّاکِرُ لِعِبادهِ المؤمنین"(از بندگان سپاسگزار خشنود است).

14- و اما الصاد – "فَصادقُ فی وَعدهِ وَ وَعیدُهُ "(در وعده‌اش به مؤمنین به بهشت و بیم دادن او به بدکاران بدوزخ راستگو است).

15- و اما الضّادّ- "فَضارُ النافع "(زیان زننده به کفار و سود دهنده به مؤمنین است).

16- و اما لِطاء – "فالطّاهِرُ المُطهِّر"(از صفات امکانیه ، پاک و از ستم منزه است).

17- و اما الظاء – "المُظهرُ لآیاته"(آشکار کننده آیات قدرت اوست ).

18- و اما عین – "فعالمُ بعبادهِ" ( او به بندگانش داناست).

19- واما غین- "فغیاثَ المستغیثین"( فریادرس فریاد خواهان است ).

20- و اما لِفاء- "فَفالقُ الحبِّ و النَّوی" (شکافنده حبه و دانه است ).

21- و اما قاف – "فقادرُ علی جمیعِ خلقهِ" (بر تمام مخلوقاتش تواناست).

22- و اما لِکاف- "فالکافیَ الّذی لَم یَکن لَهُ کُفُواً احَدٌ و لَم یَلِد و لَم یولَد" (کفایت کننده ایست که برایش کسی همتا نیست و نزاید و زاییده نشده ).

23- و اما الّام- "فَلطیفٌ بعبادهِ" ( ببندگانش مهربان است).

24- و اما میم – "فَمالِک" (مالک همه چیز و پادشاه موجودات است).

25- و اما نون – "فَنَوَّرَ السَّموات و الارضَ بِنورِ عرشهِ"(آسمانها و زمین را به نور عرش خود روشن نموده است).

26-اما واو- "فَواحدُ صَمَد" (او یکی است و صمد ؛ میان پر که از او چیزی بیرون نیاید و به او چیزی فرو نرود).

27- و اما هاء-"فالهادی "(پس او رهنمای خلق است).

28- و اما لام – الف "فلا الهَ الّا اللهُ وَحدَهُ لاشریکَ لَه" ( نیست خدایی جز او شریک ندارد).

29- اما یاء- "فیداللهِ باسطهُ علی خلقه" ( دست خدا بر خلقتش باز است . نعمتش همه را فراگرفته).

پس رسول خدا(ص) فرمود این همان سخنی است که خدای عزَّوجلّ برای خود از جمیع خلقش راضی شده است پس آن مرد یهودی اسلام آورد و آن حضرت فرمود: "لکلِّ کتاب صفوهِ و صفوهِ هذالکتابُ حروفِ التهجّی" برای هر کتابی چکیده و صافی است و صافی این کتاب ( قرآن)، حروف هجاء تک تک است.

ابولبید می‌گوید: ابوجعفر امام پنجم(ع) فرمود ، همانا که برای من در حروف مقطعه قرآن ، هر آینه علم زیادی است. خداوند تبارک و تعالی "الم ذالک الکتاب" را نازل کرد، پس محمد (ص) قیام کرد تا نورش آشکار شد و گفتارش ثابت شد. و روزی که متولد شد در واقع از 7103 سال گذشته بود {یعنی از هبوط آدم (ع) شاید 7103 گذشته بوده است} بعد حضرت فرمود روشن نمودن آن ، و بیان نمودن آن در کتاب خدا در حروف مقطعه است زمانیکه آنها را بدون تکرار بشماری و از حروف مقطعه حرفی روزگارش نمی‌گذارد مگر اینکه از بنی هاشم نزد گذشتن آن قیام می‌کند بعد فرمود: الف =1و لام =30 و میم =40 و صاد=90 است (در دایره ابجدی) و این معادل161(=المص) می‌شود، سپس آغاز خروج حسین ابن علی(ع) می‌باشد، "الم" الله پس چون مدت آن برسد از ولد عباس در نزد "المص" قیام کند و قائم ما (عج) در هنگام انقضاء آن قیام کند به "المر" آن را بفهم و بشمار و کتمان کن.

 عمار یاسر گوید: شنیدم از رسول خدا(ص) می‌فرمود: "انا اُقاتلُ علی التنزیل و علیٌ یُقاتلُ علی التاویل". من بر تنزیل می‌جنگم و علی بر تاویل می‌جنگد خود حضرت فرمود به پروردگار کعبه عمار راست گفت همانا که این (اسرار و نوشته) نزد من است در هزار کلمه که هر کلمه ، هزار هزار کلمه دیگر پیرو دارد.

ظاهر و باطن حروف قرآن

ابن عباس گوید بالاترین چیزی که از تفسیر علی ابن ابیطالب(ع) آموختم این بود: "اِنَّ القرانَ اُنزلَ علی سبعهِ احرفٍ ما مِنها .حرفٌ الاّ و لهُ ظهرٌ و بطنٌ و اِنَّ علیاً عَلِمَ الظاهرَ و الباطن" . همانا که قرآن بر هفت حروف نازل شد (بسم الله) از آنها هیچ حرفی نباشد مگر اینکه برایش ظاهریست و باطنی که علی(ع) ظاهر و باطن آن را می‌داند. {و شما ای عاشقان علی(ع) اسرار را در" ع، ل، ی" و عدد 110 و 120 او بجویید}.

حضرت سجاد (ع) در دعای 28 بند 10 صحیفه خود می‌فرماید: "و ایّاکَ ندایی لکَ یا الهی وحدانیّهُ العددی و ملکه الصّمد و فضیله الحولِ و القوه"."تنها تو محل ندای من هستی فقط تو را ندا می‌کنم برای توست ای معبود، یکتایی عدد و پادشاهی قدرت صمدیّت و زیادی و برتری گردش و نیرو" .

در معانی الاخبار(ص 20) در حروف مقطعه روایت مفصّلی از امام صادق(ع) آمده است (برخی از مضامین را ذکر می‌کنیم): چون رسول خدا(ص) به مدینه آمد و سوره بقره نازل شد، یهود گفتند: "الم" اگر از قرآن محمد(ص) است ، مدت ملک او 71 سال است چون(الم:) ا =1، ل=30 و م=40 است پس جماعتی از یهود نزد رسول الله(ص) آمدند و خواستند با حضرت مناظره کنند. رسول خدا امیرالمؤمنین (ع) را تولیت داد تا با ایشان مناظره نماید. حضرت حاضر شد یهود حرف خود را گفتند حضرت فرمودند پس با "المص" چه خواهید کرد آن نیز از قرآن است یهود گفتند این سنگین‌تر است زیرا (المص=161 می‌شود) و حضرت فرمودند پس با "الر" چه خواهید گفت، یهود گفتند این سنگین‌تر است و عددش بیشتر (الر=231) حضرت گفت پس در"المر" چه خواهید گفت اینهم در قرآن است و بر رسول خدا نازل شده است گفتند این سنگین‌تر و عددش (المر271) است حضرت فرمود اکنون بگویید مدت ملک رسول خدا یکی از این فواتح سُوَر است یا مجموع آنها است یهود حیران شدند. بعضی گفتند یکی از این مذکورات است و برخی گفتند نه بلکه مجموع  مراد است  و آن مدت (734) سالست و بعد از آن سلطنت به یهود منتقل می‌شود حضرت فرمود این سخن را از کتاب آسمانی می‌گویید یا از پیش خود افتراء می‌کنید؟ گفتند: از پیش خود. حضرت فرمود: دلیل صحت افتراء شما چیست؟ گفتند به حساب جمل است.

حضرت فرمود : چگونه با حساب جمل به مقصود شما این حروف دلالت دارد اگر کسی گوید این حروف با این عدد ، هرگز دلالت ندارد که مدت ملک رسول خدا اینقدر باشد . ولی دلالت دارد که برای شما هر یک از شما به عدد این حروف لعنت شدید است یا به عدد این حروف برای ما و شما دنانیر و دراهم است یهود از جواب عاجز شدند، و گفتند: یا ابالحسن(ع) منصوص نیست در "الم و المص و الر و المر" بزرگ آنها گفت: یا علی شاد نباش که ما را از جواب عاجز کردی و برای صحت قول نتوانستیم حجتی بیاوریم شما هم برای مدعای خود برهانی نداری فقط عجز ما را جواب حجت خود قراردادی. حضرت فرمود ما از راه بیّنه و معجزه باهره وارد می‌شویم. پس حضرت به شتران یهود توجه نمود و ندا کرد، شتران شهادت دهید به نبوت سیّد انبیاء و امام و وصی او. تمام شتران به سخن آمدند گفتند: راست گفتی ای وصیّ رسول خدا(ص) ، این جماعت یهود دروغ گفتند. دوباره امیرالمؤمنین به لباس‌هایی که در تن یهود بودند رو کرد فرمود: ای لباس‌های تن این جماعت گواهی دهید، لباس‌ها به سخن آمدند گفتند: راست گفتی ما شهادت می‌دهیم حقیقتاً محمّد(ص) رسول خدا و تو یا علی(ع) وصی او باشی هر قدمی که محمد(ص) در مکرمت برداشته تو بجای آن به مکرمت قدم برداشتی و شما دو برادر هستید که از اشعه انوار الوهیّت بوجود آمده‌اید و در این دنیا دو قسمت شدید و در جمیع فضایل یکی هستید مگر نبوت، که در او شریکی نیست زیرا بعد از او پیغمبری نیست. این وقت جماعت یهود لال شدند و بعضی ایمان آوردند و بعضی بر کفر خود ماندند و علم حروف در جناب عیسی خواهد آمد.

علم حروف در توصیف اصحاب حضرت مهدی (عج)

امام صادق(ع) فرمود : بزودی در مسجد شما یعنی مکه ، سیصد و سیزده نفر آیند. اهل مکه می‌دانند که اینان از پدران و اجداد آنها زاییده نشده‌اند،" علیهمُ السُّیوفُ علی کلِّ سَیفٍ کلمهٌ تَفتِحُ الفَ کلمهٍ طَلَعَتِ الّریحُ فَتُنادی بِکُلِّ وادٍ هذاالمهدی یَقضی بِقَضآءِ آلِ داود و لا یُسئَلُ علیهِ بَیِّنهُ".برآنان شمشیرها (اسلحه‌ها) آویخته بر هر شمشیری کلمه‌ای است که هزار کلمه باز می‌کند باد می‌وزد (و بر می‌انگیزد) پس به هر وادی ندا می‌کند این مهدی(ع) است که به قضاوت آل داود قضاوت می‌کند و بر او بینه و برهانی سؤال نمی‌شود (در آن کلمه‌ها اسرار جهانست).

ثواب قرائت حروف

در تفسیر روح البیان، ابن مسعود روایت می‌کند که حضرت رسول(ص) فرمود: "من قرا حرفا من کتاب الله فله حسنة و الحسنة بعشر امثالها" . هر کسی حرفی از کتاب خدا را بخواند پس برایش حسنه باشد و حسنه به ده برابر اجر دارد. به جهت اینکه در آیه دیگر فرمود: "من جاء بالحسنة فله عشر امثالها". هر کس حسنه‌ای آورد پس برایش ده مانند آن باشد در این صورت کلمه "الم" سه حرف است به هر حرفی ده حسنه  ، پس الم ، 30 حسنه دارد. (به عدد 30 جزء قرآن است!)

بنده می‌گویم حروف لفضی آنها که هر کدام سه حرف است می‌شود 9 حرف یعنی (الف و لام و میم) عدد ابجدی آن(الم=) 71 و عدد بسطی آنها (الف+لام+میم=) 272 می‌باشد پس ثواب لفضی آن سه 90 حسنه و ثواب به عدد ابجدی ؛ 710 حسنه و به عدد بسطی آن ؛ 2720 حسنه دارد . اگر ما به زبر و بینه آنها برسیم از حد بیرون می‌شویم. حال ای خواننده عزیز! همانطور که گفته شد در مورد حروف نمی‌توان وصفیات و احادیث و تمام مدارک را جمع آوری کرد. اما این حقیر به قدری که حوصله خواننده باشد این احادیث و اقوال را جمع آوری کرده‌ام تا در آن بیشتر بیندیشید و اهمیت این علم بزرگ و اثباتش را بدانید.

حروف از نظر طبیعت وجودی و جایگاه در طبیعت

حروف از نظر طبیعت وجودی و از نظر جایگاه در طبیعت به 4 دسته 7 تایی تقسیم می‌شوند:

1-حروف "ا، ه، ط، م، ف، ش، ذ" : دسته آتشی(ناریه) یا نورانی هستند و طبیعت آتشی-مشرقی دارند.

2- حروف "ب، و، ی، ن، ص، ت، ض" : دسته حروف هواییه یا بادی هستند و طبیعت خاکی-جنوبی دارند.

3- حروف "ج، ز، ک، س، ق، ث، ظ" : دسته حروف آبی یا ماییه هستند و طبیعت بادی- مغربی دارند.

4- حروف "د، ح، ل، ع، ر، خ، غ" : دسته حروف ترابیه یا خاکی هستند و طبیعت آبی-شمالی دارند. 

حروف خود "ملکوتی" دارند و برهمین وجود، همه زنده هستند و دارای شکل و محتوا و معنا و عمق بسیار که هر یک عالمی می‌شوند. وسیع، زیرا سعه وجودی حروف خود، خورشیدی است که ملکات و مفاهیم آن جلوه‌ها و مدارهای آن است و سیارات آن ، کلمات می‌باشند!

موکّلین حروف: بدان که حرف به منزله جسم و موکل آن جن است، و عدد زُبُر آن مانند جان است و موکلش، ملک سُفلیت است و عدد بینه حروف ، نفس است و آن ملک عُلوی است. و چنین‌اند کلمه و کلام و هر یک یا خیر است یا شر و در خیر، موکلین از ملائکه خیر برند و می‌بخشند و در کلام شر، چون جن ذاتاً شریر است و همواره می‌آزارد. فلذا "نص" در استعاذه آمده که حکیم در ادای کلام حکیم می‌گوید: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"0

یک اسم ، چند موکل دارد. باید به حرف اول و آخر آن بیشتر توجه داشت.

ملک‌های حروف:

 

الف   –اسرافیل(ع)

ب-  

جبرائیل(ع)

    ت-   عزرائیل(ع)

ث-  

میکائیل(ع)

ج-  

کارکائیل

ح-

تنگفیل

خ- 

مه کائیل

د-  

دردائیل

ذ-  

اهرائیل

ر-  

امواکیل

ز-  

سرفائیل

س-   همواکیل

ش-   همزائیل

ص-   اجمائیل

ض-   عطکائیل

ط-  

اسماعیل

ظ-  

تورائیل

ع-  

لومائیل

غ-  

لوغائیل

ف-میرهمائیل

ق-   عطرائیل

ک- حروزائیل

ل-

طاطائیل

م-  

رومائیل

ن-  

حولائیل

و-  

رفتمائیل

ه-  

دورائیل

ی-سرکطائیل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکته‌ای درباره عدد خلقت حضرت آدم(ع) و حوا(س) به حروف ابجد

خواندیم که سقف اعداد تا 9 بود و حروف هم در شمارش ابجدی در 10 حرف ، اعدادش ثابت(عدد و جایگاه حروف با هم برابر است) و 1 تا 10 را مشخص می‌کند. و تمام پایه‌ی معانی و جان خلقت جسمانی از این گنجِ 10 به حروف و 9 به عدد است! چنانچه قرآن عزیز هم که به کلام مبارک پیامبر(ص) همه‌ی محتوای قرآن در سوره مبارکه حمد و همه در 19 حرفِ بسم الله الرحمن الرحیم جمع است... . از این 19 حرف ؛ 10 حرف بدون تکرار و 9 حرف تکرار شده است و این ، اسرارِ 9 عدد و 10 حرف است! که جسم و روح در بسم الله الرحمن الرحیم ، در صورت مبارک انسان کامل و در وجه جان قرآن کامل است.

و درواقع باطن تولدی را پروردگار عالم بصورت معجزه ظاهر کرده است ؛ که خداوند اعجازش را به صد و بیست و چهارهزارمین پیامبر که خودش کلمة الله است ، ظاهر می‌کند. پس اگر دقت کنید این 9 عدد ، منطبق بر 9 حرف است که در مجموع تولد عدد 10 (عشر) را ظاهر می‌کند. چنانچه تمام عالم می‌شود : کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا.

پس از مجموع عدد 1 تا 9 ، عدد 45 بدست می‌آید که برابر اسم مبارک آدم(ع) است.(45=9+8+...+2+1)

سِرّ لوح حروف "ا ب ج د ه و ز ح ط ی"!

و اگر حروف "ا ب ج د ه و ز ح ط ی" را بنویسیم ؛  5 حرف ، عددشان فرد و 4 حرف ، عددشان زوج است که وقتی این اعداد را در لوح بنویسیم ، در 3 مثلث ظاهر می‌شود ( که دنیا به عدد سه و انسان به سه بُعدِ عددی تعریف می‌شود). درواقع از سه طرف طولی ، عرضی و ارتفاعی ، جمع اعداد حروفِ این لوح 15 می‌شود که برابر با عدد اسم حوا(س) است.                                                                       

ب=2

ط=9

د=4

ز=7

ه=5

ج=3

و=6

ا=1

ح=8

 

 

 

(15=2+9+4) ، (15=7+5+3) ، ( 15=6+1+8)

              (15=4+3+8) ،  (15=9+5+1) ،  (15=2+7+6)

                                  (15=2+5+8) ، (15=4+5+6)

اما لوح وقتی کامل می‌شود که در وسط ، حرفِ ه را بگذاریم (آنگاه از همه طرف جمع اعداد 15 می‌شود) و حرفِ ه ، حکم قلبِ وجود الواح را داراست. عدد ابجد حرف ه=5 است که اسرار وجود مبارک پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین و مخصوص در بطن اباعبدالله الحسین(ع) که پنجمین معصوم است ، 9 ذریه مطهر است که در جمع 9و 5 می‌شود 14 که همه گنج وجود 14 معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است. در ضمن اباعبدالله الحسین(ع) ؛ قلب کننده همه‌ی زمان‌ها و قلب کننده همه‌ی انسان‌ها از حیوانیت به طهارت انسانیت و در نهایت ، کمال آدمیت آست ! و قلب به عنوان احیا کننده عالم به ظهور قلب به میم یعنی عدد 40 ؛ اربعین و طهارت است.فقط شهید در میدان جنگ (در راه خدا) است که خون و پوست و لباسش همه ، طاهر می‌شود.

این گنج  به سه وجود مطهر، در بین معصومین صلوات الله علیهم اجمعین  ظاهر شده است: امام حسین(ع) ، خانم فاطمه زهرا(س) و حضرت مهدی(عج) :

*وجود مبارک امام حسین(ع):

1)آیا امام حسین(ع) ، سومین امام نیستند؟ پس ابعاد سه گانه عالم دنیا در چرخش خون پاک ثاراللهی‌اش ، قلب به میم می‌شود.

2)آیا امام حسین(ع) پنجمین معصوم به عنوان مظهر عدد 5 که خامس آل عباست(ص) و از حروف ، مظهر حرفِ هاء که طبیعت این حرف ؛ بادی و خشک است(جایگاه کربلا و عطش) ، نیستند؟

3)آیا امام حسین(ع) به عدد 10 متولد نشدند؟یک خودش +9 ذریه نورانی در بطنش که در مجموع عدد 10 بعنوان گنج عشر و حقیقت تولد واقعی انسانیت است. درواقع ایشان مظهر عدد گنج 5 (پنجمین معصوم) روی عدد 10 (حقیقت‌های وجودی خودش) است که می‌شود 15 (15= 5+10)!

عدد 15 از جمع اعداد 1 تا 5 بدست می‌آید و برابر جایگاه عددی حرفِ س است که اگر ح ابتدای نام مبارک حسین(ع) را برداریم ، سین می‌ماند.این حرف ، پانزدهمین حرف در حروف الفبای ابجدی است که میزان حروف و درواقع قلب حروف و در قرآن عزیز ؛ قلب قرآن است.پس عدد 15 ، مظهر اسرار و گنج الهی است.

*وجود مبارک فاطمه زهرا(س)

1)وجود مبارکِ سیدة النساءالعالمین ؛ قلبِ وجود مطهر اهل بیت پیامبر(ص) است . چنانچه تنها وجودی است که 9 اسم تسعه اعظم دارد که 2 نام مبارکش آسمانی { منصوره و زهرا} و 7 نام مبارکش زمینی است. و نام مبارکش که از نام خداوند برایشان جلوه کرده ؛ فاطمه(س) می‌باشد که تنها اسمی است در معصومین(ص) که 5 حرف دارد. و همانطورکه در حدیث کسا می‌خوانیم ، در بیت آل الله ، خانم به این عظمت تعریف می‌شود:

هم فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها ؛ فاطمه(س) است و پدر فاطمه(س) ، فاطمه(س) است و شوهر فاطمه(س) ، فاطمه(س) است و پسران فاطمه(س). خانم تنها کسی است که قبل از خلقتش در عالم اسرار  ،  پروردگار عالم وجود مبارکش را امتحان فرمود.در زیارت خانم  می‌خوانیم : السلام علیک یا ممتحنة امتحنکِ الله الذی خلقکِ قبل ان یخلقک فوجدک لما امتحنکِ صابرة... .(پس خداوند فرموده که او را در امتحان ، صابره یافتم).

عدد ترتیب نزول سوره مبارکه کوثر به قلب مطهر پیامبر(ص) 15 است.و همانطورکه بیان شد15 ، برابر با جایگاه عددی حرفِ س است و خانم فاطمه(س) ؛ اُمّ السین است و قرآن کریم به حرفِ س که عدد ابجدش 60 است تمام می‌شود و عدد 60 برابر با عدد ابجد نام مبارک ام ابیها است (15=س=60=ام ابیها) . و اوست که در بیت نورانی‌اش ، امّ ابیها خوانده شده و او صاحب بیت انوار مقدس پنج تن صلوات الله علیهم اجمعین است و در عالم بالا جمع کننده عدد 1 تا 5 می‌باشد که 15=5+4+3+2+1 و عدد 15 برابر با اسم مبارک حوا است و خانم ، حوای روحانی است.

2)ایشان در خلقت نوری ، مرتبه سومین وجود مبارک را دارد. و درواقع عدد سه در حروف از جمع عدد الف ؛ وجود مبارک پیامبر(ص) و با ؛ وجود مبارک امیرالمؤمنین علی(ع) ، به ظهور آب که عدد 1 و 2 آن با هم جمع می‌شود و حرف ج به عدد 3 ظاهر می‌شود که عدد 3 ، عالم خلقت را جان می‌بخشد و جهان ظهور پیدا می‌کند.آب به عربی ، ماء خوانده می‌شود که همان حروف اُم است(بدون درنظرگرفتن همزه ؛ ما--- اُم) و خداوند متعال در آیه 30 سوره مبارکه انبیا می‌فرماید: و جعلنا مِن الماء کلّ شیء حی . و خانم ، ریشه و مظهر کلمه‌ی حی پروردگار عالم است. که سنّ مبارکش 18 سال ؛ برابر با عدد کلمه حی و زندگی مبارکش 2 تا 9 سال است که بلوغ کامل عددی را در تمام طول دنیا و آخرت آباد کرده است به سبزی حسن(ع) و گل و میوه‌اش ؛ حسین(ع) و ذریه‌های معصوم اباعبدالله الحسین صلوات الله علیهم اجمعین .

3)ایشان تنها کسی است که در دنیا حامل گنج عشر یعنی عدد 10 است{زمانیکه وجود مبارکش حامل وجود امام حسین(ع) بود}. درواقع عدد 15 درعالم دنیا به مظهریت 5 روی 10 و جایگاه حرف س و قلب کننده عالم به ظاهر و باطن وجود مبارکش در دنیا جلوه کرده است و سرّ وجودش به فرزندش اباعبدالله الحسین(ع) افشاشده‌است. عدد ابجد نام زیبای فاطمه (س) برابر 135 است که می‌شود 9 تا 15 تا ! پس ایشان ، سیدة النساء العالمین است.

*وجود مبارک حضرت مهدی(عج) :

1) ایشان نهمین فرزند از پنجمین معصوم { امام حسین(ع)} است که درجمع 14 می‌شود (14=5+9) ؛ هم ایشان چهاردهمین معصوم(ص) است و هم عدد ابجد نام مبارکش مهدی(عج)=59 است که همان 5 و 9 و در جمع 14 است. و مهدی(عج)، ظرف هدایت تمام اهل عالم و گشاینده باب الفتوح هدایت به رضوان الهی در دنیا و قلب کننده عالم ظلمات به حقیقت نور بدون ظلمت است(الی یوم القیامة). و تمام کننده و ابقاء دین خداوند یکتا به نام زیبایش ؛ بقیة الله الاعظم(ص) است.

2)وجود مبارکش احیاء دین جدّ بزرگوارش و منتقم خون و مظلومیت پدران و مادر بزرگوارش می‌باشد. و درحقیقت کسی است که در دنیا به هدایت شیعیان به نوشیدن و سیراب کردن نور هدایت از حوض کوثر وجود را اظهار می‌کند. و حکومت خود را که حکومت نور است ، حکومت زهرایی اعلام می‌کند. در کتاب عیون الاخبار آمده که حضرت می‌فرماید: وابنة رسول الله لی اُسوة الحسنة ؛ دختر رسول خدا(ص) برای من (حکومتش) اُسوه حسنه است.

3)وجود مبارکش که چهاردهمین معصوم صلوات الله علیهم اجمعین است ، جمع کننده حلقه‌ی انوار مقدس پنج تن(ص)و ظهور دهنده گنج عشر است. و جمع ارقام 14 می‌شود 5(5=4+1) که به وجود آقا ، امامت تمام می‌شود. به روایت از کتاب مهدی موعود از بحار الانوار علامه مجلسی(رحمةالله علیه): در زمان شهادتش {لعنت خدا بر قاتلین و ظالمین حق محمد(ص) و آل محمد(ص)}  امام حسین(ع) که پنجمین معصوم است ، تشریف فرما می‌شوند و حلقه به عدد 5 روی 10 گنج عشر هم بسته می‌شود.

و عدد 15 که جایگاه حرف س (حرف میزان) است در زمان آقا کاملا میزانش آشکار می‌شود زیرا گنج قرآن به 30 جزء با تمام علوم و خزائنش ، عمل می‌شود. که اگر اعداد 1 تا 30 را با هم جمع کنیم می‌شود 465  (465=30+29+...+2+1) و برابر با عدد ابجد کلمه زیبای مهدویت است که جمع ارقامش 15 (=س) می‌شود (15=5+6+4) و جالب اینکه جایگاه عددی کلمه مهدویت=60 ، برابر با عدد ابجد حرفِ س است .پس تمام قرآن به عدد و حرفِ س تمام می‌شود. الحمدلله ربّ العالمین

تعریف دوایر طبیعت و خصوصیت حروف:

 لازم به تذکر است که در هر مرتبه دایره در طبیعت و نوع حروف ؛ 7 حرف می‌باشد که به عدد 7 ، کامل است زیرا:

1)به عدد 7 آیه سوره مبارکه حمد ، هر کدام از دوایر ، کل و جمع الجمع همه‌ی حروف هستند. 

2) اگر اعداد 1 تا 7 را با هم جمع کنیم 28 می‌شود (28=7+6+5+4+3+2+1) یعنی تمامِ 28 حروف الفبا و همچنین خودِ 28 ؛ عددِ کامل است. حال به شرح دوایر می‌پردازیم:

دایره اول: طبیعت آتشی یا نورانی با خصوصیت حارّ(گرم) :

ا(=1) ، ه(=5) ،ط(=9) ، م(=40) ، ف(=80) ، ش(=300) ،ذ(=700)

در جمع عدد ابجد حروفش (1135=700+300+80+40+9+5+1)  1135 می‌شود که جمع ارقامش 10 می‌شود یعنی تمام گنج عشر! و عدد 1135 معنی می‌شود به 135+1000 که  عدد 1000 ؛ بلوغ تمام و کامل دایره در احاطه به کلّ دوایر است و عدد 135 برابر با عدد ابجد نام زیبای فاطمه(س) است که او ؛ امّ ابیهاست! {جالب است که عدد ابجد کلمه دایره(=220) با نام زیبای خانم یعنی طاهره برابر است} .

در جمع جایگاه عددی حروفش(91= 25+21+17+13+9+5+1) می‌شود 91  که جمع ارقامش هم  10 می‌شود و عدد 91 ؛ برابر عدد ابجد اسم مبارک خداوند ؛ کامل است و همچنین برابر عدد ابجد کلمه سال و کلام است. و در این دایره کلّ جایگاه عددی حروفش ، فرد است با حرف الف به عدد 1 شروع و به حرف ذ با عدد 25 تمام می‌شود : الف ؛ یکِ توحید و تمام خزانه حمد پروردگار عالم است و عدد 25 برابر با جایگاه عددی کلمه حمد و همچنین برابر جایگاه عددی کلمه کُن می‌باشد(کُن فیکون) .

نکته: اما همینطورکه در دایره ملاحظه می‌کنید ؛ همیشه نقطه شروع به نقطه پایان وصل می‌شود. پس اگر جایگاه عددی این 7 حرف را از اول به آخر به هم وصل و جمع کنیم 26 می‌شود و عدد 13(=م) در وسط می‌ماند: (26=25+1)  (26=21+5) (26=17+9)

  ذ(=25) +ش(=21) +ف(=17) +م(=13) +ط(=9)+ه(=5) +ا(=1)

                                               26

دایره دوم:طبیعت بادی(هوایی) با خصوصیت یبوست(خشکی):

ب(=2)،و(=6) ،ی(=10) ،ن(=50) ،ص(=90)، ت(=400)،ض(=800)

در جمع عدد ابجد حروفش (1358 =800+400+90+50+10+6+2) می‌شود  1358 که جمع ارقامش برابر 17 (17=8+5+3+1)و در آخر 8 (8=7+1) می‌شود.

در جمع جایگاه عددی حروفش(98=26+22+18+14+10+6+2) می‌شود 98  که برابر با عدد ابجد کلمه نماز است. در این دایره تمام اعداد ؛ چه به عدد ابجد و چه در جایگاه عددی حروف ، زوج هستند. و این دایره که در مرتبه بادی یا هوایی و طبیعت یبوست است ، خیلی زیبا گنج عددی در زوجیت محور نماز شد که ظهور ازواج و اضداد در دنیاست و آسانسور صعود به عالم اعلا فقط نماز و اطاعت خالصانه می‌باشد. جالب است که عدد 98 برابر با عدد ابجد کلمه جهنم هم می‌باشد که دنیا به یک معنا ، کفِ جهنم است. پس عالم دنیا ، طبیعتش یبوست یعنی خشکی است و باید بر ضدّ آن عمل شود تا رطوبت و خنکی(بهشت) در آن ظاهر شود.

نکته: اگر جایگاه عددی حروف اول و آخر را با هم جمع کنیم 28 می‌شود و عدد 14 (=ن) در وسط می‌ماند:

(28=26+2)  (28=22+6) (28=18+10)

ب(=2)،و(=6) ،ی(=10) ،ن(=14) ،ص(=18)، ت(=22)،ض(=26)

                                   28

دایره سوم:طبیعت آبی یا مائی با خصوصیت رطوبت :

ج(=3)،ز(=7)،ک(=20) ،س(=60) ،ق(=100) ،ث(=500)،ظ(=900)

در جمع عدد ابجد حروفش (1590= 900+500+100+60+20+7+3) می‌شود 1590  و جمع ارقامش 15 می‌شود(15=0+9+5+1). که اگر اعداد 1 تا 15 را با هم جمع کنیم 120 می‌شود و قرآن مجید 120 حزب دارد و برابر با عدد ابجد نام زیبای احسان پروردگار عالم است.

در جمع جایگاه عددی حروفش (105=27+23+19+15+11+7+3)  105 می‌شود که برابر با عدد ابجد اسم مبارک عادل خداوند است و همچنین برابر با کلمه اعدل می‌باشد.

نکته : اگر جایگاه عددی حروف اول و آخر را با هم جمع کنیم 30 می‌شود و عدد 15(=س) در وسط می‌ماند:

(30=27+3)  (30=23+7) (30=19+11).

ج(=3)،ز(=7)،ک(=11) ،س(=15) ،ق(=19) ،ث(=23)،ظ(=27)

                                        30

حرفِ س ، میزان حروف و قلب قرآن است(قرآن کریم 30 جزء دارد و به حرفِ س تمام می‌شود، در جمع عدد ابجد حروفِ این دایره هم به 120 حزب قرآن رسیدیم!).

آیا این دایره با گنج وجود خانم فاطمه(س) تطبیق ندارد؟! که او مظهر آب و کوثر وجود است. جالب است که اگر مضرب‌های 3 تا 27 را با هم جمع کنیم می‌شود 135 ، برابر با عدد ابجد نام زیبای فاطمه(س) !!!

دایره چهارم: طبیعت خاکی با خصوصیت بارد(خنک) :

د(=4) ،ح(=8) ،ل(=30) ،ع(=70) ،ر(=200)،خ(=600) ،غ(=1000)

در جمع عدد ابجد حروفش (1912=1000+600+200+70+30+8+4)

می‌شود 1912 که جمع ارقامش 13 می‌شود(13=2+1+9+1). که این عدد ، یکی از پرمعناترین و والاترین اعداد است! چنانچه در درس نورٌواحد(ص) و حدیث آیت الکرسی و مقام اربعین خواندیم که ذات اقدس الهی  در تمام مراحل خلقت ، تعریفِ الوهیت و وحدانیت خود را می‌فرماید و به واسطه انبیا و 14 نور مقدس معصومین(ص) ، وجود غیب الغیوب خود را به مخلوقاتش می‌شناساند. و عدد ابجد اسم مبارک احد جلّ‌جلاله برابر 13 است. درحالیکه خودش ، عدد اول است ، این عدد هم جز بر خودش قابل قسمت نیست! جمع ارقامش 4 می‌شود (4=3+1) که ظهور خلقت درعالم نوری و عالم سِرّ تا به پایین ؛ تا در دنیا که اسفل السافلین است ، بر مبنای عدد 4 ؛ ظهور گنج عالم عرش و در مقابل ، عالم کرسی است که با 4 پایه ، گنج اسرار آفرینش ظهور پیدا می‌کند!

 و عدد 4 برابر حرفِ د ؛ اولین حرف از دایره نمایش احوالات خاکی با طبیعت بارد یعنی خنک (که صفتی از صفات بهشت است) قرار دارد. و دال دلیل آفرینش و خلقت ظهوری در عالم خاکی یعنی دنیا است! حرف دال در عالم سِرّ متعلق به امام حسن مجتبی(ع) است که خداوند کریم همه‌ی عالم را به بهترین و نیکوترین احوال یعنی حسن ، خلق فرموده (مخصوصا انسان) که در خلقت انسان کامل خودش به این خلقت ، تبریک فرمود(فتبارک الله احسن الخالقین)!

پس تبریک خداوند به خودش است که در خلقت ، احسن است پس مخلوقش حسن است و آنچه در دنیا آمد به بهترین وجه و صورت ، توجیه کننده و معرف آن خالقِ اَحسن و سبحان است. که درهمه‌ی عالم خود ، دلیل خلقت بر گنج دال خودش است که دلالت بر حضور قدرتمند و ذات احدیت و صمدیتش می‌باشد. و وحدت وجودش و سبوحیّت و قدوسیتش ، همه را دعوت به الوهیتش و سپس به قربش دعوت می‌کند. که فقط انسان با اختیار به پلکان عبادت خالصانه راه به قرب این چنین عزیز محبوبی را دارد. الحمدلله رب العالمین

درواقع او خود ، ربّ الارباب است. و وجود مبارک داعی الله یعنی اما معصوم(ص) ؛ همه را در این صراط ، به قرب او هدایت می‌فرماید. که دنیا در جایگاه حسن خلق شد و امروز خلیفه برحق خداوند کریم ؛ وصیّ الحسن و الخلف الحجة المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.

پس در جمع اعداد ابجد حروف دایره چهارم به عدد 13 رسیدیم که برابر اسم مبارک احد جلّ جلاله است که خداوند کریم خواست در دنیا ، خانه مبارکش با خاک و سنگ ، در عالم خاکی و به دست بهترین و پاکترین بندگانش یعنی پیامبران ساخته شود { اول بدست حضرت آدم (ع) و آخر بدست حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) و هاجر(س) پایه گذاری شد} 

جمع جایگاه عددی این حروف(112=28+24+20+16+12+8+4)  112می‌شود که برابر با اسم مبارک خداوند ؛ کافیا است که به این دایره ، همه‌ی زیبایی‌ها کامل شد و خداوند برای همه کافی است!

اگر جایگاه عددی این 7 حرف را از اول به آخر به هم وصل و جمع کنیم ، عدد 32 حاصل می‌شود:

(32=20+12)،(32=24+8)، (32=28+4)

د(=4)+ح(=8)+ل(=12)+ع(=16)+ر(=20)+خ(=24)+غ(=28)

                                      32

جمع ارقام 32 هم 5 می‌شود(5=2+3) و حلقه 5 در دایره خلقت بسته می‌شود.و همه‌ی انعکاس اسرار 5 نور مقدس(ص) در دنیا ظهور حقیقی و حقّه‌ی جلوه حق را به ظهور کامل نشان می‌دهد. زیرا عدد 32 برابر با جایگاه عددی نام مبارک مهدی(عج) است و ایشان ؛ آخرین معصوم(ص) و امام موعود است. پس ایشان دوازدهمین امام(ع) و چهاردهمین معصوم(ص) م‌باشد که جمع ارقام 14 باز هم   5 (5=4+1) می‌شود و دایره بسته می‌شود.

و خیلی زیباست همانطورکه در جمع عددی حروف خاکی(دایره چهارم)؛ هم در عدد ابجد (4=3+1 ، 13=2+1+9+1)و هم در جایگاه عددی(4=2+1+1)، در آخر رسیدیم به عدد 4 ؛ درواقع از عالم اسماء و عالم عرش و عالم کرسی و عالم بیت المعمور ، در واقع در گنج 4 ستون ؛همه‌ ، قدرت خالق یکتا را جلوه نمایی کردند تا بر 4 رکن خانه مبارک کعبه و در طول زمان 4 فصل ، 4 نوع آب و هوا و 4 نوع طبیعت و خلاصه 4 عنصر خلقت وجود انسان(آب و باد و خاک و آتش) ظهور یافتند.

پس عدد وقتی بخواهد بطورکامل ظهور خود را نشان دهد باید در توان 4 قرار بگیرد. بنابراین عدد 4 به توان 4 می‌شود 256 که برابر با عدد ابجد کلمه نور است. و وجود مبارک حضرت مهدی(عج) در سال 256 هجری متولد شدند و حکومت ایشان ، حکومت نوری است و تمام توان در زمان ظهور آقا به تمام علم و عمل ظاهر می‌شود. جمع ارقام 256 می‌شود 13و برابر با اسم مبارک احد جلّ‌جلاله است  که خداوند متعال در آیه 35 (آیه نور) سوره مبارکه نور خود را معرفی می‌کند:الله نور السموات والارض... . جایگاه عددی کلمه نور=40 است که به عربی اربعین خوانده می‌شود .درواقع برقراری بهار حقیقی به بوجود امام زمان(عج) است.

آیا این درس‌ها اعجاز نیست؟!!!

خوب دقت کنید! دایره اول حروف، دسته نوری بود به دایره آخر(خاکی) که  ظهور نور می‌باشد ، وصل است که آن دایره جلوه اسم مبارک چهل چراغ نور در گنج ولایت و رسالت ؛ فاطمه زهرا(س) را جلوه می‌دهد! چنانچه تمام حروف نام زیبای فاطمه(س) در دایره اول است که تنها وجودیست که در بین اسماء مبارک ائمه طاهرین(ص) ، همه‌ی حروفش در دسته حروف نوری است! جایگاه عددی نام مبارک فاطمه(س)=45 و برابر با عدد ابجد نام آدم(ع) است که آب و خاک (گِل)، مایه حقیقت خلقت جسمانی حضرت آدم(ع) است. پس در زمین ، وجود حضرت آدم(ع) به صورت ظهور ظهور از جلوه‌ی اسرار عوالم نوری و خاکی می‌باشد. و تمام 4 طبیعت که آب ، باد ، خاک و آتش در وجودش است و او اولین خلیفة الله روی زمین است .

جمع عدد ابجد حروف دایره اول که نوری بود 1135 می‌شود که خیلی معنا دارد ! یعنی پروردگار عالم به عدد 1000 ، وجود مبارک خانم فاطمه(س)(=135) را در دنیا معرفی می‌کند. و به قول امام صادق(ع)، لیلة االقدر معرفی می‌شود و خداوند آن شب را خیرٌ من الف شهر معرفی می‌فرماید که مقامش از هزار شب بیشتر است ، همان وجود مبارک زهرا(س) است که حروفش برابر حروف هزار است!

این همان دایره خلقتی است{ عدد ابجد کلمه دایره=220 و برابر با عدد ابجد نام زیبای طاهره است و جایگاه عددیشان هم برابر 40 است که حقیقت مهندسی خالق یکتاست} که خداوند قبل از خلقتش او را امتحان فرمود ؛ فوجدکِ صابره ؛ فرمود که او را صابر یافتم. صابر یعنی فاعل صبر یعنی طاقت این همه ظهور گنج را دارد. و خانم شد کوثر وجود! و خداوند در آیه 30 سوره مبارکه انبیا می‌فرماید:

وجعلنامن‌الماءکلّ‌شیءحی . و بنا بر روایات در زمان حکومت حضرت مهدی(ص)، اولین حقی که آقا احقاق می‌کند ، حق مادر بزرگوارشان است و جایگاه قبر مبارک مادرشان را افشا می‌فرماید. که این خیلی مهم است! و حضرت می‌فرماید: وابنة رسول الله لی اسوة الحسنة ؛ دختر رسول الله(ص) برای من (در حکومت) ، بهترین اسوه حسنه است یعنی حکومت آقا ، زهرایی است و حکومتش ، حکومت نوراست . پس تمام دایره حقیقت خلقت در گنج فاطمه زهرا(س) ، به دست فرزندش افشاء اسرار می‌شود.  

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کلّ الساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.



:: موضوعات مرتبط: اسناد ابجد و حروف (اسناد ابجد و خواص حروف)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابجد عشقت چو بیاموختم                       پیرهن مهنت و غم دوختم

حاصل عشقت سه سخن بیش نیست         سوختم و سوختم و سوختم

این حقیر از خداوند می‌خواهم که بتوانم از کلام بزرگان و صاحبان فن ، علم حروف و اعداد را معرفی کرده و منابع و اهمیت آن را تا آنجا که او توفیق دهد شرح دهم. زیرا وظیفه می‌دانم تا بتوانیم کلام مولایمان را بیشتر فهمیده و بدان عمل کنیم. و بدین سبب است که بزرگان زیادی این اسرار را کشف و به اهلش آموزش داده‌اند. بعضی می‌گویند که این" 28" حرف ، اسماء باری تعالی جل‌ّشأنه هستند که فرشتگان به این اسم‌ها ؛ تسبیح خداوند عزّوجلّ می‌گویند. اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسم‌ها از اینها ترتیب می‌یابند .

علم حروف از هر علمی برتر و والاتر و برای انسان نافع و لازم است! زیرا درک هر مفهومی از مفاهیم موجودات عالم هستی از غیب و شهود و معانی هر یک از آنها در صورت فردی و ترکیبی حروف نهفته و حروف دلیل و مظهر تمام آنها می‌باشد. و مبنای تمام علوم ، شناخت ذات فردی حرف و ترکیبات و حالات و عوارض و معانی استحصالیّه است. حروف ؛ مبیّن اسرار، و مظهر علوم ، و کاشف مقاصد غیب و شهود است و فهمیدن معانی کتب آسمانی بویژه "قرآن" به معرفت حروف بستگی دارد و تمامی زبان‌ها و لغات محتاج به علم حروفند!

بدان! این اقیانوسی است که اگر در آن فرورویم، اموری پدید خواهد آمد که توان شنیدن آن نیست چون حروف ، مطالبی بس پیچیده و اسرارآمیز به خود اختصاص می‌دهد که علم حروف را بوجود می‌آورد(همان علم جفر) و همان گونه که بیان نمودم اگر تمام آب‌های زمین ، جوهر و دوات گردد و تمام چوب‌ها و درختان کاغذ گردند، در باب حروف، سخن بسیار بیشتر از ظرفیت آنها خواهد بود!

حروف را چگونه بشناسیم و حروف چیست؟! آنچه به عنوان نطق انسانی به ظهورِ معنا می‌نشیند در جایگاه ، ظهور حروف است.

و حروف، منشأ اسرار الهی و جلوه‌ی ظهور اسرار الهی و هم سرّ اسماء الله است و هم محتوای گنج معنای آن ، هم مرتبه ارتقاء خواننده‌ی اسماء است ، و هم حکیم روح و فکر در به کمال رساندن حیات انسانی است. حروف ، باب معرفت کردگار و رسولانش و اولیائش برای بندگان خدا می‌باشد(یعنی رمز بین خداوند و رسولانش) ، چند حرف در کنار هم (در جمع) ، کلمه می‌شود و به معنا و مفهوم واقعی خود می‌رسد. نوری می‌شود که اسرار ملکوت را در عالم ناسوتی و ظلمانی دنیا به تمام جهات رشد ، و اتصال پیداکردن به عالم قرب را به هدایت باز می‌کند. حروف ، ظرف عوالم و جانِ ملکوت است. در حالیکه حرف ، جسم است و روحِ آن ، عدد می‌شود اما روح ، دیدنی نیست مگر به ظهور جسم! پس جسم ماندنی نیست مگر به بقای روح. و چنانچه جسم ، حامل روح شد ، تمام ظرف معانی و حکمت و آثار آن را حامل می‌شود و صاحب گنجی است که خالق بی همتا صاحبِ آن را خلیفه خود خوانده است یعنی کلمة الله (آیه حضرت عیسی به کلمة الله نوشته شود). و تمام نعمت‌ها و رضوانش برای خلیفه‌هایش زینت داده و باب قرب خودش را برایش باز نموده ، و بالاترین اعجاز و قدرت‌نمایی خود را در کلام خویش دانسته! پس برای رسیدن به قربش هم بدون این معجزه راه میسر نمی‌شود.

برای یاد گرفتن حروف باید به علم تهجی برسیم و حروف را هجا می‌نامند و برای اینکه هر حرفی در جایگاهش معنا شود ، باید هجی شود(قسمت هجی در اسناد ابجد به اینجا اضافه شود).

پس هر حرفی برای خود عالمی و معنایی و مفهومی و ملکوتی و اسراری دارد. که در جمع رمز ظهور و بروز همه‌ی زیبایی‌های عالم وجود است.و معرفی صاحب و خالق حروف و کلمات خداوند بدیع السموات والارض می‌باشد. به همین دلیل هر حرفی ، باز کننده و کلید مشکلات برای انسانهاست.

به عنوان هدیه ، این معانی و اسرار حروف را بیان می‌کنم که فقط قدرشناس، قدرش را بداند!  

پس از حروف، اسماء پدیدار گشتند ، و خداوند سبحان حقایق را بر شمار اسماء حقیقی‌اش انشاء و ایجاد فرمود و بر طبق این اسماء ، فرشتگان و موکّل‌ها و عونٍ(کمک کننده) و طیشٍ(شادمان کننده) را آفرید تا حمد و سپاس سبحان گویند و شأن و منطقه‌ای برای هر یک از اسم‌ها قرار داد. و همه را به تسبیح گویی اسمائش فرا خواند تا اسم و مسمّی و تسمیه او گویند. شیخ شبستری می‌فرماید:          

زحق با هر یکی خطی و قسمی است

معاد و مبداء هر یک ز اسمی است

از آن اسمی که آمد هم به در شد

اگر چه در معاش او در به در شد

از آن اسمند ، موجودات قائم

بدان اسمند در تسبیح دائم

روایت ابداع و حقیقت خلقت حروف از امام رضا(ع)

امام رضا(ع) درباره ابداع و حقیقت خلقت حروف، در جواب سؤال عمران چنین جواب فرمودند: درباره‌ی حقیقت خلقت: و بدان که ابداع ، مشیّت و اراده ، سه اسم برای یک چیز هستند، و اولین ابداع ، اراده و مشیّت او، حروفیبود که آنها را اصل هر چیزی قرار داد و راهنمایی بر هر مدرک (علم حروف) و روشنگری بر هر امر مشتبهی نموده و  بوسیله‌ی آن حروف ، هر چیز اَعَم از حق و باطل، فعل و مفعول، یا معنی و غیر معنی از هم جدا و شناخته می‌شود و همه‌ی امور بر آنها جمع شده است ، و در آفرینش این حروف برای آنها معنای متناهی و وجودی غیر از نفس آنها قرار نداد زیرا آنها با ابداع و ایجاد بوجود آمده‌اند.

نور، در اینجا اوّلین فعل خداست، خدایی که خود نور آسمان‌ها و زمین‌ است: "الله نورالسموات و الارض" . حروف از آن فعل ، به فعلیت رسیده‌اند، و آنها حروفی هستند که اساس گفتار بر آنهاست ، وحی الهی که نور است و همگی عبارات از خداوند است که به خلق خود آموخته است(پس همه‌ی زبان‌های دنیا را شامل می‌شود چون هیچ کس از خود چیزی نداشته و ندارد، همه را خدا به ما داده و آموخته است).

این حروف، سی و سه حرف هستند. 28 حرف از آنها نشانگر زبان‌ها (لهجه‌ها)ی عربی است و از 28 حرف، 22 حرف نشانگر زبان‌های سریانی و عبری است. و از میان آنها، 5 حرف در سایر زبان‌های عجم در مناطق مختلف ، زبان‌های متفرق و پراکنده است و آن 5 حرف هستند که از 28 حرف جدا شده‌اند(که زبان فارسی 4 حرف "پ-ژ-گ-چ" را هم دارد پس 32 حرف می‌شود) امّا حرف همزه در عربی اضافه شده و 29 حرف می‌شود و حروف فارسی به اضافه‌ی همزه، 33 حرف می‌شود .

سپس حروف را بعد از احصا نمودن و شمردن آنها ، "فعل" خود نمود. مثل آیه مبارکه: کن فیکون (و آنچه امر می‌شود موجود شود، پس آن نیز موجود می‌شود) "کن" صفت و خلقت خداست ، و آنچه که از آن ایجاد می‌شود ، مصنوع و مخلوق است .

 اولین خلقت خداوند عزّوجلّ ، ابداع است. بدون وزن و حرکت است، مسموع نیست، رنگ ندارد، قابل حسّ نیست. دومین مخلوق، حروف‌اند که وزن و رنگ ندارند، قابل شنیدن هستند ولی قابل حسّ نیستند. سومین مخلوق ، اعدادند که از همه‌ی انواع محسوس ، ملموس‌تر(لمس شدنی) ، قابل شنیدن و قابل دیدن هستند.

خداوند تبارک و تعالی قبل از ابداع بوده است، زیرا قبل از خداوند عزّوجلّ و همراه او چیز دیگری نبوده‌است. ابداع، قبل از حروف بوده‌ است "یابدیع السموات والارض" و حروف، چیز دیگری غیر از خود را نشان می‌دهند. مامون سؤال کرد چطور غیر از خود چیز دیگری را نشان می‌دهند؟حضرت فرمودند: زیرا خداوند تبارک و تعالی آنها را برای معنی ، کنار هم جمع می‌کند . وقتی چند حرف از آنها مثلا 4 حرف یا 5 حرف یا 6 حرف و یا بیشتر و کمتر را در کنار هم قرار می‌دهد برای معنایی است محدّث(یعنی حادث شده) و جدید،که قبلا نبوده‌است.عمران پرسید ما چگونه می‌توانیم این مطلب را بهتر بفهمیم؟ حضرت فرمودند:توضیح این مطلب چنین است که وقتی مقصود تو از این حروف،خود آنها باشد نه چیز دیگری،آنها را جدا جدا ذکر می‌کنی و می‌گویی ا،ب،ت،ث،ج،ح،خ تا آخر در این صورت معنایی غیر از خود این حروف در آنها نمی‌یابی ،اما وقتی آنها را درکنار هم بگذاری و اسم و صفت برای معنی موردنظر خود بسازی بیانگر معنیِ موصوف خود خواهند بود. فرمود آیا فهمیدی؟... (عیون الاخبار، ترجمه غفاری و مفید ج2،ص312)

تفسیر ابجد از رسول الله(ص)

*اصبغ ابن نباته گوید: امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: "عثمان ابن عفان از رسول خدا (ص) پرسید ، یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ حضرت فرمودند: "تعلَّمُ التَّفسیر ابجدِ فاِنَّ فیه الاَعاجیبُ کلها ویلٌ لعالِمِ جَهِلَ تفسیرَهُ" تفسیر ابجد را بیاموزید زیرا که در آن شگفتی‌ها است و وای بر آن عالمی که از تفسیر آن چیزی نداند گفتند: یا رسول الله تفسیر آن چیست؟ فرمودند: "اما ابجد ، "الف" پس آلاء (نعمت‌های باطنه خداوند) است حرفیست از اسماء و اما "باء"، بهجت خداوند است و اما "جیم"، (جنت) بهشت خداوند و جمال خداوند و جلال اوست و اما "دال"، پس دین خداوند می‌باشد و اما هوز، پس "ها" هاویه است و "واو" فویلٌ لاهل النّار(وای بر اهل اتش) و اما "زاء"، فزاویةٌ فی النار پس زاویه است در آتش ، پس پناه می‌بریم به خدا از آنچه در زاویه است (زاویه‌های جهنم) و اما حطی، "حاء" آن ریختن خطاهاست از مستغفرین در شب قدر و آنچه جبرئیل با آن با ملائکه نازل می‌شود تا طلوع آفتاب (فجر) و اما "طاء"، فطوبی لهم و حسن مآب (درخت طوبی) برای آنهاست و گشتنگاه نیک و آن درختیست که خداوند عزّوجلّ آن را نشانیده و در آن روحش دمیده و همانا که شاخه‌های آن از پس دیوارهای بهشت دیده می‌شوند حُلی و حُلل می‌رویاند بر دهانشان آویخته است. و اما "یاء" ، یدالله فوقَ خلقِهِ دست خدا بالای دست خلق اوست. سبحانه و تعالی امّا یشرکون.

و امّا کلمن ، "کاف" ؛ کلام خداست که برای کلمات خدا بدل کردنی نیست و از غیر خدا برگشت دهنده‌ای نیابی و اما "لام"، فرمود آمدن اهل بهشت است بر پیغبر در زیارت و تحیّت و سلام و ملامت اهل آتش است در خودشان. اما "میم"، ملک خداوندی است که زوال ندارد و دوام خداوندی است که فنا ندارد و "نون"، نون والقلم و ما یسطرون است. قلم ، قلمی است از نور و کتابی است از نور در لوح محفوظ که مقرّبون آن را گواهند و خدا در شهادت کافیست و اما "سعفص"، "صاد" یک صاع بصاع و قصاص بقصاص، یعنی جزا به جزا و هر چه کنی جزا یابی. همانا خدا به بندگان ستم نکند و اما "قرشت"، یعنی آنها را در قبر از هم پاشد ، پس آنها را زنده کند و در روز قیامت پراکنده نماید و در بین آنها به حق حکم کند و به آنها ستم نمی‌شود".

سرّ عدد 72 و حروف مقطعه قرآن ؛ وجود مبارک امام حسین(ع):

هارون بن جهم گوید: یکی از صحابه گفت امام صادق(ع) فرمود: "همانا به عیسی (ع) دو حرف عطا شده ، و به آن دو حرف (از زنده کردن مردگان و شفای بیماران) عمل می‌کند و به موسی (ع) چهار حرف، و به ابراهیم (ع) هشت حرف، و به نوح (ع) پانزده حرف، و به آدم (ع) بیست و پنج حرف و همانا خدایتعالی تمام آنها را برای محمد (ص) گرد آورد و همانا اسم اعظم خدا ، هفتاد و سه حرف است که هفتاد و دو تای آن به محمد (ص) داده شد و از آن ، یکی در حجاب است.

نکته: پروردگار عالم این خزانه را به عدد 72 به صورت‌های مختلف در عالم دنیا ظهور داد که مظهرش به عدد ابجد کلمه سجده است!(سجده=72) و حقیقت فعل سجده به وجود 14 نور مقدس صلوات الله علیهم اجمعین ظهور دارد زیرا این عزیزان به معنای واقعی ، ساجد یعنی عبد خالص خداوند یکتا هستند چون معصوم واقع شده‌اند.

در روز عاشورا هم حقیقتی از این عدد را به 72 تن یاران آقا اباعبدالله الحسین(ع) و هم لحظه آخر شهادت مولا به صورت سجده ظهور داد؛ که درحالیکه وجود مبارکش زنده بود در حال سجده (از قفا) با 12 ضربه ، استخوان گردنش را شکستند و سر مبارکش را از بدنش جدا کردند(اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا)پس، از سجده بلند نشد حتی زمانیکه سر را بر نیزه گذاشتند چراکه عدد ابجد کلمه نیزه هم 72 می‌شود!

و جالب‌تر اینکه عدد ابجد اسم مبارکش حسین(ع) برابر 128 است که اینطور معنا می‌شود: 28+100 ؛ عدد 100 برابر حرفِ ق یعنی نگهدارنده است و 28 ، برابراسم مبارکِ "وحید" خداوند و برابر 28 حرف الفبا که حروف کلام مبارک قرآن است ، می‌باشد. پس حضرت با خون پاکش ، نگهدارنده 28 حرف یعنی جانِ قرآن و توحید خالصانه است.حال اگر 28 حرف را بصورت بسیط بنویسیم مثل الف که یک حرف است اما 3 حرف (ا ل ف)خوانده می‌شود ، رویهم 72 حرف می‌شوند! (الف+با+ ... +ظا+غین) نمی‌دانم چگونه بگویم که در کربلا بدن مبارک اباعبدالله(ع) 72 قسمت شده بود یعنی همه قطعه قطعه...!(بابی انت و امی)

مناقب ابن شهر آشوب نقل می‌کند: روزی پیامبر(ص) بالای منبر مسجد نشسته بودند و برای مردم موعظه می‌کردند.یک وقت امام حسین(ع) که در آن زمان 4-5 ساله بودند وارد شدند و آمدند پایین پله منبر ایستادند. ناگهان پیامبر(ص) شروع به گریه کردند و به امام حسین(ع) اشاره کردند و فرمودند: تَرَقَ عینَ البَقَه .یعنی بیا بالا(از پله‌های منبر) ای چشم پشه. در آن دوران هیچکس معنی این تعبیر را نفهمید.

شاید پس از هزار و چند سال ؛ قریب به صد و اندی سال پیش مرحوم فرهاد میرزا معتمدالدوله فرزند عباس میرزا (صاحب مقتل بسیار ارزشمند قَمقام زَخّاز و صمصام بَتار) به اروپا رفته بود. آنجا به ایشان گفتند که یک وسیله‌ای به نام میکروسکوپ تازه اختراع شده که هر چیز ریزی را درشت نمایی می‌کند و نشان می‌دهد. ما چشم یک پشه را جدا کردیم و گذاشتیم... بیایید ببینید.جناب فرهاد میرزا چشم روی میکروسکوپ گذاشت و نگاهی کرد و در همان موقع کسی که پای دستگاه بود گفت: جناب ما شمردیم 1950 شکاف در چشم پشه هست! یکدفعه دیدند فرهاد میرزا نشست روی زمین و شروع کرد به گریه  و به سر زدن! همه گفتند چه شد ؟! ما که چیزی نگفتیم؟! ما گفتیم چشم پشه یک حالتی دارد که شبکه شبکه و سوراخ سوراخ است، شمردیم و دیدیم 1950 شبکه دارد. فرهاد میرزا گفت: شماها نمی‌دانید!بعد از 1400 سال معنای حرف پیامبر(ص) مشخص شد که چرا آن روز ، امام حسین(ع) را با عنوان چشم پشه خطاب فرمود؟!

امام صادق(ع) نیز فرمودند:بر بدن جدّ غریب ما 1950 زخم زدند.راوی سؤال کرد یابن رسول الله مگر امکان دارد چنین چیزی...؟حضرت فرمودند: به خدا قسم نیزه بر جای نیزه می‌زدند، شمشیر بر جای شمشیر می‌زدند ، تیر بر جای تیر می‌زدند.

زخم‌ها بر پیکرت حک گشته است     جسم بی جانت مشبک گشته است

{کفایةالاثر:ص81تا83. منابق آل ابیطالب: ج3ص388. بحارالانوار: ج16ص295، ج36ص313،ج43ص286...}

عدد 1950 برابر می‌شود با حروف "الکاشف رموز حروف مقطعات قرآن" و جایگاه عددی این حروف می‌شود 294 که برابر با عدد ابجد کلمه "حروف" و کلمه "صدر" است.این اعجازی از گنج ولایت در خزانه حروف ، به وجود اباعبدالله الحسین(ع) است.

نکته : خیلی زیباست که جایگاه عددی کلمه حروف=51 می‌شود. کلمه انسان هم از 5 حرف تشکیل شده که دو حرفِ اول و آخرش ، الف و نون است (انسان) و عدد ابجد الف و نون می‌شود 51 و حرف سین که در وسط کلمه انسان قرار دارد ، جایگاه عددیش در الفبا 15 می‌شود که قلب و میزان حروف است چنانچه سوره مبارکه یس ؛ قلب قرآن است . پس خلقت انسان ، از کلّ مجموعه حروف است به رسیدن میزان قلب و باید به مجموع حروف عمل میزان برسد!

اما جالب است که عدد ابجد کلمه اعداد=80 و برابر با عدد ابجد حرف ِ ف به جایگاه عددی 26 است که 26 ، برابر با عدد ابجد کلمه حدید است و انسان باید در طول {عدد ، در طول و حرف در عرض است} حافظ حدودالله باشد.   

پس رمز حروف مقطعه در کربلا باز شد و آخرین فرزند امام حسین(ع) ؛ امام زمان(عج) مظهر حروف مقطعه به گنجِ 4 حرفِ م ح م د (ص) می‌باشد تا به دنبال گنج حرکت کنیم و انشاءالله او را با سجده و اطاعت محض خداوند و خلوص واقعی بیابیم. اللهم الرزقنا

چشم دل باز کن که جان بینی                    آنچه نادیدنی است آن بینی

آنچه بینی ، دلت همان خواهد                    آنچه خواهد دلت ، همان بینی

از امیرالمومنین علی(ع) است که می‌فرمایند: "خضر نبی را در خواب دیدم و به او گفتم به من بیاموزد چیزی که به دشمنان ظفر یابم، فرمود یا علی بگو "یا هو یا من لاهو الاهو" چون به سمع همایون حضرت رسالت رسانیدم، فرمود یا علی این اسم اعظم بوده است که به تو آموخته و من در روز بدر آنرا مکرر می‌گفتم تا آنکه ظفر یافتم.

نقطه بحر ازل و سرّ الاسرار و نور الانوار است

در اکثر رسائل مرقوم است که عامل را برای هر عمل ، در علوم غریبه ، دانستن حروف و اعداد از ضروریات می‌باشد. بنابراین برای آنکه اسرار حروف و اعداد منطبق با اسرار درونشان ظاهر شود و معانی و مفاهیم و جایگاه وجودی خود را در آسمان و ملکوت آن ، و زمین و ملکوت آن ، و در سِرّ عالم دنیا و سِرّ عالم آخرت و حتی از علوم آینده و گذشته محققان و مدبّران را آگاه سازند و همچنین به ظاهربینان و باطن‌بینان در کشف خواهش‌هایشان کمک کنند :

پروردگار عالم با رمز مقطعات در کلام کریمش، به پیغمبر بزرگوار خود حضرت محمد(ص) باب اسرار را باز کرده است و با کنایات و اشارات و تمثیل ، انسان را به تدبر واداشته است. حروف را باب کلام خود قرار داد و خود را متکلم بذات معرفی نمود و به انسان توفیق داد که معجزه کلامش، قرآن را از قلب مبارک رسولش و نطق نورانی حجّتش، امیرالمؤمنین علی(ع) بشنویم و در اثر زحمات و رنج‌های این عزیزان ، تفسیر و تعلیم و عمل خالصانه را از این عزیزان بیاموزیم تا مگر هدایت و به نور قرآن منوّر گردیم و ما هم ، حروف و کلمات عملمان را در لوح تکلیف بنا به وسع ضعیفمان منطبق بر آیات الهی قرار دهیم.

بنابراین جای بسی تفکر است که خداوند با خلق 28 حرف ، کلّ مفاهیم و معانی  و عوالم دنیا و آخرت را در کتابش ؛ قرآن جای داده است! چنانچه تمام کتاب‌های آسمانی ، کتاب الله است ولی قرآن هم "کتاب الله" است و هم "کلام الله" ! و چنین است که پروردگار ، خود حافظ آن می‌باشد و حریم قرآن ، بکر و دست نخورده می‌ماند الی یوم القیامت . چرا که مخلوق هرگز قدرت ورود در حریم کلام خالق را ندارد و این اعجاز اول بار به دست مبارک مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) ثبت ، نقطه گذاری ، و حرکت گذاری شد و علوم صرف و نحو و تجوید را پایه گذاری نمودند.

و اهمیت این همه زیبایی در حدیث مبارکی از ایشان این چنین نقل می‌گردد: "انّ کلما فی الکتب المنزله فی القران و کلما فی القران فی الحمد و کلما فی الحمد فی البسمله وکلما فی البسمله فی الباء و کلما فی الباء فی النقطه و انا نقطه تحت الباء". "حقیقت این است و جز این نیست که همه کتاب‌ها در قرآن نازل شده‌اند و همه قرآن ، در سوره مبارکه حمد و همه حمد در بسم الله و همه بسم الله در باء و همه باء در نقطه و من نقطه زیر باء هستم".

بنابراین حقیقت نقطه ، سرِّی است الهی! که نه به لفظ ادا می‌شود و نه به صورت و نه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملوّن به رنگی و نه محدود به حدی بلکه ، محجوب از حواس است. چنانچه در عینِ پیدایی ، پنهان و در عینِِ پنهانی ، عیان است!"وز غایت ظهور ، عیانش پدید نیست"

ابن عباس رئیس مفسرین چنین روایت می‌کند که مولا امیرالمؤمنین (ع) از اول شب تا آخر شب راجع به باء بسم الله حدیث می‌فرمود که من اندکی از آن را می‌فهمیدم و فرمود: قسم به خدا اگر بخواهم باء بسم الله را تفسیر کنم (لاوقرت سبعین بعیرا) برای باء بسم الله اینقدر معانی بیان می‌کردم که اگر می‌نوشتند بایستی بار 70 شتر نمایند. و قال علی (ع) :"بالباء ؛ ظهر الوجود و باالنقطه ؛ تبین العابد و المعبود". و فرمود: "بوسیله باء ؛ کلّ وجود ظاهر شدند و بوسیله نقطه ؛ رابطه عابد و معبود روشن و بیان می‌گردد"(او میزان و صراط و امام مبین راه و قسیم النار و الجنة است)

 قال الصادق(ع): فی تفسیر "و من یؤت الحکمة فقط اوتی خیراً کثیرا".امام فرمودند: "هر کس که حکمت به او داده شد ، به تحقیق به او خیر کثیر داده شد" . حکمت چیست؟ فرمود:"انّ الحکمة هی الولایة المطلقة فان نقطة الولایة قد عَمَتِ الوجود و لا یشد منها شی من الغیب و الشهود و تلک النقطة قد جمعت فیها جمیع اسرار الحروف و فی الحروف جمعت و بنیت اسرار الکلمات و فی الکلمات استجنت اسرارالمعانی فالمعانی غیب فی الکلمات و الالفاظ و الکلمات غیب الحروف و الحروف غیب فی الالف المتحرکه و هی غیب فی الالف لینه و هی غیب فی النقطة فهی غیب الغیوب و سرّ الاسرار". و آن بطور مجمل اینطور معنی می‌گردد که "حکمت ، همان ولایت مطلقه است که ظهورپروردگار عالم به آن نقطه ولایت است و آن به تمام تاریکی‌های وجود و ندیدنی‌ها مسلط است و بدون سختی غیب را مشهود می‌گرداند و آن نقطه ایست که تمام اسرار حروف در آن جمع است و در حروف ، اسرار کلمات بنا نهاده و جمع گردیده در اسرار معانی و در معانی احوالات غیبی ، و کلمات و الفاظ را در خود جمع و کلمات اسرار غیب حروف را آشکار می‌کند.

و حروف ، اسرار غیب حرف الف را (البته الفی که متحرک شده است یعنی همزه) و اسرار آن الف ، لَیِنَت و نرمی درون آنست که آن اسرار نقطه است و آن نقطه ؛ غیب الغیوب و سِرّالاسرار است".

امام حسین(ع) فرمودند: آن علمی که جدم خاتم النبیین(ص) بدان خوانده شده ، علم حروف است و علم حروف ، در لام است و علم لام ، در الف است و علم الف ، در نقطه و علم نقطه ، در معرفت اصلیه و علم معرفت اصلیه ، در علم ازل و علم ازل ، در مشیت  و علم مشیت ، در علم غیب هویت است.

الله بود یک الف و ها و دو لام

از نقطه برون آمده این جمله تمام

گر طالب سِرّ نقطه هستی ای دل

این نقطه بود نقش علی اعلام

حروف ، ظهور نقطه هستند و نقطه ، مظهر مشیّت غیبی است که بدین صورت در عالم طبیعت تجلّی می‌نماید و حروف ، ظهور تجلیات غیوب است که به عرصه شهود می‌رسد. و قرآن آن نقطه‌ی غیبی است که بصورت نقطه ، بر قلب پیامبر(ص) تجلی نموده و بصورت حروف ، نقش بسته است و حروف مختلف عالم انسانی، از بحور مختلف محبت غیبی سرچشمه گرفته و مصداق کلّی او در این عالم ، در وجود مقدس علیعلیه السلام تجمع صورت و سیرت داده و بهمین منطق پیامبر(ص) فرموده همه کتب آسمانی در قرآن و همه قرآن در سوره مبارکه حمد و تمام حمد در بسم الله و تمام آن در باء و تمامش در نقطه زیر باء جمع است و علی(ع) فرمود: من نقطه زیر باء هستم.

یعنی تمام معارف آسمانی در قرآن ، مدوّن گشته و در نَفْس علی اعلا (ع) تکوین داده شده و بدین سبب از زبانش ، چشمه‌های علم و دانش و کمال بی حد و حصر فیضان نموده و سرچشمه این همه علوم و مکرمت و فضیلت در حُجُب و سُرادقات غیبی است که خدای متعال ، پیغمبر(ص) را برد و آن حجب را به او نمود و آنجا دست غیبی بر شانه احمد (ص) نهاده شده و در عالم پایین پای علی(ع) بر شانه محمد(ص) نهاده و نورانیت و روحانیت علی(ع) و محمد(ص) ، و محمد(ص) و علی(ع) حقیقتاً یک نور است که از هم جدا شدنی نیست . "من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم"

 فقط در نشئه عالم، طبع نقطه در دو قالب تجلی نموده که هر چه پیامبر(ص) تبیین فرموده ، علی(ع) تشریح فرمودند. و هر چه علی(ع) فرمود ، پیغمبر(ص)  به او آموخت و هر کجا احمد(ص) قدم نهاد ، علی(ع) سایه صفت همراه او بود. و هر کجا علی(ع) بوده ، روح پیامبر(ص) حکومت و تکلم می‌فرمود. پیغمبر(ص) فرمود : "علِّمَنی رَبّی" و علی (ع) فرمود: "عَلِّمَنی رسول الله(ص) "

علم همه عالم به علی(ع) داد پیمبر(ص)    چون ابر بهاری که دهد آب به گلزار

عدد ابجد کلمه "نقطه" =164 است و اگر ارقام آن را با هم جمع کنیم11 می‌شود(11=4+6+1) و عدد 11 معادل هو و حج و دوا می‌باشد. و نیز نقطه در جایگاه عددی معادل 47 و آن نیز جایگاه نام مبارک "حسین"(ع) است و سَرِ امام ؛ مصداق همان نقطه است! اگر ارقام 47 را با هم جمع کنیم ، باز به نام مبارک هو و حج و دوا می‌رسیم. اکنون ببینید که اعداد ، چگونه مرتبه باطنی حروف را آشکار می‍نمایند و ما را به نقطه معرفت می‌رسانند؟!

نخستین وحدت حق جلوه گر بود        که شد از ظلّ وحدت ، نقطه موجود

پس آنکه نقطه شد در ظل سیار        بصورت گشت الف از وی پدیدار

توضیح کلام آن بزرگوار که فرمود "من نقطه با بسم الله می باشم" یعنی من جامع قرآن و کلام الله ناطق هستم. اول نقطه وجود که از سماء قدرت ازلی به ارض ممکنات نزول نمود سِّر حقیقت محمدی(ص) یعنی نور احمدی(ص) بود. چنانچه فرمود: "اول ما خلق الله، نوری" و در جای دیگر فرمود" اول ما خلق الله ، القلم" و در جای دیگر ،"اول ما خلق الله ، العقل". خلاصه در هر مرتبه‌ای از مراتب خلقت اول پیدایش و ظهور آن یک امر وحدانی بسیط بوده است.

در عالم عقول و اول ما خلق الله ، همان حقیقت محمدی(ص) و در مرتبه نفوس، نَفْسِ علوی، علی و فرزندانش(ع) هستند. در مرتبه طبیعت جوهر بسیط هیولی و ماده تا برسد به مرتبه الفاظ که همه از نقطه بسیط آغاز می‌گردد. و از نقطه ، خط بوجود می‌آید و از خط 29 حرف هجاء و از ترکیب حروف هجاء ، کلمه و از کلمه ، کلام. و سخنگو، توسط کلام ما فی الضمیر خود را ارائه می‌دهد و شاید اشاره به این باشد که منم قرآن ناطق و حقیقت کلام الله که از نَفَس رحمانی و فیض سبحانی در عالم حقیقت تظاهر نموده‌اند و من نقطه جامع کلام الله هستم و تمامی معانی کتب الهی که در کَمون وجود من مندرج است.

در روایتی فرموده "نازل نشده آیه‌ای از آسمان نه در دریا و نه در خشکی و نه در شب و نه در روز و نه در بیابان و نه در سفر و نه در حضر مگر آنکه من می‌دانم در چه وقت نازل گردیده و راجع به چه امری فرود آمده و من می‌دانم ظاهر آن را و باطن آن را ، تفسیر آن را و تأویل آن را".

و امثال این روایات بسیار است که دلالت دارد بر اینکه تمام علوم قرآن مندرج در قلب آن بزرگوار است. پس جا دارد که بفرماید تمام قرآن مندرج در باء بسم الله است و من ، آن نقطه با می‌باشم!

شاید طپش قلب قرآن ، صوت قرآن است چنانچه هر یک از معصومین(ص) در بطن مادرشان حیات خود را با صوت قرآن اعلام می‌داشتند. تعبیر به نقطه شاید از جهت وحدت و حقیقت ذات مقدس اوست. یعنی امیرالمؤمنین علی(ع) و اینکه آن حضرت بعد از رسول اکرم(ص) "اول ما خلق الله" است. پیغمبر اکرم(ص) فرمود: "من و علی در ابتدای خلقت یک نور بودیم و تسبیح و تهلیل حق تعالی را می‌کردیم تا آن که آن نور ، دو قسمت گردید؛ نیمی در صلب عبدالله و نیمی در صلب ابوطالب قرارگرفت" .

تفسیر دیگر از بسم الله الرحمن الرحیم:

در تفسیر دیگر از "بسم الله الرحمن الرحیم" از طریق اعداد و حروف از آقای مقدادی که می‌فرمایند:"کلمه بسم اگر حرف اول و آخر را (ب و میم) به عدد ابجد بنویسیم {ب=2 + میم=90} می‌شود 92 و آن معادل نام مبارک محمد(ص) است و عدد ابجد سین (س،ی،ن) برابر 120 است که آن نیز معادل نام مبارک علیّ (ع) است. بنابراین پروردگار عالم نام مبارک خود را از مجرای رسالت و ولایت محمد(ص) و علی(ع) معرفی می‌کند که او الله است. عدد ابجد اسم اعظم الله =66 می‌شود که در جایگاه حروف و الفبا 30 می‌باشد.

بنابراین خالق یکتا ، ذات اقدس خود را با جلوه کتاب آسمانیش در قلب پیغمبر(ص)(رسالت) و نطق کلامش و افشای اسرارش (از ولایت) و از درون سی جزء قرآن نمایان می‌فرماید که عدد 30 معادل حرف لام که سرّ مجرای توحید می‌باشد". در تفسیر علی ابن ابراهیم از صادق آل محمد(ص) است که "باء"، بهاءالله (جمال) "سین"، سناءالله (رفعت و بزرگی)، "میم" ، ملک الله (سلطنت و بزرگیست) است.

 پروردگار سبحان تمام رسالت رسولانش و تمام ولایت اوصیاء و معصومینش را فقط در یک مجرا که توحید است ، وجه الله خویش قرار داده و باقی و ابدی می‌گرداند که او الله است و با دو صفت رحمان و رحیم ، باب نوزده گانه حروف بسم الله الرحمن الرحیم ؛باب قلب شدن تمام موجودات را به اعلای انسانیت ترفیع می‌دهد.

عدد ابجد اسم مبارک "رحمن" =298 است که اگر ارقام آن جمع گردد 19=8+9+2 می‌شود. مگر غیر از این است که وجوب ورود حیوان حلال گوشت به عالم انسانی در موقع ذبح بشرط گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" است. پس اسم مبارک رحمان ، مجرای رحمت رزق پروردگار عالم است به عام مخلوقاتش که فقط در دنیا ارزانی می‌دارد ولی شاید شرط وصل شدن اسم مبارک رحمان (که رحمت خداوند به همه مخلوقات در دنیا است) به رحمتِ "رحیمیت" است (که رحمت خداوند مخصوص مؤمنان در آخرت می‌باشد) اینست که از مجموع عدد کلمه رحمان که 19 است گذشته و وارد عالم آخرت بصورت انسان شود یعنی در دنیا ، حیوانیت را گذاشته و با صورت انسانی از حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" گذشته و به اعلای رحمت رحیمیت وصل شویم.

جالب است که عدد ابجد اسم مبارک "رحیم"= 258 است که اگر ارقامش جمع گردد 15=8+5+2 می‌شود که آن خود ، جایگاه حرف مبارک "س" است که همان قلب قرآن است و میزان حروف!

پس نتیجه می‌گیریم حق سبحانه و تعالی از مجرای رسالت و ولایت ، ذات اقدس خویش را معرفی کرده و راه رسیدن به رضای خویش و همچنان هدف خلقتش را قرآن و ذوب شدن در توحید خود دانسته است!  

چنانچه ذوب شدن میسر نمی‌گردد (تهلیل) مگر این که با اخلاص بر خوان رحمانیتش ، رزق هدایت و انسان شدن را از گذشتن از 19 حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" بگیریم تا به میزان و تعادل صورت و سیرت و عمل انسانی برسیم که آن نهایت رسیدن به آغوش محبت "رحیمیت" پروردگار عالم است که خود تا الی یوم القیامت بنده‌اش را نوازش و پذیرایی بفرماید و او را به کمال قرب خود برساند.

در"بسم الله الرحمن الرحیم" که اسم اعظم و ذکر اکبر است چون نازل شد آسمان‌ها به حرکت درآمد و زمین‌ها لرزید و ملائکه بر تسبیح افزودند و آن بر جبه اسرافیل(ع)  و جبه آدم(ع) نوشته بود و بال جبراییل(ع) و بر کف عزرائیل(ع) نوشته و بر عصای موسی و به زبان عیسی(ع) و خاتم سلیمان(ع) نوشته بود. و زمانی که به مریضی به عدد حروف آن(19بار) بخواند شفا یابد و 50 بار برای برآمدن حاجت برآورد و وقت خواندن باید به ذکر مشغول و قلبش متوجه معبود باشد.

علم حروف

علم حروف به یک معنی علم جِفر است.  جِفر در لغت به معنای چاه عمیق، یا پوست بزغاله یک ساله است (چون پوست بزغاله ، قابلیت شکل پذیری در هر زمینه را داراست) یا به قولی دستورات و فرمایشات پیامبران و اولیای خداوند می‌باشد.

جِفر در اصطلاح دیگرش عبارت از علم حروف و انواع و اقسام بسطها برای نتیجه مطلوب و آن ربط عالم سفلی با عالم علوی است(برای درک بیشتر این علوم ، کتاب فتوحات مکیه شیخ اکبر محی الدین عربی را باید مطالعه بفرمایید).در اکثر رسائل نوشته شده است که عالم را برای هر عمل در علوم غریبه ، دانستن حروف و اعداد از ضروریات این علوم است.

*در منتخب "اللغات و غیاث" نوشته است که "مراسم" شخصی بود که نوشتن از او ایجاد شده است و این 28 حرف به معنی، "ابجد یعنی آغاز کرد". "هوز بدست آمده"،"حطی یعنی واقف شد"،"کلمن یعنی سخن گو شد"، "سعفص یعنی آموخت"، "قرشت یعنی ترتیب کرد"، "ثخذ یعنی نگه داشت"، "ضظغ یعنی تمام ساخت".

اما در بیان منشأ تدوین علم حروف که همان علم جفر هم می‌باشد، ائمه کرام اهل بیت علیهم السلام، واضع جفر، جامع علم حروف ، که مشتمل بر حقایق و خواص حروف و اسماء آیات است ، می‌باشند که در دو جلد کتاب شریف است از این علوم که متعلق به شاه ولایت ؛ امیرالمؤمنین و امام المتقین ؛ اسد الله الغالب ؛ علی ابن ابیطالب علیه صلوات و السلام بوده است. و بعد از ایشان ، 11 فرزند بزرگوارشان که ائمه معصومینعلیهم السلام و هدات اهل حق و یقین‌اند ، به طریقت وراثت این علم نفیس را مستهظر بودند و از آن دو کتاب شریف استخراجِ معانی غامضه می‌فرموده.  مخصوص حضرت امام همام ابوعبدالله، جعفر محمد الصادق علیه السلام که صاحب کتاب "جفر خایب" اند و ابوحامد حجة الاسلام محمد غزالی در کتاب "سرالمصون والجواهر المکنون" که مشتمل بر خواص حروف مرتبه احاد که در لوح مثلث وضع کرده‌اند ، چنین آورده که استخراج این نسخه از کتابی که حضرت امام همام امیرالمؤمنین علی(ع) در کتاب خود بجفر جامع الدنیا والاخرة و مطلع نشده است هیچکس بر کشف مخفیاتی که کتاب شریف است از اسرار نورانیه و انوار ربانیه غیر حضرت امام جعفرصادق (ع) واصل نشده به معرفت این علم شریف، الا قلیلی از اهل دانش و معرفت.

و حضرت امام صادق(ع) این علم شریف را شرح فرموده  و ما به برکت عنایات رب العزه و الحمدالله علی ذالک در اطلاع اکابر دین بر وقوع حوادث از حروف مقطعات که معدن جواهر حکمت است.

عبدالله ابن عباس روایت کرده که "مجمع مناقب و مظهر عجایب" امیرالمومنین علی(ع) ، وقوع فتن و حدوث آن را از حروف "حمعسق" دانسته و در تفسیر ثعلبی و بعضی از رسائل  قشیری مذکور است. که چون این حروف نازل شد اثر ملامت در جبین مبین حضرت رسالت(ص) مشاهده شد یکی از مَحرمان کیفیت حال را سؤال کرد حضرت فرمود که مرا خبردادند از بلاهایی که بر امّت من در آخرالزمان نازل شد از خسف و قذف و آتشی که ایشان را در بیابان جمع می‌کند و بادی که ایشان را به دریا افکند و نشان‌های پی درپی ازخروج دجال ، و فتنه یاجوج  و ماجوج ، وغیر آن از علامات قیامت و از اینکه روشن شد که  کیفیت حدوث وقایع و وقوع حوادث جمع در ضمن این حروف مندرج است و از روضه رسالت و نبوت ، و ثمره شجره ولایت و فتوت ، امام الثقلین؛اباعبدالله  الحسین(ع) سؤال کردند که معنی "کهیعص" چیست؟ فرمودند که:" لو اخبرتکم به لمشیتم علی الماء"؛ "اگر شما را از این معنی آگاه گردانم هرآینه بر آب بگذرید و قدم شما تر نشود" .(از کتاب حرزالامان به قلم محمد عطار علیه الرحمه)

علم حروف خواص عجیب و با کراماتی نیز دارد که با اعداد ، اثر خود را نشان می‌دهد . یکی از خواص آن در بیان ذکر اسماء الحسنی در عدد ابجد است که نتایج زیبایی دارد. مثل نام مبارک "الله" که اگر 66 بار در66 روز ذکر شود با خلوص، انشاءالله باری تعالی باب علم را برای شما می‌گشاید.

باری عدد ابجد کلمه "حروف" (ح ر و ف) خود اسرار است و معادل 294 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه "صدر" است و خزانه ، سینه است که خداوند متعال می‌فرماید: الم نشرح لک صدرک. اگر ارقام آن را جمع کنیم 15=4+9+2 می‌گردد و آن خود جایگاه حرف "س" یعنی قلب قرآن است و در واقع جایگاه حیات و تعالی است پس با علم حروف ، به قلب معانی و اسرار هر چیز می‌توان دست پیدا کرد. و نیز اگر ارقام آن را در هم ضرب کنیم 4×9×2=72 می‌شود که مطابق است با عدد اسماء الحسنی که به پیامبر(ص) داده شده و کلمه "سجده" و کلمه "سیب" و نیز 2×7=14 و جالبست که حروف عربی 28 حرف هستند در واقع 2تا 14تا که 14 حرف آن شمسی (نورانی) و 14 حرف دیگرش قمری (ظلمانی) ، 14 تا با نقطه و 14 تا بی نقطه است. حروف مقطعات قرآن بدون تکرار 14 تاست که همگی نورانی هستند .

جایگاه عددی کلمه "حروف" در الفبا 51 می‌شود. همانطور که گفته شد تمام حروف ؛ "اسماء الله" هستند. 51 ، برابر تعداد رکعات نمازهای واجب و نافله در شبانه روز است که بوسیله آن به میزان کمالات انسانی و نفسانی می‌رسیم و جالب است که جمع ارقامش می‌شود 6 که آن معادل عدد حرف "و" است. "انّا لله و انّا الیه راجعون" ؛ " ، محل عالم دنیا می‌شود که عدد آن 6 است یعنی دنیا به عدد 6 روز بوجود آمده و به عدد 6 فانی می‌شود. ولی از دنیا و در دنیا به سِرّ باطن حروف و اعداد می‌رسیم!

*عدد ابجد کلمه "اعداد"=80 می شود. باز هم خیلی جالب است زیرا برابر به طول عمل و رسیدن به قله آن که حرفِ "فاء" می‌شود یعنی رسیدن به فوز یا کامل شدن از هر جهت است (اعداد=80=ف). و در جایگاه عددی کلمه "اعداد"= 26 می‌شود که برابر با عدد ابجد کلمه حدید است؛ ظاهرا حدید یعنی آهن اما در باطن ، حدودبندی خداوند با اعداد است! اگر 2 و 6 را جمع نماییم به عدد 8 که جلوه سایه رضا است می‌رسیم و اگر عدد 2 را در 6 ضرب کنیم به عدد 12 می‌رسیم که مدد رساننده همه اعداد است .

*اگر عددهای جایگاه کلمه "حروف"(=51) و جایگاه عددی کلمه "اعداد"(=26) را با هم جمع کنیم(77=26+51)می‌شود 77 که معادل با کلمه مبارکه "هو الله" می‌گردد، که منشاً این علم را از ذات اقدس خویش ظهور داده است و اگر ارقام 77 را با هم جمع  کنیم می‌شود 14  پس آینه ظهور اسرار 77 در 14 وجود مقدس(ص) جلوه نما گردیده و آنها ، کلّ نور و کلّ اسرار هستند.  جمع ارقام 14 هم 5 می‌شود پس درمی‌یابیم تمام سلسله حروف و اعداد رحمتی هستند از ربّ العالمین تا ما را به شناخت و معرفت عبادت و بندگی خویش برساند تا خود حلقه بندگی را به عنوان اطاعت محض بپذیرد و آن انجام نمی‌شود الا به شیعه شدن پنجمین معصوم ؛ وجود مقدس آقا امام "حسین"(ع) که خود مظهر ظهور حقیقت بندگی و رضا و سجده است .

علم حروف پیرامون مولا علی(ع) در کتاب خصاق (جلد 2ص 444) از کلام مبارک امام باقر(ع) و ایشان از رسول الله(ص) نقل فرمودند:" علم علیاً (ع) اَلْفْ حَرفٍ کل حرف منها یفتح اَلْفْ حرفٍ".یعنی "به علی(ع) هزار حرف آموخت که هر حرفی از آن هزار حرف باز می‌کند" و علی ابن ابیطالب(ع) فرمود :"علم الحروف من العلمِ المخزون لا یعرفهُ الاّ العلماءُ الربانیون" یعنی دانش‌های علم حروف از دانش‌های در بسته است که جز دانشمندان ربّانی ندانند.

در تأیید مطلب امام ششم(ع) فرمود: "چون علی(ع) ، پیامبر(ص) را به خاک سپردند ابوبکرلعنة‌اللهعلیه و عمرلعنةاللهعلیه در ضمن حدیث طولانی به آنها فرمود اینکه گفتید چرا شما را در امر غسل حضرت پیغمبر(ص) حاضر نکردم برای آن بود که به من فرموده بود اگر جز تو کسی عورت مرا ببیند کور می‌شود از این رو شما را خبر نکردم. اما آنکه سر به گوش آن حضرت گذاشتم به جهت آن بود که به من هزار حرف آموخت که هر حرفی هزار حرف دیگر را شرح می‌کرد. برای این بود که شما را در سرّ آن حضرت آگاه نکردم".

 معنی ابجد

ابجد چیست؟ همانطور که در درس‌های قبل بیان شد یکی از صفات ذاتی پروردگار عالم، تکلم است و آن خالق یکتا باب معرفی خود و هدایت بندگانش را به کلام خویش قرار داد و با ظهور انوار مقدسِ اسماء و صفات خود؛ به صورت کلان گنج کنز خود به آن کسانیکه قابلیت دارند ، راه به قرب خود رسیدن را گشود و فتح باب نمود و در مخلوقات، اشرف مخلوقاتش را انسان کامل قرار داد و او را مظهر و مرآت و ظرف گیرنده انوار مقدس خود و جلوه دهنده اسماء و صفات نورانیش فرمود و ایشان را کلمه خود نامید.

پس حروف ابداع شد و عدد گذاری، روح حروف شدند. که قالب جسمانی با روح ، تواماً معنا و مفهوم خویش را ظاهر می‌سازد و درواقع صاحب ملکوت شدند و قدر و حساب را به همراه آورد. تمام عالم عرضی و عالم طولی از اعلا تا اسفل را پر از اسرار و نظم و هماهنگی و استعداد و معارف قرار داد. همانطور که درکتاب گنج الالف بیان شد ، خداوند واحد ، یک خلقت هم بیشتر از خود صادر نفرمود و پیامبر گرامی(ص) فرمود:"الواحد لا یصدر الا الواحد".

عددِ واحد یعنی یک ، و حرفی که در تنظیم برابر یک است ، حرف الف می‌باشد. در واقع الف، مصدرِ حروف شد و خود را در سکون و بدون حرکت قرار داد. اما نفسِ الف وقتی ابداع شد،حرفِ (ب){(با)_ب و الف} گردید و از ظهور الف و با ، کلمه آب ظاهر شد. اما اگر حروف الف و با ، با هم همه‌ی عالم را پر می‌کرد و از ملکوت وصل آنها حرف سوم (ج) و یا عدد سوم ظاهر نمی‌شد ، هرگز منشاء همه‌ی کثرات نمی‌شد. پس به امر خالق یکتا ، الف و با ، با هم در جمع مظهر حقیقت آب شدند. اینجا عدد الف =1 و عدد ب=2 شد و با هم جمع شدند و تشکیل عدد 3 را دادند ، آنگاه حرفِ 3= ج شد. پس جان در واقع ، برهمه‌ی اسرار جاری شد و خداوند کریم فرمود:" وجعلنا من الماء کل شیء حی ". (آیه30سوره مبارکه انبیا)

حرف الف، وجود مقدس پیامبراکرم(ص) است و حرف با ، وجود مقدس امیرالمؤمنین علی(ع) و حرف ج ، وجود مقدس حضرت زهرا(س) است. در حدیثی آمده‌ است که خداوند به پیامبر(ص) فرمود:"لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما" ای پیامبرم اگر تو نبودی خلقت را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود شما دو را خلق نمی‌کردم.

این سه وجود نورانی که هر سه در باطن الف وجود هستند و همه به نحوی الفبای خلقت هستندبه عدد 4  ، که برابر حرف دال است دلیل خلقت و معنای حیات ولایت عظمای حق ، در ظلّ ولایت پروردگار عالم قرار گرفته‌اند. و دلیل وجود ، وجودهای مقدس حسنین(ع) و ذریه‌های بزرگوارشان(ص) هستند. پس در واقع ظهور ابجد ، راز آفرینش است و تمام خلق، ابجدی هستند.

جالب است بدانید عدد حروف ابجد شد 1و2و3و4 که اگر با هم جمع کنیم 10 می‌شود و عدد 10 ، همان گنج عشر و 4 روی 10 و تمام اسرار گفته شده از گنج احدیت است. پس به قول پیامبر بزرگوار(ص)که فرمود: اگر معلمی علم ابجد نداند بهتر است درس ندهد.

پس الفبای هستی به دو صورت ظهور پیدا کرد، 1)ائمه طاهرین(ص) و 2) قرآن کریم ، چرا که عدد ابجد کلمه الف=111 و عدد ابجد  با=3 می‌شود که اگر با هم جمع کنیم 114 می‌شود (114=3+111=الفبا) و 114 ، برابر است با تعداد سوره‌های قرآن. تمام الفبای عالم در الفبای اسرار خلقت غرق است و رمز رسیدن به تمام معانی اینجا یافت می‌شود.

سِرّ گنجِ ابجدی در 5 نوبت نماز!  

هر نوبت نماز به یکی از پنج تن(ص) تعلق دارد و اسرار باطنی نماز به وجود آن بزرگواران افشا و معنا می‌شود(بطور کامل در کتاب گنج نماز آمده است)

*نماز ظهر: حضرت رسالت پناه ؛ محمد مصطفی(ص) خود ، اولین گنج خلقت است و مقام اول را دارد.اول یعنی یک و حرفش الف است که تمام حروف را در بردارد چه ظاهری و چه باطنی!!!(رجوع شود به کتاب گنج الف) مَلک این حرف حضرت اسرافیل(ع)  است که مامور احیا و زنده شدن و دمیدن در صور می‌باشد. پس درواقع آنچه در دنیا آمده و می‌آید از گنج وجود و سِرّالاسرار محمدی(ص) است! اولین نماز که ایشان به امر خالق یکتا در آسمان چهارم اقامه کردند و تمام پیامبران مأموم ایشان بودند ، نماز ظهر است و این نماز متعلق به وجود مبارک پیامبر(ص) می‌باشد که رتبه اول خلقت در عالم سِرّ است.

کلمه ظهر یعنی آشکار کننده همه ناپیداها و خداوند کریم وجود مبارک آقا را حقیقتِ ظهر قرار داد و تمام اسرار و احوالات و قوانین و احکام و دستورات خود را برای حیات دنیا و آخرت و جمع جمیع تمام احکام و دستوراتی که در 104 کتاب آسمانی به پیامبران پیشین داده بود ، همه را یکجا در کتاب آسمانی و کلام الله خود یعنی قرآن مجید به قلب مبارک پیامبر(ص)نازل فرمود{ آیه 59 سوره مبارکه انعام: ... ولا رطبٍ و لا یابسٍ الا فی کتابٍ مبین ؛ هیچ تری و خشکی نمی‌ماند مگر اینکه در کتابِ آشکار کننده و مبین (قرآن) آمده است}.

همانطورکه همه‌ی حروف در گنج الف ظاهر شد ، همه معانی و معلومات از علوم کامله هم از الف وجودِ پر فیض و برکت رسول اکرم(ص) ظُهر شد! و کتاب آسمانی ایشان بالاترین معجزه قرار گرفت زیرا کلام الله و کتاب الله است! خودِ بزرگوارش هم مقام اشرف و اکرم و اَتَم و اَدوَم و اقدَم همه مخلوقات شد و همینطور اهل بیت محترمش هم در تمام خلقت ، سید هستند: خانم فاطمه زهرا(س) سیدة النساء العالمین ؛ تنها دردانه خلقت در عالم است. امیرالمؤمنین علی(ع)؛ سیدالاوصیاء در بین تمام پیامبران و اوصیاء است. امام حسن(ع) ؛ سید الاسباط ؛ بالاترین مقام سبط اکبر بین تمام فرزندان پیامبران را داراست و امام حسین(ع) ؛ سیدالشهدا ؛ بالاترین مقام شهدا (از اولین تا آخرین) در دنیا و آخرت است. و هر دو وجود مبارک ، سید الشباب اهل الجنة هستند. و به همین ترتیب هر یک از  چهارده نور مطهر(ص) در تمام خلقت ، سید هستند! 

پس در آسمان رسالت ، خورشید وجود پیامبر(ص) ظُهرِ وجود و مقامش الف  است.

*نماز عصر: متعلق به حضرت علی(ع) است که معصوم دوم و مرتبه خلقت نوری ایشان درعالم سِرّ به عدد 2(=ب) است و مقام باطن ایشان ظرف خالص و مخلص عمل کننده و امام جمع الجمع قرآن عزیز ، ناطق قرآن کریم و ظهور دهنده اسرار آن از عالم اعلا به عالم سفل دنیا ، جداکننده نوراز ظلمات و در لباس ولایت ، به نتیجه رساننده اهداف همه‌ی پیامبران {مخصوص حضرت محمد(ص)} در دنیا و آخرت است که ایشان صاحب مقام حرفِ ب است و هیچ انسانی بدون ورودی از باء بسم الله الرحمن الرحیم ، ورودی درعمل به باطن قرآن و گرفتن تمام محتوا و قبولی از قرآن را ندارد! یعنی تا شیعه و پیرو علی(ع) و فرزندان معصومش(ص) نباشیم راهی به باطن قرآن که همان نور ایمان و هدایت است و حقیقت نماز که عمود دین است{پیامبر(ص) :الصلاة عمود الدین} ، نداریم. یعنی راه وصل شدن به اعلا (که اسم مبارک خداوند است) و رسیدن به اعلای رضای خدا(مقامِ قرب الهی) ، راهی جز از صراط علی(ع) و یازده ذریه نورانیش(ص) نیست.

حرفِ ب در دستور زبان حرف همراهی ، ربط  و وصل است { جالب است که کلمه مَعَ در عربی ، به معنی با (همراه) است که عدد ابجد کلمه مع=110 و برابر با عدد ابجد نام مبارک علی(ع)  است} پس خوب امیرالمؤمنین علی(ع) را بشناس! نام یکی از سوره‌های قرآن کریم ، سوره مبارکه عصر است و عدد ترتیب نزولش بر قلب مطهر پیامبر(ص) 13 است که امیرالمؤمنین(ع) در 13 رجب بدنیا آمدند و در واقع به وجود مطهرش سی،زده شد (رجوع شود به کتاب مهندسی خلقت).پس امام علی(ع) {و در بطنش یازده ذریه نورانی(ص)} همان عصر وجود است. بنابراین باطن نماز ظهر و عصر شد: الف ، با .  پس اگر به حقیقت نماز خوب دقت کنیم متوجه می‌شویم که رسالت و ولایت ، حقیقت الفبای دین و عباداتمان (بخصوص نماز) است پس قبولشان بر همه ما فریضه است که هر کس از رسولان و اولیاء دین تمرّد کند ، ظلم کرده و جریمه سختی می‌شود.

*نماز مغرب:متعلق به وجود حضرت فاطمه(س) است که معصوم سوم و مرتبه خلقت نوری ایشان درعالم سِرّ به عدد 3(=ج)است. اما کلمه مغرب یعنی ظرف گیرنده‌ی غروب یعنی افول نور خورشید (اسم مفعول غروب است). همانطورکه بیان شد حقیقت نماز ظهر، خورشید رسالت  و حقیقت نماز عصر، خورشید ولایت است پس در حقیقت در ظرفِ مغرب عالم امکان ؛ وجود مبارک سیدة النساء العالمین ؛ فاطمه زهرا(س) ، دو خورشید افول دارد و او ظرفِ کامل است که حقیقت جمعِ عدد الف و با می‌باشد ؛ عدد ابجد حرفِ ا=1 و حرفِ ب=2 است که در جمع می‌شود 3 (3=2+1) که با دو معنی زیبا ، مغرب را معرفی می‌کند : 1) عدد 3 برابر حرفِ ج است که جهیدن و جهان شدن را ظهور می‌دهد و تمام هستِ عالم به وجود حرفِ ج که ظهور حقیقت آب است(آب=3) ، ظاهر می‌شود و خداوند کریم در آیه 30 سوره مبارکه انبیا می‌فرماید:... و جعلنا من الماءِ کلّ شیءٍ حی. پس همه چیز از آب زنده شد! 2) نماز مغرب 3 رکعت است و صاحبش ، کوثر عالم وجود ؛ حضرت فاطمه زهرا(س) می‌باشد.

هر جا آب باشد ، آبادانی و سبزی می‌آید پس بعد از نماز مغرب ، نماز عشاست که متعلق به سبزپوش آل محمد(ص) است!

*نماز عشا:متعلق به امام حسن مجتبی(ع) ؛ سبزپوش آل محمد(ص) است که ایشان چهارمین معصوم است و مرتبه خلقت نوری آقا در عالم سِرّ ، عدد 4 می‌باشد (نماز عشا هم 4 رکعت است) و 4=داست که دال خوانده می‌شود و یکی از اسماء پروردگار عالم ، دال می‌باشد که خود، دلیل خلقت است.و حرف دال ، هدف و غایت ظهوری ابدی و اراده و مشیت خلقت در عالم ازلی است. گنج معصومیت آقا به عدد 4 ؛ پایه‌ی اربعین و ربیع واقعی را ظهور داد ، درحالیکه یکی از صفات ذاتی پروردگار عالم ، حی است و باطن عالم سرمد تا علم اسفل را در گنج حیات و حقیقت اربعین جلوه می‌دهد چراکه جلوه‌ی حی ، حقیقت سبزی و حیات طیب و طهارت محض است. از خداوند سبحان ، هرگز غیر از این همه زیبایی سرنمی‌زند و او خیر محض و زیبایی محض و حیات محض و سبحان محض می‌باشد! 

چنانچه در عالم بالا ، وجود مبارک چهارمین معصوم(ص) به حرف دال ، در حقیقت اسرار الف-با-جا را افشا می‌کند و ا ب ج د ظاهر می‌شود. با ظهور خلقت خانم فاطمه زهرا(س) که حقیقت آب و کوثر وجود است ، سبزی و گنج حسن(ع) آشکار می‌شود زیرا هر جا آب است ، سبزی و حیات و زندگی و سلامت و طهارت پا برجاست! و درخت شجره طیبه که طبق آیه 24 سوره مبارکه ابراهیم(ع) اصلها ثابت و فرعها فی السماء است ؛ شاخه‌های سبزش عالم را فرامی‌گیرد (الم ترکیف ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء).

*نماز صبح: تا اینجا 4 حرف ا ب ج د به عدد 1 ، 2 ، 3 و 4 ظاهرشد که در جمع می‌شود 10 که برابر با حرفِ ی است و وقتی کنار چهار حرف دیگر قرار می‌گیرد؛1+2+3+4=10می‌شود ابجدی  ا(=1)،ب(=2)،ج(=3)،د(=4)،ی(=10) و وجود مبارک امام حسین (ع) که خود به عدد 10 بدنیا آمده ( 1خودش +9 ذریه نورانی در بطنش) ، حرفِ ی را با خود آورده است و با نماز صبح که متعلق به ایشان است ، گنج عشر بر همگان آشکارمی‌شود!

درواقع شاید حساسیت این نماز که در قرآن عزیز هم می‌فرماید که وقت این نماز را مواظبت کنید ( آیه 238 سوره مبارکه بقره: حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی و قوموا لله قانتین) به این دلیل باشد که نماز صبح ، جمع کننده تمام اسماء مبارک است و نمازصبح  حقیقتش مصباح الهدی خودِ امام حسین(ع) (بین ظلمات شب و نورانیت صبح  است) و درواقع یخرجهم من الظلمات الی النور می‌باشد.

بنابراین 4 نماز قبل با نماز صبح ، 4 روی 10 می‌شود (10=4+3+2+1) درواقع باطن 14 معصوم(ص) و تمام حروف الفبای ابجدی(یعنی تمام 28 حرف قرآن مجید)! و جمع ارقام 14 می‌شود 5 (5=4+1) که در شبانه روز 5 نوبت نماز واجب شده است و نماز، 5 رکن دارد. درحالیکه وجود مبارک پنجمین معصوم(ص) ؛ امام حسین(ع) است و مرتبه خلقت نوری آقا در عالم سِرّ ، عدد 5 می‌باشد که جمع کننده تمام اسرار خلقت و حلقه بندگی است. و پنجمین رکن نماز، سجده است که اباعبدالله الحسین(ع) در قتلگاه سر به سجده بندگی و رضای خداوند گذاشت و برنداشت تا سرمبارکش از بدن جدا شد....



:: موضوعات مرتبط: اسناد ابجد و حروف (اسناد ابجد و خواص حروف)
نویسنده : ع.شفائی
تاریخ : دوشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۵
زمان : 15:38
خواص حروف (از منظر تفسیر حروف و اعداد )
نظر دهید

اجناس عوالم حروف عبارتند از چهار جنس:

1-    جنس مفرد که عبارتند از: "الف"، "کاف"، "لام"، "میم"، "ها"، "نون"، "واو"

2-    جنس دوتائی که عبارتند از: "دال"، "ذال"

3-    جنس سه تایی که عبارتند از: "جیم"، "حا"، "خا"

4-    جنس چهارتایی که عبارتند از: "با"، "تا"، "یا"، "ثا"

 

حرف "الف"

الف از حروف نیست. البته، نزد آن کس که بویی از حقیقت و حقایق برده باشد، ولی عموم آن را از حروف می نامند. مقام الف مقام جمع است و از اسماء، اسم "الله" را دارد و از صفات قََیّومیّت را.

"الف" به ظهورش در مرتبه ی ششم است و ظهر سلطان و غلبه اش در نبات می باشد و هم ردیفانش در این مرتبه "ها" و "لام" می باشند. و آن، مجموع عالم حروف و مراتبش می باشد. و آن نه تنها از آنهاست و نه از آنها بیرون است. نقطه ی دایر و محیط آن است و مرکب عوامل و بسیط آن "ها" است. علمای حروف گویند: الف، مقدم هر حرف است و در مقام حروف تهجی، به منزله ی ماده شیء در کار است. به واسطه مثلِ "با" و "تا" و"ثا" و با واسطه مثل "جیم"و "سین". زیرا قوام آنها بر "یا" و "با"، "الف" است. لذا او را قطب الحروف نامند و آن را ذات اقدوس دانند و زبر و بیّنات آن مظهر اسم است که با نام علی (ع) مطابق می باشد و لفظ همزه با علی مطابق است. ها(6) و میم(90) زاد(8) و ها(6) جمعش به ابجد 110 نام علی (ع) باشد و الف همزه مصدر است و لفظ و بینات آن نیز لام(30) و فاء(80) جمعش 110 می باشد و آن به حساب بینه برابر کلمه ی توحید لااله الاهو پس ظاهر و باطن "الف" علی می باشد و صدور حروف از "الف" است که آن یک باشد و کلمه و کلام و کتاب تدوینی از آن تالیف شده است.

 

حرف "همزه"

حرف "همزه" از حروف عالم شهامت و ملکوت است. مخرجش انتهای حلق است و در عدد دارای مرتبه نمی باشد. و از بسایط حروف "فا" و "میم" و "زا" و "یا" را دارد و از عوالم، عالم ملکوت "را" را دارا است. و از فلک، فلک چهارم را. و دوره ی فلکش نه هزار سال است، و از مراتب نیز چهارم و ششم و هفتم را دارا است و ظهور سلطان و غلبه ش در جن و نبات و جماد است. طبعش گرم و خشک است و عنصرش آتش می باشد و اختلاف نظر دارند که یا آن در حروف نوشتن یک حرف است یا نصف حرف اما در تلفظ بدان هیچ اختلافی در این امر نیست که آن نزد همگان یک حرف است.

 

حرف "ها"

بدان که "ها" از حرف غیب است و آن را مخرج از انتهای حلق می باشد و ابجد پنج را دارا است و از عوالم، عالم ملکوت را و از فلک، فلک چهام را دارا می باشد. و زمان حرکت فلکش نه هزار سال است و از طبقات، "خاصه" و "خاصه الخاصه" را دارا است. و از مراتب، ششم را. و ظهور سلطان و غلبه اش در نبات است و از آن به واسطه فرجامش آنچه که گرم تر است پدید می آورد و سپس آن را به سردی و خشکی، دگرگونی و ارجاع می بخشد. و "ها" را از حرکات راست و کج است و آن را از حروف "اعراف" می باشد که دارای امتزاج و از کامل ها است. و از عالم منفرد، طبعش سرد و خشک و گرم و تر، مانند عطارد است و عنصر بزرگ آن خاک است و عنصر کمترش هوا.

 

حرف "عین"

حرف "عین" از عالم شهادت و ملکوت می باشد. و آن را مخرج از وسط حلق است. و از عدد جمل عقد هفتاد است. و از حروف بسایط یا "نون"، "الف"، "همزه" و "واو" می باشد. و وی را از افلاک، فلک دوم است و زمان حرکت فلکش یازده هزار سال است. و از طبقات عالم، "خاصه" و "خاصه الخاصه" می باشد و از مراتب مرتبه ی پنجم است و ظهورسلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات می باشد. از آن هر گرم و تری پدید می آید و "عین" را از حرکات، حرکت افقی، که کج است می باشد و آن از حروف "اعراف" است و از حروف "خالص" می باشد و کامل است، و از عالم انس دو حرفی می باشد و طبعش گرم و تر است. و عین از حروف یا و نون می باشد.

 

حرف"حا"

"حا" از عالم غیب می باشد. و آن از مخارج، وسط حلق است و از عدد، هشت می باشد و از حروف، بسایط "الف" و "لام" "ها" "فا" "میم" "زا" و از عالم، وی را عالم ملکوت می باشد که از فلک، فلک دوم و سالهای حرکت فلکش یازده هزار سال می باشد او از "خاصه" و "خاصه الخاصه" می باشد. و از مراتب، مرتبه هفتم را دارا است و ظهور سلطان و غلبه اش در جماداست و از آن هر چه که سرد وتر است پدید می آید و عنصرش آب می باشد. "حا" را از حرکات، حرکت کج است و از حروف "اعراف" می باشد و آن" خالص" نا آمیخته است و "کاملی" است که هر کس به او اتصال یافت، رفعت و بلندی یافت و او از عالم انس سه تایی می باشد و طبعش سرد و تر می باشد و "حا" را از حرف (حرف الف و همزه) می باشد.

 

حرف "غین"

بدان که خداوند به روحی از جانب خویش یاری ات کند. "غین" نقطه دار، از عالم شهامت و ملکوت است و مخرجش "حلق" یعنی نزدیک ترین جای به دهان می باشد، عددش نزد ما صاحبان اسرار، نهصد است و نزد صاحبان انوار، هزار است تمام اینها در حساب جمل کبیر است. بسایطش "یا"، "نون"، "الف"، "همزه" و "واو" می باشد. و فلکش، فلک دوم است و سالهای فلکش در حرکتش یازده هزار سال است که در طبقه عامه امتیاز می یابد و مرتبه اش، مرتبه ی پنجم است و ظهور سلطان و غلبه اش، در بهایم و حیوانات می باشد. طبعش سرد و تر است و عنصرش آب است. هرچه سرد و تر است، از آن پدید می آید و حرکتش کج است و آن را خوها و حالات و کرامات است، "خالص" و "کامل" دوتایی و مونس "همدم" می باشد. غین را یکتایی ذاتی می باشد و از حروف "یا" و "نون" می باشد و "غین" ملکوتی می باشد.

 

حرف "خا"

بدان که خداوند یا ری ات فرماید. "خا" از عالم غیب و ملکوت است. و مخرجش حلق پایین و قعر دهان است و عددش، ششصد است و بسایطش، "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد و فلکش، فلک دوم است و سالهای حرکت فلکش، یازده هزار سال است. و در "عامه" امتیاز می یابد و مرتبه اش، مرتبه ی هفتم است و ظهور سلطان و غلبه اش، در جماد می باشد، طبع سَرِ آن سرد و خشک است و بقیه جسدش گرم و تر می باشد، عنصر بیشتر آن هوا است و کمترش خاک، هر چیزی که در آن طبایع چهارگانه با هم جمع می آیند از آن پدید می آید. حرکتش کج است و دارای حالات و خوها و کرامات است، "آمیخته" و "کامل" است. هر کس بر نفس خویش بد و اتصال یابد رفعت و بلندی می یابد "سه تایی" و مونس "همدم" است. دارای علامت و نشانه است و از حرف "همزه" و "الف" می باشد.

 

حرف "قاف"

بدان که خداوند ما و تو را یاری می فرماید. "قاف" از عالم شهادت و جبروت است. و مخرجش از آخرین مرتبه و بن زبان و آنچه فوق آن از سقف دهان است، می باشد و عددش یکصد است. و حروف بسایطش، "الف"، "فا"، "همزه" و "لام" می باشد. و فلکش، فلک دوم است و سالهای حرکت فلکش، یازده هزار سال و در "خاصه" و "خاصة الخاصه " امتیاز می یابد و مرتبه اش مرتبه چهارم است و ظهور سلطان و غلبه اش جن است و طبعش، اصول و اُمّهات نخستین، و پایانش گرم خشک می باشد و دیگر مواردش، سرد وتر است. عنصرش، آب و آتش است و از آن انسان و عنقا (سیمرغ)، پدید می آید. وی را حالاتی است، حرکتش امتزاج پذیراست، امتزاج مونس "همدم" دوتایی علامتش مشترک است وی را از حروف، "الف" و "فا" می باشد. و از اسماء، بر مراتبشان هر اسمی که در اولش حرفی از حروف بسایط آن باشد نزد صاجبان اسرار، دارای ذات، و نزد صاحبان انوار، دارای ذات و صفات.

 

حرف "کاف"

بدان که خداوند ما و تو را یاری فرماید. "کاف" از عالم غیب و جبروت است. و "کاف" را مخارج، مخرج "قاف" که بیانش گذشت می باشد جز آنکه از آن پایین تر است. عددش، بیست است و بسایطش، از حروف "الف"، "فا"، "همزه" و "لام" می باشد. که فلکش، فلک دوم است و حرکت فلکش، یازده هزار سال می باشد و ظهور سلطان و غلبه اش در جن می باشد و از آن هر چه گرم و خشک است پدید می آید عنصرش، آب است و طبعش، گرم و خشک می باشد. مقامش بدایت است و حرکت آن امتزاج پذیر است. و از "اعراف" می باشد "خالص" و "کامل" است و نزد صاحبان انوار، هرکس در جن اتصال یابد، رفعت و بلندی می یابد ولی نزد صاحبان اسرار، رفعت و بلندی نمی یابد. مفرد خوفناکی است که از حروف آنچه "قاف" راست می باشد و از اسماء او را بر اسمی که اولش حرفی از حروف بسایط و حروف اوست می باشد.

 

حرف "ضاد"

بدان که خداوند ما و تو را یاری فرماید. "ضاد" نقطه دار از حروف عالم شهادت و جبروت است. و مخرجش از کناره زبان و آنچه زیر و نزدیک آن را دندانهاست می باشد. و عددش نزد ما نود است و نزد اهل انوار هشتصد می باشد. حروف بسایطش، عبارت از "الف"، "دال"، "همزه"، "لام" و "فا" بوده، و فلکش، فلک دوم است و حرکت فلکش یازده هزار سال می باشد در "عامه" امتیاز می یابد و آن را وسط طریق است و مرتبه اش، مرتبه پنجم می باشد و ظهور سلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات است و طبعش سرد و تر است و عنصرش آب می باشد. از آن هر چه سرد و تر است پدید می آید. حرکتش امتزاج پذیر "ضا" را خوی و حالات و کرامات است، "خالص" و "کامل" و دو تایی و مونس "همدم" می باشد و علامتش فردانیت و یگانگی است. او را از حروف، حرف "الف" و "دال" می باشد و او را از اسماء، همانهایی است که در حرفی که پیش از این بود، توضیح دادیم.

 

حرف "جیم"

بدان که خداوند ما و تو را یاری فرماید. "جیم" از عالم شهادت و جبروت است. و مخرجش از وسط زبان یعنی بین زبان و بین سقف دهان می باشد. عددش سه است و حروف بسایطش، "یا"، "میم" و " الف" "همزمان" می باشد و فلکش، فلک دوم است و سالهای حرکت فلکش، یازده هزار سال است. در "عامه" امتیاز می یابد و آن را وسط طریق است. مرتبه اش مرتبه چهارم است و ظهور سلطان و غلبه اش در جن است، جسدش سرد و خشک است و سرش گرم  و خشک و طبعش سرد و گرم و خشک است. عنصر بیشترش خاک است و کمترش، آتش. از آن، آنچه با طبعش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید، حرکتش کج می باشد. "جیم" را حقایق مقامات و منازلات است و امتزاج پذیر است و کامل است و هر کس به او اتصال یابد، نزد صاحبان انوار و اسرار رفعت و بلندی می یابد، جز کوفیان(که قابل بدین امر نیستند). سه تایی و مونس "همدم" است. علامتش فردانیت و یگانگی است و وی را از حروف، حرف "یا" و "میم" می باشد و از اسماء همانها که پیش از این گفته آمد.

حرف "شین" سه نقطه است

بدان که خداوند ما و تو را به نطق و فهم یاری کند. "شین" از عالم غیب و جبروت است مگر میانه آن. مخرجش، مخرج "جیم" است و عددش نزد ما "الف" است و نزد صاحبان انوار سیصد است. و بسایطش، "یا"، "نون"، "الف"، "همزه" و "واو" می باشد. و فلکش، فلک دوم است و سالهای گردش این فلک گفته آمد و در "عامه" امتیاز می یابد و وی را وسط طریق است و مرتبه اش مرتبه پنجم است و سلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات می باشد، طبعش سرد و تر است و عنصرش آب است، آنچه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد از وی پدید می آید. حرکتش امتزاج پذیر است. "کامل" و "خالص" و دو تایی و مونس "همدم" است و "شین" را ذات و صفات و افعال است و از حروف، حروف"یا"و "نون" را دارد و از اسماء همان گونه است که گفته آمد، دارای خوها و حالات و کرامت می باشد.

 

حرف "یا"

بدان که خداوند ما و تو را به وسیله وحی از جانب خودش یاری کند. "یا" از عالم شهادت و جبروت است. و مخرجش، مخرج "شین" می باشد و عددش، برای افلاک دوازده گانه "ده" و "همزه"، "لام"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" و فلکش، فلک دوم است و سالهای گردشش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصة الخاصه" امتیاز می یابد آن را غایب و مرتبه هفتم است. ظهور سلطان و غلبه اش در جماد است و طبعش، امهات و اصول نخستین است و عنصر بیشترین آتش است و کمتر آب و از او حیوان پدید می آید. حرکتش امتزاج پذیر است و دارای حقایق و مقامات و منازلات امتزاج یافته است و "کامل" چهارتایی و مونس "همدم" است و از حروف، حرف "الف" و "همزه" را دارا است و از اسماء همان که گذشت.

 

حرف "لام"

بدان که خداوند ما و تو را به روح القدوس یاری کند. "لام" از عالم شهادت و جبروت می باشد. و مخرجش، از کنار زبان است و نزدیک ترین آن تا پایان کناره اش. عددش، در دوازده فلک (سی) است و در افلاک هفتگانه سه. بساطش، "الف"، "میم"، "همزه"، "فا" و "یا" می باشد و فلکش، فلک دوم است و سالهای گردشش گفته آمد در "خاصه" و "خلاصةالخاصه" امتیاز می یابد و دارای غایت است. مرتبه اش مرتبه ی "خاصه" است و سلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات می باشد. طبعش گرم و سرد و خشک است. عنصر بیشتر آن آتش است و کمتر خاک، از آن هر چه که طبعش مشکل و همانندی دارد پدید می آید. حرکتش راست و آمیزش پذیراست "لام" را "اعراف" می باشد، امتزاج یافته و "کامل"، "مفرد" و خوفناک، می باشد که از حروف "لام"، حرف "الف" و "میم" می باشد.

 

حرف "را"

بدان که خداوند ما و تو را به توسط روحی از جانب خودش یاری کند. "را" از عالم شهادت و جبروت است. و مخرجش از پشت زبان و بالای پیشین است. و عددش در دوازده فلک دویست است و در افلاک هفتگانه دو. بسایطش، عبارت از "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد. و فلکش، فلک دوم است و سالهای گردش فلکش معلوم است وی را غایت است. و طبعش گرم و خشک است و عنصرش آتش است از "را" آنچه با طبعش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید. حرکتش آمیخته است، دارای "اعراف" است "خالص" و "ناقص" و "مقدس" و دوتایی و مونس "همدم" است او را از حروف، حرف "الف" و "همزه" است و از اسماء آنچه گفته شد.

 

حرف "نون"

بدان که خداوند قلبها را به ارواح یاری و کمک فرماید. "نون" از عالم فلک و جبروت است و مخرجش از کنار زبان بالای داندانهای پیشین است. عددش پنجاه و پنج است. بسایطش، عبارت است از "واو" و "الف" است. و فلکش، فلک دوم می باشد. و سالهای حرکت فلکش گفته آمد. در "خاصه" و " خاصةالخاصه" امتیاز می یابد وی را غایت طریق است. مرتبه اش، مرتبه ی منزه دوم است. ظهور سلطان و غلبه اش در مقام الهیت است و طبعش سرد و خشک و عنصرش خاک می باشد. از آن آنچه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید حرکتش آمیخته است. دارای خوها و حالات و کرامات می باشد، "خالص" و "ناقص" و خوفناک است، دارای ذلت است و "نون" از حروف "واو" می باشد.

 

حرف "طا"

بدان که خداوند ما را به آن یاری فرماید. "طا" از عالم ملک و جبروت است و مخرجش از کنار زبان و ریشه دندانهای پیشین می باشد و عددش نه است و بسایطش عبارت از "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "زا" و "ها"است. و فلکش، فلک دوم می باشد و سالهای گردشش گفته آمد در "خاصه" و "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد. "طا" را غایت طریق است و مرتبه اش مرتبه ی هفتم می باشد و سلطان و غلبه اش در جماد است، طبعش سرد و تر است عنصرش آب می باشد و از روی آنچه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید، حرکتش نزد صاحبان انوار مستقیم و راست است و نزد صاحبان اسرار معوج و کج و نزد صاحبان تحقیق و نزد ما با هم متنزح می باشد. دارای "اعراف" می باشد، "خالص" و "کامل" و دو تایی و مونس "همدم" است. وی را از حروف، حرف "الف" و "همزه" می باشد و از اسماء آنچه را که پیش از این بیان نمودیم، دارا می باشد.

 

حرف "دال"

بدان که خداوند ما را به اسماء اش یاری می فرماید. "دال" از عالم ملک و جبروت است و مخرجش مخرج "طا" است و عددش چهار و بسایطش عبارت از "الف"، "لام"، "همزه"، "فا" و "میم" می باشد فلکش، فلک اول است. و مرتبه اش مرتبه ی پنجم. سلطان و غلبه اش، در بهایم و حیوانات می باشد. طبعش سرد و خشک است و عنصرش خاک است. از وی آنچه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد، پدید می آید. حرکتش بین صاحبان انوار و اسرار آمیخته است. دارای "اعراف" می باشد "خالص" و "ناقص" و مقدس و دو تایی و مونس "همدم" می باشد وی را از حروف حرف "الف" و "لام" است.

 

حرف "تا"

بدان ای دوست مهربان "تا" از عالم غیب و جبروت است. و مخرجش، مخرج "دال" می باشد و عددش، چهار و چهارصد است و بسایطش، عبارت از "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "طا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد. فلکش، فلک اول است و سالهای گردش فلکش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصه الخاصه" امتیاز می یابد و مرتبه اش، مرتبه ی هفتم است و سلطان غلبه اش، در جماد می باشد. طبعش سرد و خشک است و عنصرش آب می باشد. از "تا" از آنچه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید. حرکتش آمیزش پذیر است و دارای خوها و حالات و کرامات است "خالص" و "کامل" و چهارتایی و مونس "همدم" است و دارای ذات و صفات است. و او را از حروف "فا" و "همزه" می باشد.

 

حرف "صاد"

بدان ای دوست ارجمند "صاد" از عالم غیب و جبروت می باشد. و مخرجش بین دو طرف زبان و بالای دندانهای پیشین پایین می باشد. عددش نزد ما شصت، و نزد صاحبان انوار نود می باشد. بسایطش، حروف "الف"، "دال"، "همزه"، "لام" و "فا" می باشد. و فلکش، فلک اول و سالهای حرکت فلکش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد. وی را آغاز طریق است و مرتبه اش مرتبه ی پنجم می باشد. و سلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات می باشد. طبعش گرم و تر است و عنصرش هوا است. از وی آنچه که به طبعش مشاکلت و همانندی دارد، پدید می آید. حرکتش امتزاج پذیر آمیخته و مجهول است. دارای "اعراف" می باشد و "خالص" و "کامل" و دو تایی و مونس "همدم" است "صاد" را از حروف حرف "الف" و "دال" است. پس از این بیان، بدان راز این "صاد" خشک که جز در خواب نمی توان دست یافت و خداوند است که "صاد" را در خواب و بیداری به هر که خواهد می بخشد. بدان که "صاد" حرفی از حروف "صدق و "صون" و "صورت" است و شکلش دایره، وار است و پذیرای تمام شکلها، در آن اسرار و رازهای عجیبی می باشد که کشفش، در خواب می باشد و مقام اسرار پنهان عالم و عجایب و شگفتی های آیات و نشانه های حق تعالی است.

 

حرف "زا"

بدان که خداوند تو را به روح ازل یاری فرماید. "زا" از عالم شهادت و جبروت و قهر و غلبه است و مخرجش "صاد" و "شین" بوده و عددش هفت است و بسایطش "الف"، "یا"، "همزه"، "لام" و "فا" می باشد. و فلکش، فلک اول است. و سالهای حرکت فلکش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد. دارای غایت است و مرتبه اش مرتبه ی پنجم است. و سلطان و غلبه اش در بهایم و حیوانات است و طبعش گرم و خشک است و عنصرش آتش می باشد. از وی هر چه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد، پدید می آید. حرکتش امتزاج پذیر است و دارای خوی ها و حالات و کرامات خالص و کامل و مقدس و دوتایی و مونس و همدم است. "زا" حروف "الف" و "یا" را دارا می باشد.

 

حرف "سین"

بدان که "سین" از عالم غیب و جبروت و لطف است. و مخرجش، مخرج "صاد" و "زا" می باشد. عددش نزد صاحبان انوار شصت بوده، و نزد ما سیصد و سه می باشد. (سیصد به حساب جمل کبیر و سه به حساب جمل صغیر). بسایطش، "یا"، "نون"، "الف" و "همزه" است. فلکش، فلک اول بوده و سالهای گردش فلکش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصةالخاصه" و "خلاصه خاصةالخاصه" و صفای "خلاصةالخاصه" امتیاز می یابد. "سین" را غایت می باشد و مرتبه اش مرتبه ی پنجم است. ظهور سلطان غلبه اش در بهایم و حیوانات. و طبعش گرم و خشک است و عنصرش آتش می باشد. از وی آنچه که با طبیعتش مشاکلت و همانندی دارد پدید می آید، حرکتش امتزاج پذیر است، دارای "اعراف" می باشد. "خالص" و "کامل" و دوتایی و مونس "همدم" می باشد و او را از حروف، حرف "یا" و "نون" است .

 

حرف "ظا"

بدان از خردمند که "ظا" از عالم شهادت و جبروت و قهر و غلبه است. و مخرجش مابین دو طرف و سمت زبان و پهلوی دندانهای پیشین می باشد. عددش نزد ما هشتصد و هشت می باشد و نزد صاحبان انوار نهصد. بسایطش، عبارت از "الف"، "لام"، "همزه"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" و فلکش، فلک اول است. و سالهای گردش فلکش گفته آمد. در "خاصه" و "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد. "ظا" را غایت طریق است و مرتبه اش مرتبه هفتم. ظهور سلطان و غلبه اش در جماد است. طبع گردشش سرد و تر است و قائمه اش گرم و تر می باشد. و "طا" را گرمی و سردی و تری مشاکلت و همانندی دارد، از او می آید. امتزاج پذیر است و دارای خوی ها و حالات و کرامات می باشد. امتزاج یافته و "کامل" و دوتایی و مونس "همدم" می باشد و دارای "ذات". وی را از حرف "الف" و "همزه" می باشد. 

 

حرف "ذال"

بدان که "ذال" از عالم شهادت و جبروت و قهر و غلبه است. مخرجش مخرج "ظا" و عددش هفتصد و هفت می باشد. بسایطش، عبارت از "الف"، "لام"، "همزه"، "فا" و "میم" می باشد. فلکش، فلک اول و سالهای گردش فلکش گفته آمد. در "عامه" امتیاز می یابد و وی را وسط طریق است. طبعش گرم و تر است و عنصرش هواست. از "ذال" هر چه که با طبعش مشاکلت و همانندی دارد، پدید می آید. حرکتش کج و معوج و امتزاج پذیر می باشد. دارای خوی ها و حالات و کرامات است. "خالص" و "کامل" و مقدس و دوتایی و "همدم" می باشد دارای ذات. او را از حروف حرف "الف" و "لام" می باشد.

 

حرف "ثا"

بدان که "ثا" از عالم غیب و جبروت و لطف بوده و مخرجش مخرج "ظا" و "ذال" می باشد. عددش پانصد و پنج و بسایطش، عبارت از "الف"، "همزه"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد. وی را فلک، فلک اول و در "خلاصه"  و "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد. "ثا" طبعش سرد و خشک بود، و عنصرش خاک می باشد. و دارای خوی ها و حالات و کرامات بود، و "خالص" و "کامل" و چهارتایی و مونس "همدم" می باشد. "ثا" را ذات و صفات و افعال است و از حروف حرف "الف" و "همزه" را دارا می باشد.

 

حرف "فا"

بدان که خداوند قلب الهی را یاری کند. "فا" از عالم شهادت و جبروت و غیب و لطف است و مخرجش از درون لب پایینی و اطراف دندانهای پیشین بالا می باشد. عددش هشتاد و هشت و بسایطش، عبارت از "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد. وی را فلک، فلک اول و در "خلاصه" امتیاز می یابد و غایت طریق بود. و مرتبه اش مرتبه ی هفتم و غلبه اش در جماد است. طبع سرش گرم و تر و دیگر جسدش سرد و تر می باشد. عنصرش بیشترین آب و کمتر هوا است. آنچه که با طبعش همانندی دارد، از وی بوجود می آید. حرکتش امتزاج یافته است و دارای حقایق و مقامات و منازلات در نزد صاحبان اسرار می باشد. "فا" را خوی ها و حالات و کرامات و "فا" را ذات و از حروف "الف" و "همزه" می باشد.

حرف "با"

  بدان ای دوست بزرگوار "با" از عالم فلک و شهادت و قهر و غلبه است. مخرجش از دو لب و عددش دو. و بسایطش عبارت از "الف"، "همزه"، "لام"، "فا"، "ها"، "میم" و "زا" می باشد. فلکش، فلک اول و در عین صفایی "خلاصه" در "خاصةالخاصه" امتیاز می یابد و مرتبه اش مرتبه ی هفتم است و سلطان و غلبه اش در جماد است و طبعش گرم و خشک و عنصرش آتش می باشد. از وی آنچه که با طبعش همانندی دارد بوجود می آید. حرکتش امتزاج پذیر و دارای حقایق و مقامات و منازلات می باشد "خالص" و "کامل" و چهارتایی ومونس است و دارای ذات. "با" را از حروف حرف "الف" و "همزه" می باشد.

 

حرف "میم"

 بدان که خداوند مومن را یاری کند. "میم" از عالم ملک و شهادت و قهر و غلبه است. و مخرجش، مخرج "با". و عددش چهل و چهار بسایطش عبارت از "یا"، "الف" و "همزه"است. فلکش، فلک اول است و در "خاصّه" و "خاصه الخاصه" و در صفای "خلاصه" امتیاز می یابد. وی را غایت می باشد که مرتبه اش در مرتبه ی سوم، ظهور سلطان و غلبه اش در انسان می باشد. طبعش سرد و خشک و عنصرش خاک است. از حرف "میم" آنچه با طبعش همانند دارد بوجود می آید. وی را "اعراف" است و "خالص" و "کامل" و مقدس و مفرد و مونس "همدم" می باشد و او را از حروف حرف "یا" می باشد.

 

حرف "واو"

"واو" از عالم ملک و شهادت و قهر و غلبه است و مخرجش از دو لب و عددش شش است. بسایطش، عبارت از "الف"، "همزه"، "لام" و "فا" می باشد. فلکش، فلک اول و سال های گردش فلکش، بیش از این گفته آمد، در "خاصةالخاصه" و در "خلاصه" امتیاز می یابد. وی را غایت طریق می باشد و مرتبه اش مرتبه چهارم است. و سلطان و غلبه اش در جن می باشد. طبعش گرم و تر و عنصرش هواست. از "واو" آنچه که با طبعش سازگاری دارد بوجود می آید. حرکتش امتزاج پذیر و دارای "اعراف" و "خالص" و "ناقص" و مقدش و مفرد و خوفناک می باشد و او را از حروف حرف "الف" می باشد.

حرف "تهجی"

البته باید فهمید که هر حرفی از حروف خواصی دارد، همانطوری که با تلفظ در شنیدن اثر می گذارد، در نقش و ظاهر و ترکیب نیز اثر دارد:

«الف»

نمایشگر هزاران اسرار و رموز است و بقیه ی حروف از "الف" موجود. "48892" الف در قرآن موجود است. هر کس سه (111) شب جمع نویسد با خود دارد، نزد اکابر عزیز و محبوب گردد و دلش صاف و حوائجش برآید. وقت نوشتن این دو اسم را بخواند، "سبحان الله یا لا اله اله انت" و هر صبح پیش از آنکه با کسی صحبت نماید، 1000 بار (آ) گوید، مال بی حساب می رسد و اگر 1000 مرتبه (آ) بنویسد و با خود دارد چنان باشد که اموال و ثروت بی حسابی به او می رسد. و حروف مقطعه و اسراری دارد که همه نمی فهمند. شاید الف اشاره به (اله) و (الله) و (اکبر) و (علی) و (امر) و (احد) می باشد. مانند، کهیعص، که اشاره به کربلا و غیره می باشد.

«ب»

هر که روز یکشنبه دوازده "ب" نویسد و آن را در مقابل قاهر و متکبر دفن نماید، کبر و غرور او زایل و از بین می رود. و اگر مریض بر کاسه ی چینی بنویسد و بیاشامد و زمان نوشتن ذکر "یارحمن یارحیم" را بخواندو زندانی روزی پانصد مرتبه بخواند از زندان خلاص و رهایی یابد. و اگر 200 مرتبه بنویسد و همراه خود داشته باشد، کسی به او آسیب و ضرر نمی رساند.

«ت»

هر که روز چهارشنبه 400 "ت" بنویسد و بشوید و هنگام غروب (فرورفتن آفتاب) بیاشامد، کوری و تاریکی دلش از بین می رود و حافظه اش زیاد خواهد شد و می تواند همه چیز را یاد بگیرد. در هنگام نوشتن ذکر "یاقیوم، یا واحد" را بخواند، و اگر چیزی را گم کرده باشد بنویسد در صفحه آن بازیابد. و اگر با خود همراه کند، از دشمنان ایمن باشد و یا خود اگر هزار "ت" نویسد و داشته باشد، موجب عزت گردد و گفتن "ت" هر روز هزار مرتبه، موجب دولت و کامیابی گردد.

«ث»

هرکس پانصد "ث" وقت زوال سه شنبه، بنویسد و در دیوار خانه ای که رو به قبیله باشد آویزان نماید، در امور ثابت، و از حرام  و گناه حفظ شود و اگر در کوزه ی آب افکند و مرد و زن بد خلق بخورند، با هم مهربان گردند و در وقت نوشتن ذکر "یا دائم یا صمد". و گفتن آن شصت مرتبه، موجب محبت می شود، جهت رفع ترس طفل و کودک، 60 مرتبه نویسند و در زیر سر او بگذارد، نترسد.

«ج»

هر کس وقت طلوع آفتاب  53"جیم" بنویسد و با خود داشته باشد، زبان بدگویان بر او بسته خواهد شد و ارواح را مشاهده خواهد کرد و اگر از کار درمانده باشد، به آن کار خواهد رسید و از عمر خود برکت خواهد برد و در وقت نوشتن ذکر "یا باری یا کبیر" را بخواند. هرکس هر شب هزار با "جیم" گوید، بعد از هفت شب هر کدام از پیغمبران را که خواهد، در خواب می بیند و اگر رنجور باشد بنویسد و بخورد شفا می یابد.

«ح»

هرکس شب پنج شنبه اوائل ماه هجده "ح" نویسد و با خود دارد، سحر بر او کار نکند و اگر به مشک و زعفران و در حریر و بموم سفید گرفته زیر دندان نهد، ارواح را بیند و مشاهده کند، و در وقت نوشتن بخواند "یا رئی یا زکی". اگر کسی بخواهد دشمن را قطع کند. بر مشتی خاک 200 بار بخواند و بر دشمن افشاند ، دوست گردد و اگر بر قلنج گرفتار شود، هفتاد بار بگوید و دست بر آنجا بمالد برطرف شود.

«خ»

هر کس 310 "خ" در خلوت روز یکشنبه ی آخر ماه بنویسد و در خانه ی خود آویزان کند، هر مرادی که داشته باشد برآورده گردد. و هنگام نوشتن بخواند ذکر "یا کافی یا رجایی". اگر کسی بخواهد از غایب خبر یابد، بعد از نماز خفتن بر بام یا تلی بر آید و هفتاد بار بخواند و به آن طرف دمد، خبر می آید و اگر نداند در کجاست 70 بار بنویسد در زیر سر بگذارد او را در خواب ببیند.

«دال»

هرکس 35 "د" شب چهارشنبه در خلوت، وقتیکه مردم خوابند با مشک و زعفران نویسد و با خود همراه کند، دل و دست او گشاده گردد و در نظر مردم با عزت و حرمت و اعتبار کلی باشد. جهت اداء دین مفید وقت نوشتن بخواند"یا حنان یا منان". اگر کسی بخواهد کسی را ظاهراً آواره کند، صبح پیش از آنکه با کسی سخن گوید، بر بام رود و به ستاره ی آسمان بنگرد و هفتاد بار "دال" گوید، دشمن آواره شود. اگر هر روز هزار بار گوید، به مراد رسد و اگر هفتصد بار بر شیرینی بخواند و پیش سگ اندازد ، نزد مردم شیرین شود و اگر کسی دفینه ای دارد و نداند در کجاست ، 700 بار در گوش خروس بخواند، خروس تا سر دفینه می رود.

«ذال»

هر که 731 مرتبه بگوید "ذال" و روز شنبه هنگام طلوع آفتاب بنویسد و در مسجدی که نماز جمعه می کنند دفن نماید و بقصد حفظ مال یا غائب آنها حفظ شوند و وقت نوشتن ذکر "یا دیان یا خالق" بخواند.

«را»

هر که شب دوشنبه مهتاب 300 مرتبه بنویسد و به چرم گیرد و با خود همراه کند بمراد می رسد. و نزد اکابر با عزت و حرمت باشد هنگام نوشتن بخواند"یا رحمن یا دائم"

«زا»

هر کس روز سه شنبه وقت غروب هفتصد "ز" بنویسد و در گورستان دفن کند هم علومی که او از مردم در حجاب می باشد، بر او کشف شود، وقت نوشتن ذکر "یا مبدی یا علام" را بخواند. و هر که روزی پانصد مرتبه بخواند یا صد بار بنویسد و با خود همراه کند در انظار عزیز و با هیبت باشد.

«سین»

هر که 120"س" روز جمعه بنویسد و با خود همراه دارد، هیچ کس با او مجادله نکند شیرین شود و همچنین سفر و هیبت مردم نافع می باشد و وقت نوشتن ذکر "یا حلیم یا معید" را بخواند. جهت کشف کرامت هر صبح 80 مرتبه بگوید "سین" نافع می باشد و اگر صد مرتبه بنویسد و زیر سر طفل بگذارد، زود به سخن و صحبت می آید و اگر 70 مرتبه "سین" بر بدن طفل بنویسد، زود به زبان و سخن در می آید. نوشته اند از خواص "سین" آن است که اگر کسی بخواهد با خصمی (دشمنی) در محاکمه غلبه کند که قادر بر جواب نباشد، نام او را در مابین دو "سین" مفروج کند، هر چه بشود متصل و اگر نشود منفصل نوشته در دست گیرد و با او سخن گوید، او عاجز شود مثلاً اسم: قمرسقسمسرس یا اسم شمس سشسسمسسس که در قمر و در شمس متصل می باشد.

«ش»

هر کس روز چهارشنبه 360 مرتبه "ش" نویسد و به حمام رود و نوشته را در آب نهد و بشوید و آب را بر سر ریزد، نعمت به او فراغ گردد. امام صادق فرمود، باید پاک باشد وگرنه به درویشی مبدل شود. وقت نوشتن ذکر"یا حمد یا عزیز" بخواند، اگر کسی مطلبی دارد، وقت خواب 200 مرتبه بگوید در خواب پاسخ را به او بگویند و اگر به چیزی بخواند و بزن حامله دهد زود خلاص شود.

«ص»

هرکس 95 "ص" در کاسه به مشک و زعفران بنویسد، اگر برای او سحر کرده باشند و آن را بر سر ریزد باطل گردد. و اگر بین دو لشگر جنگ باشد به صلح کشد و اگر نوشته را در مصحف نهد، دشمن هلاک شود و در وقت نوشتن بخواند "یا قاهر یا قریب" و گفتن آن در سفر نافع است.

«ض»

هرکه شب چهارشنبه 101 "ض" نویسد بر چوب انار مثل عَلَمی به بندد و در خانه ی خالی بر دیوار قبله فرو برد، هر چه پیش کسی داشته باشد به او برگردد و بین مردم عزیز گردد، به او هنگام نوشتن بخوابد"یا مذل یا نور" اگر نود بار بر چیزی خواند و به دیوانه دهد، شفا یابد و اگر به علت دل درد بر چیزی نویسد و بخورد شفا یابد.

«ط»

هر کس شب جمعه با مشک و زعفران 19 "ط" نویسد و زیر سر نهد، جمال دل آرای پیغمبر را زیارت کند و اگر آن را در آب افکند و بخورد نوری در قلب او ظاهر گردد و اگر در شمشیر نقش کند، بسیار برا گردد و اگر با خود همراه دارد، عزیز باشد. و هنگام نوشتن بخواند، "یا علی یا قدوس" اگر 120 بار بر دشمن بخواند، مطیع شود و شب پنجشنبه 900 مرتبه نویسد و با خود همراه دارد در هنگام نماز وقت نوشتن بخواند "یا حی یا قیوم" و جهت عزت و ایمنی ساعت مشتری یا شرف قمر 25 رقعه در هر یک نه "ط" به این شکل:{ ط ط ط ط ط ط ط} نویسد با خود همراه دارد. به هنگام نوشتن "یا الله" گوید. و 7 رقعه نویسد در آب کند و به بیمار دهد به اذن الله خدا شفا یابد و هنگام نوشتن "حمد" را بخواند.

«ظ»

هر کس شب جمعه 910 "ظ" بنویسد و بیمار و خسته با خود همراه دارد، صحت یابد و در کاری فرو نماید و به هنگام نوشتن بخواند "یا والی یا متعالی" اگر از ظالمی بترسد، یک هفته وقت نماز صبح هزار بار به آن نیت بخواند مطیع شود.

«ع»

هر کس روز پنج شنبه 130 "ع" نویسد و با خود همراه دارد، ایمان کامل به او روزی شود و مشهور عالم گردد. هنگام نوشتن بخواند "یا محمود یا کریم" و اگر کسی را خواهد مطیع کند، بر شیرینی هر چه خواهد بخواند به او دهد مطیع گردد.

«غ»

هر کس روز جمعه 1060 "غ" نویسد و با خود همراه دارد، هرگز محتاج نشود و مرادش برآید و عجائب بسیار ببیند، وقت نوشتن بخواند"یا عظیم یا مجیب" و اگر کسی خواهد دشمن (دینی) را نیست و نابود کند هفت روز روزی هفتاد مرتبه به نیت فناء او بخواند، نیست گردد و اگر بر برگ حنظل 60 مرتبه بنویسد و در خانه ی دشمن افکند دشمن آواره گردد.

«ف»

هر که روز چهارشنبه 90 "ف" نویسد و با خود دارد، حق تعالی مراد او را بدهد و هنگام نوشتن بخواند، "یا غیاث یا مغیث" اگر کسی بر کرباس پاره نه هزار بار به نام کسی و به نام مادر او و به نام خود بخور دهد و در آتش اندازد ، آن کس هر چه باشد نزد او حاضر شود نه به حرام، و اگر آوارگی کسی را خواهد، هر روز 70 بار در مقام آن کس بخواند و بدمد آواره گردد.

«ق»

هر که 181 "ق" نویسد و با خود همراه دارد، از زندان برهد و رزق بر او گشاده گردد و هنگام نوشتن بخواند، "یا عزیز یا حکیم" اگر کسی روزی 400 مرتبه بخواند هر نیت که خواهد حاجتش برآید و اگر خواهد که خواب دشمن دین را ببندد 200 مرتبه بر کاغذ نویسد و به زیر سنگ گران نهد، خوابش بسته گردد.

«کاف»

هر که خواهد از چشم خلق ناپدید شود، وقت ضرورت باید 700 "ک" بخواند، هیچ کس او را نبیند و هرکه 101 "ک" نویسد و با خود همراه دارد از رنجها و غهم ها ایمن و درِ دولت به رویش باز شود و هنگام نوشتن بخواند "یا کلیم یا کریم". آری خداوند با "کاف" و "نون" هرچه خواهد می کند.

«لام»

هر کس شب چهارشنبه 71 "ل" بنویسد و با خود دارد از مکر خلایق ایمن گردد و هنگام نوشتن بخواند "یا شکور یا غفور" اگر بر صفحه شش "ل" نقش کند و با خود دارد، چشم زخم به او نرسد، از امام چهارم مروی است: جهت غنی شدن در هفتم هر ماه بنویسد و در کیسه یا کیف نگه دارد و ماه بعد نوشته ی سابق را در آب اندازد. 31 مرتبه در کنار هم (ل ل ل ل .... ذوالطّول ذوالطّ ول ذوالطّول)

«نون»

هر که شب سه شنبه 106 "ن" بنویسد و با خود همراه کند از امراض برهد. خواندن "ن" سبب تسهیل علم است. هنگام نوشتن بخواند، "یا حلیم و یا شکور" اگر وقت نماز خفتن صد مرتبه بگوید بیخوابی را ببرد.

«م»

هر کس بر آن بنگرد و هر روز بخواند، برکت و رزقش فزون گردد و آن برای عطارد در روز چهارشنبه است. هر کس بعد از چهل روز روزه آن را با شرایط و رو به قبله با طهارت قمر در سعود ساعت شمس رسم کند، حق تعالی حقایق و انوار قدسیه به او ببخشد و از مضرات ایمن گردد و هرکس خدا را به آن بخواند، روز جمعه اجابت شود و هرکس آن سر عددی را روز پنج شنبه با نام مقدس رسول اکرم ﷺ چهل بار بنویسد و یا غسل بشوید و بگوید: "اللّهمّ ببرکة ماشربت ان تهوّن علیّ الحفظ والفهم" و چهل روز ادامه دهد ظاهر و باطن بر او باز گردد. هرکه روز جمعه پیش از طلوع آفتاب 90 ((م)) نویسد و با خود همراه دارد به حاجتی می رسد و اگر در باغ زراعتی آویزد هیچ آفتی به آن زراعت نرسد و هنگام نوشتن بخواند  ذکر "یا خالق یا محیط" جهت وصول طلب هفتاد بار گفتن نافع است.

«واو»

هر که در روز شنبه 13 "و" بنویسد و در قرآن نهد، به مراد رسد و هنگام نوشتن بخواند "یا خالق یا محیط" جهت وصول طلب هفتاد مرتبه گفتن نافع است.

«ها»

هر کس 15 "هـ" بنویسد و با خود دارد، از سر غیب آگاه شود و علم نهانی بر او ظاهر گردد و هنگام نوشتن بخواند"یا وافی یا حفی" اگر کسی خواهد بجائی رود و مانعی باشد، شصت بار در برابر آن کس بخواند و به او بدمد بر طرف شود. اگر کسی این حروف را بر کف دست بنویسد و به نزد هر کس رود مطلب برآید. (هـ هد ه لا ه لا ن). نوشته اند هر که خواهد پی مهمی رود، این اسم را که به زبان هندی اعظم است هفت بار بخواند، آن مهم زود به آسانی برآید (اهنوس)

«ی»

هر کس 20"ی" نویسد و با خود همراه کند، خواص حروف در آن باشد. اگر کسی خواهد زبان کسی را مطلقاً به بندد 60 مرتبه با این نیت بخواند و به او بدمد بسته گردد. و اگر مقام حرف را با خود همراه تمام کند نزد خلق مکّرم شود و کسی متعرض او نشود و در آن خانه ای که این حروف یک یک نوشته باشد دولت و جمعیت فزونی دارد و از بلا ها  ایمن گردد و در سفر از دزد حفظ شود. الله اعلم. و نیز باید شک نکند و برای خواب دیدن کسی اینها را بنویسد و زیر سر نهد، هرکه را خواهد در خواب ببیند.

بعضی می گویند این" 28" حرف اسماء باری تعالی جل شأنه هستندکه فرشتگان به این اسمها تسبیح خداوند عزّ و جّل می گویند: اینها الفاظ قرآن مجید هستند و همه اسمها از اینها ترتیب می یابند .

این حقیر از خداوند می خواهم که بتوانم از کلام بزرگان و صاحبان فن، علم حروف و اعداد را معرفی کرده و منابع و اهمیت آن را تا آنجا که او توفیق دهد شرح دهم. زیرا وظیفه می دانم، بتوانیم کلام مولایمان را بیشتر فهمیده و بدان عمل کنیم. و بدین سبب است که بزرگان زیادی این اسرار را کشف و به اهلش آموزش داده اند.

در اکثر رسائل مرقوم است که، عامل را برای هر عمل، در علوم غریبه، دانستن حروف و اعداد از ضروریات می باشد. بنابر این برای آنکه اسرار حروف و اعداد منطبق با اسرار درونشان ظاهر شود و معانی و مفاهیم و جایگاه وجودی خود را در آسمان و ملکوت آن، و زمینها و ملکوت آن، و در سِّر عالم دنیا و سِّر عالم آخرت و حتی از علوم آینده و گذشته محققان و مدبران را آگاه سازند و همچنین به ظاهربینان و باطن بینان در کشف خواهش هایشان کمک کنند :

1-    پروردگار عالم با رمز مقطعات در کلام کریمش، به پیغمبر بزرگوار خود حضرت محمد ﷺ باب اسرار را باز کرده است و با کنایات و اشارات و تمثیل انسان را به تدبر واداشته است. حروف را باب کلام خود قرار داد و خود را متکلم بذات معرفی نمود و به انسان توفیق داد که معجزه کلامش، قرآن را از قلب مبارک رسولش و نطق نورانی حجتش، امیرالمؤمنین (ع) بشنویم و در اثر زحمات و رنجهای این عزیزان تفسیر و تعلیم و عمل خالصانه را از این عزیزان بیاموزیم تا مگر هدایت و به نور قرآن منورگردیم و ما هم حروف و کلمات عمل مان را در لوح تکلیف بنا به وسع ضعیفمان منطبق بر آیات الهی قرار دهیم. بنابر این جای بسی تفکر است که، خداوند با خلق 28 حرف کل مفاهیم و معانی  وعوالم دنیا و آخرت را در کتابش قرآن جای داده است. چنانچه تمام کتابهای آسمانی کتاب الله است ولی قرآن هم "کتاب الله" است و هم "کلام الله" و چنین است که پروردگار خود حافظ آن می باشد و حریم قرآن بکر و دست نخورده می ماند الی یوم القیامت . چرا که مخلوق هرگز قدرت ورود در حریم کلام خالق را ندارد و این اعجاز اول بار به دست مبارک مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) ثبت، نقطه گذاری، و حرکت گذاری شد و علوم صرف و نحو و تجوید را پایه گذاری نمودند. و اهمیت این همه زیبایی در حدیث مبارکی از ایشان این چنین نقل می گردد: "ان کلما فی الکتب المنزله فی القران و کلما فی القران فی الحمد و کلما فی الحمد فی البسمله وکلما فی البسمله فی الباء و کلما فی الباء فی النقطه و انا نقطه تحت الباء". "حقیقت این است و جز این نیست که همه کتابها در قرآن نازل شده اند و همه قرآن در سوره مبارکه حمد و همه حمد در بسم الله و همه بسم الله در باء و همه باء در نقطه و من نقطه زیر باء هستم".

بنابراین، حقیقت نقطه سرِّی است الهی، که نه به لفظ ادا می شود و نه به صورت ونه به اشاره و نه موصوف به صفتی است و نه ملون به رنگی و نه محدود به حدی بلکه، محجوب از حواس است. چنانکه در عین "پیدایی پنهان" و در عین "پنهانی عیان" است.

"وز غایت ظهور عیانش پدید نیست"

"نقطه بحر ازل و سر الاسرار و نور الانوار است"

ابن عباس رئیس مفسرین چنین روایت می کند که مولا امیرالمؤمنین (ع) از اول شب تا آخر شب راجع به باء بسم الله حدیث می فرمود که من اندکی از آن را می فهمیدم و فرمود قسم به خدا اگر بخواهم باء بسم الله را تفسیر کنم (لاوقرت سبعین بعیرا) برای باء بسم الله اینقدر معانی بیان می کردم که اگر  می نوشتند بایستی بار 70 شتر نمایند. وقال علی (ع) :"بالباء ظهر الوجود و باالنقطه تبین العابد و المعبود". و فرمود: "بوسیله باء، کل وجود ظاهر شدند و بوسیله نقطه رابطه عابد و معبود روشن و بیان میگردد"(او میزان و صراط و امام مبین راه و قسیم النار و الجنه است)

 قال الصادق (ع): فی تفسیر "و من یؤت الحکمه فقط اوتی خیراً کثیرا".امام فرمودند: "هر کس که حکمت به او داده شد به تحقیق به او خیر کثیر داده شد" .حکمت چیست؟ فرمود:"ان الحکمه هی الولایه المطلقه فان نقطه الولایه قد عَمَتِ الوجود و لا یشد منها شی من الغیب و الشهود و تلک النقطه قد جمعت فیها جمیع اسرار الحروف و فی الحروف جمعت و بنیت اسرار الکلمات و فی الکلمات استجنت اسرارالمعانی فالمعانی غیب فی الکلمات و الالفاظ و الکلمات غیب الحروف و الحروف غیب فی الالف المتحرکه و هی غیب فی الالف لینه و هی غیب فی النقطه فهی غیب الغیوب و سر الاسرار". و آن بطور مجمل اینطور معنی می گردد که "حکمت همان ولایت مطلقه است.که ظهورپروردگار عالم به آن نقطه ولایت است و آن به تمام تاریکیهای وجود و ندیدنی ها مسلط است و بدون سختی غیب را مشهود می گرداند و آن نقطه ایست که تمام اسرار حروف در آن جمع است و در حروف اسرار کلمات بنا نهاده و جمع گردیده، اسرار معانی و در معانی احوالات غیبی، و کلمات و الفاظ را در خود جمع و کلمات اسرار غیب حروف را آشکار می کند. و حروف، اسرار غیب حرف الف را (البته الفی که متحرک شده است یعنی همزه) و اسرار آن الف لَیِنَت و نرمی درون آنست که آن اسرار نقطه است و آن نقطه غیب الغیوب و سِرالاسرار است" .

امام حسین (ع) فرمودند: آن علمی که جدم خاتم النبیین ﷺ بدان خوانده شده علم حروف است و علم حروف در لام است و علم لام در الف است و علم الف در نقطه و علم نقطه در معرفت اصلیه و علم معرفت اصلیه در علم ازل و علم ازل در مشیت  و علم مشیت در علم غیب هویت است.

 

الله بود یک الف و ها و دو لام

از نقطه برون آمده این جمله تمام

گر طالب سِرّ نقطه هستی ایدل

این نقطه بود نقش علی اعلام

 

حروف، ظهور نقطه هستند و نقطه، مظهر مشیت غیبی است که بدین صورت در عالم طبیعت تجلی می نماید و حروف ظهور تجلیات غیوب است که به عرصه شهود می رسد. و قرآن آن نقطه غیبی است که بصورت نقطه، بر قلب پیامبر ﷺ تجلی نموده و بصورت حروف نقش بسته است و حروف مختلف عالم انسانی، از بحور مختلف محبت غیبی سر چشمه گرفته و مصداق کلی او در این عالم، در وجود مقدس علی علیه السلام تجمع صورت و سیرت داده و بهمین منطق فرموده همه کتب آسمانی در قرآن و همه قرآن در سوره مبارکه حمد و تمام حمد در بسم الله و تمام آن در باء و فرمود من نقطه زیر باء هستم.

یعنی تمام معارف آسمانی در قرآن مدون گشته و در نَفْس علی اعلا (ع) تکوین داده شده و بدین سبب از زبانش چشمه های علم و دانش و کمال بی حد و حصر فیضان نموده و سرچشمه این همه علوم و مکرمت و فضیلت در حُجُب و سُرادقات غیبی است که خدای متعال پیغمبر را برد و آن حجب را به او نمود و آنجا دست غیبی بر شانه احمد ﷺ نهاده شده و در عالم پایین پای علی(ع) بر شانه محمد ﷺ نهاده و نورانیت و روحانیت علی (ع) و محمد ﷺ و محمد ﷺ وعلی (ع) حقیقتاً یک نور است که از هم جدا شدنی نیست .

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

 فقط در نشئه عالم، طبع نقطه در دو قالب تجلی نموده که هر چه پیامبر ﷺ تبیین فرموده علی (ع) تشریح فرمودند. و هر چه علی (ع) فرمود، پیغمبر (ص)  به او آموخت و هر کجا احمد (ص) قدم، نهاد علی (ع) سایه صفت همراه او بود. و هر کجا علی (ع) بوده روح پیامبر (ص) حکومت و تکلم می فرمود. پیغمبر (ص) فرمود :"علِّمَنی رَبّی" و علی (ع) فرمود: "عَلِّمَنی رسول الله "

علم همه عالم به علی داد پیمبر                چون ابر بهاری که دهد آب به گلذار

عدد ابجد "نقطه" معادل 164 است و اگر ارقام آن را با هم جمع کنیم 1+6+4=11 و عدد 11 معادل "هو" می باشد. و نیز نقطه در جایگاه عددی معادل 47 و آن نیز جایگاه نام مبارک "امام حسین" (ع) است و" سَرِ "امام مصداق همان نقطه است که اگر 4+7=11 باز به نام مبارک "هو" می رسیم. اکنون ببینید که اعداد چگونه مرتبه باطنی حروف را آشکار می نمایند و ما را به نقطه معرفت می رسانند تعداد حرفهای اسامی زیر :فاطمة 5 علي 3 حسن 3 حسين 4 علي 3 محمد 4 جعفر 4 موسى4 علي3 محمد 4 علي 3 حسن 3 محمد 4 در مجموع 47 حرف. 47 شجره مطهره 47  این آیه ولایت هم 47 حروف داردبشمار  47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد.شجره مطهره  47(إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا)47این آیه دارای 47حرف میباشد47 شجره مطهره47 اسلام ناب محمدی 47در کتب زرتشت 47 خرد شهر ایزد 47 منظور شجره مطهره 47 دین عالمی47 محمدا علی 47 اسلام ناب محمدی 47 روح قرآنی 47 اصل دین ها اسلام 47

نخستین وحدت حق جلوه گر بود

که شد از ظل وحدت نقطه موجود

پس آنکه نقطه شد در ظل سیار

بصورت گشت الف از وی پدیدار

ز سیر عَرضِ او شد صورت باء

به ضمِ نقطه وحدت هویدا

مکرر گشت چون این نقطه ظاهر

عیان شد تا و ثا اندر مظاهر

الف چون از دو سر بر عکس هم گشت

بطومار حقیقتها رقم گشت

چو اندرسجده ایزد تعالی

الف خم گشت و دال آمد هویدا

به ضمِ نقطه توحید فی الحال

الف خم گشت و دال آمد هویدا

الف هر دم بطوری کرده حرکت

که حرف دیگری شد در کتابت

غرض یک حرف بیرون از الف نیست

ولیکن محرم این مدعا کیست

ز ظلِ وحدت، اسما گشت ظاهر

ز شوق جلوه حُسنند مخلوق

بود آمیزش این ذره با خود

به دریا می رساند نسبت این دُرّ

علم حروف از هر علمی برتر و والاتر و برای انسان نافع و لازم است، زیرا درک هر مفهومی از مفاهیم موجودات عالم هستی از غیب و شهود و معانی هر یک از آنها در صورت فردی و ترکیبی حروف نهفته و حروف دلیل و مُظهر تمام آنها می باشد، و مبنای تمام علوم شناخت ذات فردی حرف و ترکیبات و حالات و عوارض و معانی استحصالیّه است. حروف مبیّن اسرار، و مظهر علوم، و کاشف مقاصد غیب و شهود است و فهمیدن معانی کتب آسمانی بویژه "قرآن" به معرفت حروف بستگی دارد و تمامی زبانها و لغات محتاج به علم حروفند.

بدان این اقیانوسی است که اگر در آن فرورویم، اموری پدید خواهد آمد که توان شنیدن آن نیست چون حروف مطالبی بس پیچیده و اسرار آمیز به خود اختصاص می دهد که علم حروف را به وجود می آورد (همان علم جفر) و همان گونه که بیان نمودم اگر تمام آبهای زمین جوهر و دوات گردد و تمام چوبها ودرختان کاغذ گردند، در باب حروف، سخن بسیار بیشتر از ظرفیت آنها خواهد بود .

پس از حروف، اسماء پدیدار گشتند، و خداوند سبحان حقایق را بر شمار اسماء حقیقی اش انشاء و ایجاد فرمود و بر طبق این اسماء فرشتگان و موکّلها و "عونٍ و طیشٍ" را آفرید تا حمد و سپاس سبحان گویند و شأن و منطقه ای برای هر یک از اسمها قرار داد. و همه را به تسبیح گویی اسماءاش فرا خواند تا اسم و مسما و تسمیه او گویند.

شیخ شبستر می فرماید:          

ز حق با هر یکی خطی و قسمی است

معاد و مبداء هر یک ز اسمی است

از آن اسمی که آمد هم به در شد

اگر چه در معاش او در به در شد

از آن اسمند ،موجودات قائم

بدان اسمند در تسبیح دائم

 

اصبغ ابن نباته گوید: امیر امؤمنین (ع) فرمود: "عثمان ابن عفان از رسول خدا (ص) پرسید ، یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ حضرت فرمودند: "تعلَّمُ التَّفسیر ابجدِ فاِنَّ فیه الاَعاجیبُ کلها ویلٌ لعالِمِ جَهِلَ تفسیرَهُ" تفسیر ابجد را بیاموزید زیرا که در آن شگفتیها است و وای بر آن عالمی که از تفسیر آن چیزی نداند گفتند: یا رسول الله تفسیر آن چیست؟ فرمودند: "اما ابجد ، "الف" پس آلاء (نعمتهای باطنه خداوند) است حرفیست از اسماء و اما "باء"، بهجت خداوند است و اما "جیم"، (جنت) بهشت خداوند و جمال خداوند و جلال اوست و اما "دال"، پس دین خداوند می باشد واما هوز، پس "ها" هاویه است و "واو" فویلٌ لاهل النّار(وای بر اهل اتش)و اما "زاء"، فزاویهٌ فی النار پس زاویه است در آتش ، پس پناه می بریم به خدا از آنچه در زاویه است (زاویه های جهنم) و اما حطی، "حاء" آن ریختن خطاهاست از مستغفرین در شب قدر و آنچه جبرئیل با آن با ملائکه نازل می شود تا طلوع آفتاب (فجر) و اما "طاء"، فطوبی لهم و حسن مآب (درخت طوبی) برای آنهاست و گشتنگاه نیک و آن درختیست که خداوند عزّو جل آنرا نشانیده و در آن روحش دمیده و همانا که شاخه های آن از پس دیوارهای بهشت دیده می شوند حُلی و حُلل می رویاند بر دهانشان آویخته است. و اما "یاء" ، یدالله فوقَ خلقِهِ دست خدا بالای دست خلق اوست. سبحانه و تعالی امّا یشرکون.

و امّا کلمن ، "کاف" کلام خداست که برای کلمات خدا بدل کردنی نیست و از غیر خدا برگشت دهنده ای نیابی و اما "لام"، فرمود آمدن اهل بهشت است بر پیغبر در زیارت و تحیّت و سلام و ملامت اهل آتش است در خودشان. اما "میم"، ملک خداوندی است که زوال ندارد و دوام خداوندی است که فنا ندارد و "نون"، نون والقلم و ما یسطرون است. قلم قلمی است از نور و کتابی است از نور در لوح محفوظ که مقربون آنرا گواهند و خدا در شهادت کافیست و اما "سعفص"، "صاد" یک صاع بصاع و قصاص بقصاص، یعنی جزا به جزا و هر چه کنی جزا یابی. همانا خدا به بندگان ستم نکند و اما "قرشت"، یعنی آنها را در قبر از هم پاشد پس آنها را زنده کند و در روز قیامت پراکنده نماید و در بین آنها به حق حکم کند و به آنها ستم نمی شود".

هارون بن جهم گوید: یکی از صحابه گفت امام صادق (ع) فرمود: "همانا به عیسی (ع) دو حرف عطا شده ، و به اندو حرف (از زنده کردن مردگان و شفای بیماران) عمل می کند و به موسی (ع) چهار حرف، و به ابراهیم (ع) هشت حرف، و به نوح (ع) پانزده حرف، و به آدم (ع) بیست و پنج حرف و همانا خدایتعالی تمام آنها را برای محمد (ص) گرد آورد و "همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است" هفتادو دو تای آن به محمد (ص) داده شد و از ان یکی در حجاب است (پس به چهار پیغمبر پنجاه و شش حرف رسید).

چشم دل باز کن که جان بینی                    آنچه نادیدنی است آن بینی

آنچه بینی دلت همان خواهد                    آنچه خواهد دلت همان بینی

از امیرالمومنین علی(ع) است که می فرمایند: "خضر نبی را در خواب دیدم و به او گفتم به من بیاموزد چیزی که بدشمنان ظفر یابم، فرمود یا علی بگو "یا هو یا من لاهو الاهو"چون به سمع همایون حضرت رسالت رسانیدم، فرمود یا علی این اسم اعظم بوده است که به تو آموخته و من در روز بدر آنرا مکرر میگفتم تا آنکه ظفر یافتم. شاید سِرِّ این اذکار زیبا این است که عدد ابجدش"118" است و آن نیز معادل با نام مبارک "حسن" (ع) می باشد.و الله اعلم

بقیه از درس نقطه

توضیح کلام آن بزرگوار که فرمود "من نقطه با بسم الله می باشم" یعنی من جامع قرآن و کلام الله ناطق هستم. اول نقطه وجود که از سماء قدرت ازلی به ارض ممکنات نزول نمود سِّر حقیقت محمدی ﷺ یعنی نور احمدی ﷺ بود. چنانچه فرمود "اول ما خلق الله، نوری" و در جای دیگر فرمود" اول ما خلق الله ، القلم" و در جای دیگر ،"اول ما خلق الله ، العقل". خلاصه در هر مرتبه ای از مراتب خلقت اول پیدایش و ظهور آن یک امر وحدانی بسیط بوده است.

در عالم عقول و اول ما خلق الله ، همان حقیقت محمدی (ص) و در مرتبه نفوس، نَفْسِ علوی، علی و فرزندانش (ع) هستند. در مرتبه طبیعت جوهر بسیط هیولی و ماده تا برسد به مرتبه الفاظ که همه از نقطه بسیط آغاز می گردد. و از نقطه، خط بوجود می آید و از خط 29 حرف هجاء و از ترکیب حروف هجاء، کلمه و از کلمه،کلام. و سخنگو، توسط کلام ما فی الضمیر خود را ارائه می دهد و شاید اشاره به این باشد که منم قرآن ناطق و حقیقت کلام الله که از نَفَس رحمانی و فیض سبحانی در عالم حقیقت تظاهر نموده اند و من نقطه جامع کلام الله هستم و تمامی معانی کتب الهی که در کمون وجود من مندرج است.

در روایتی فرموده "نازل نشده آیه ای از آسمان در دریا و نه در خشکی و نه در شب و نه در روز و نه در بیابان و نه در سفر و نه در حضر مگر آنکه من می دانم در چه وقت نازل گردیده و راجع به چه امری فرود آمده و من می دانم ظاهر آن را و باطن آنرا تفسیر آن را و تأویل آن را". و امثال این روایات بسیار است که دلالت دارد بر اینکه تمام علوم قرآن مندرج در قلب آن بزرگوار است. پس جا دارد که بفرماید تمام قرآن مندرج در باء بسم الله است و من آن نقطه با می باشم .(شاید طپش قلب قرآن صوت قرآن است چنانچه هر یک ازمعصومین در بطن مادرشان حیات خود را با صوت قرآن اعلام می داشتند)

تعبیر به نقطه شاید از جهت وحدت و حقیقت ذات مقدس اوست. یعنی امیرالمؤمنین علی(ع) و اینکه آن حضرت بعد از رسول اکرم (ص) "اول ما خلق الله" است پیغمبر اکرم (ص) فرمود: "من و علی در ابتدای خلقت یک نور بودیم و تسبیح و تهلیل حق تعالی را می کردیم تا آن که آن نور دو قسمت گردید،نیمی در صلب عبدالله (ع) و نیمی در صلب ابوطالب قرارگرفت" . در تفسیر علی ابن ابراهیم از صادق آل محمد(ص) است که "باء"، بهاءالله (جمال) "سین"، سناءالله (رفعت و بزرگی)، "میم" ، ملک الله (سلطنت و بزرگیست) است.

در تفسیر دیگر از "بسم الله الرحمن الرحیم" از طریق اعداد و حروف از آقای مقدادی که می فرمایند:"کلمه بسم اگر حرف اول و آخر را (باءو میم) به عدد ابجد بنویسیم می شود 92 و آن معادل نام مبارک محمد(ص) است و عدد ابجد س (س،ی،ن) برابر 120 است که آن نیز معادل نام مبارک علّی (ع) است. بنابر این پروردگار عالم نام مبارک خود را از مجرای رسالت و ولایت محمد(ص) و علی(ع) معرفی می کند که او الله است. اسم اعظم الله به عدد ابجد 66 می شود که در جایگاه حروف و الفبا 30 می باشد بنابر این خالق یکتا ذات اقدس خود را با جلوه کتاب آسمانیش در قلب پیغمبر (ص) (رسالت ) و نطق کلامش و افشای اسرارش (از ولایت) و از درون سی جزء قرآن نمایان می فرماید که عدد 30 معادل حرف لام که سرّ مجرای توحید می باشد". پروردگار سبحان تمام رسالت رسولانش و تمام ولایت اوصیاء ومعصومین اش را فقط در یک مجرا که توحید است وجه الله خویش قرار داده و باقی و ابدی می گرداند که او الله است وبا دو صفت رحمان و رحیم باب نوزده گانه حروف بسم الله الرحمن الرحیم را باب قلب شدن تمام موجودات به اعلای انسانیت ترفیع می دهد.

عدد اسم مبارک "رحمان" برابر با 298 است که اگر ارقام آن جمع گردد 2+9+8=19 است. مگر نه این بود که وجوب ورود حیوان حلال گوشت به عالم انسانی در موقع ذبح بشرط گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" است پس اسم مبارک رحمان مجرای رحمت رزق پروردگار عالم است به عام مخلوقاتش که فقط در دنیا ارزانی می دارد ولی شاید شرط وصل شدن اسم مبارک رحمان که رحمت خواص اوست به رحمت عامش که "رحیمیت" است و آن مخصوص مؤمنان در آخرت می باشد اینست که از مجموع عدد کلمه رحمان که 19 است گذشته و وارد عالم آخرت بصورت انسان می شود یعنی در دنیا حیوانیت را گذاشته و با صورت انسانی از حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" گذشته و به اعلای رحمت رحیمیت وصل شویم. جالب است که عدد ابجد اسم مبارک "رحیم" 258 است که اگر جمع گردد2+5+8=15 می شود که آن خود جایگاه حرف مبارک "سین" است که همان قلب قرآن است و میزان حروف پس نتیجه می گیریم حق سبحانه و تعالی از مجرای رسالت و ولایت ذات اقدس خویش را معرفی کرده و راه رسیدن به رضای خویش و همچنان هدف خلقتش را قرآن و ذوب شدن در توحید خود دانسته است چنانچه ذوب شدن میسر نمی گردد (تهلیل) مگر این که با اخلاص بر خوان رحمانیتش رزق هدایت و انسان شدن را از گذشتن از 19 حروف "بسم الله الرحمن الرحیم" بگیریم تا به میزان و تعادل صورت و سیرت و عمل انسانی برسیم که آن نهایت رسیدن به آغوش محبت "رحیمیت" پروردگار عالم است که خود تا الی یوم القیامت بنده اش را نوازش و پذیرایی بفرماید و او را به کمال قرب خود برساند.

در" بسم الله الرحمن الرحیم" که اسم اعظم و ذکر اکبر است چون نازل شد آسمانها به حرکت درآمد و زمینها لرزید و ملائکه بر تسبیح افزودند و آن بر جبه اسرافیل و جبه آدم نوشته بود و بال جبراییل و بر کف عزرائیل نوشته و بر عصای موسی و به زبان عیسی (ع) و خاتم سلیمان (ع) و زمانی که به مریضی به عدد حروف آن 19 بار  بخواند شفا یابد و 50 بار برای برآمدن حاجت برآورد و وقت خواندن باید به ذکر مشغول و قلبش متوجه معبود باشد.

علم حروف به یک معنی علم جفر است.  جفر در لغت به معنای چاه عمیق، یا پوست بزغاله یک ساله است (چون پوست بزغاله قابلیت شکل پذیری در هر زمینه را داراست) یا به قولی دستورات و فرمایشات پیامبران و اولیای خداوند می باشد. جفر در اصطلاح دیگرش عبارت از علم حروف و انواع و اقسام بسطها برای نتیجه مطلوب و آن ربط عالم سفلی با عالم علوی است. (برای درک بیشتر این علوم کتاب فتوحات مکیه شیخ اکبر محیی الدین عربی را باید مطالعه بفرمایید).در اکثر رسائل نوشته شده است که عالم را برای هر عمل در علوم غریبه دانستن حروف و اعداد از ضروریات این علوم است.

معنی ابجد

در منتخب "اللغات و غیاث" نوشته است که "مراسم "شخصی بود که نوشتن از او ایجاد شده است و این 28 حرف به معنی، "ابجد یعنی آغاز کرد". "هوز بدست آمده"،"حطی یعنی واقف شد"،"کلمن یعنی سخن گو شد"، "سعفص یعنی این آموخت"، "قرشت یعنی ترتیب کرد"، "ثخذ یعنی نگه داشت"، "ضظغ یعنی تمام ساخت".

اما در بیان منشأ تدوین علم حروف که همان علم جفر هم می باشد، ائمه کرام اهل بیت علیهم السلام، واضع جفر، جامع علم حروف، که مشتمل بر حقایق و خواص حروف و اسماء آیات است می باشند که در دو جلد کتاب شریف است از این علوم که متعلق به شاه ولایت، امیر المؤمنین و امام المتقین، اسد الله الغالب، الامام، علی ابن ابیطالب علیه صلوات و السلام بوده است. و بعد از ایشان 11 فرزند بزرگوارشان که ائمه معصومین و هدات اهل حق و یقین اند علیهم السلام، به طریقت وراثت این علم نفیس را مستهظر بودند و از آن دو کتاب شریف استخراجِ معانی غامضه می فرموده. بتخصیص حضرت امام همام ابوعبدالله، جعفر محمد الصادق علیه السلام و علی آبایه الکرام الصلوات و السلام که صاحب کتاب "جفر خایب" اند و ابو حامد حجه الاسلام محمد غزالی در کتاب "سرالمصون والجواهر المکنون" که مشتمل بر خواص حروف مرتبه احاد که در لوح مثلث وضع کرده اند چنین آورده که استخراج این نسخه از کتابی که حضرت امام همام امیرالمؤمنین علی (ع) در کتاب خود بجفر جامع الدنیا والاخره ومطلع نشده است هیچکس بر کشف مخفیاتی که کتاب شریف است از اسرار نورانیه وانوار ربانیه غیر حضرت امام جعفرصادق ع واصل نشده بمعرفت این علم شریف، الا قلیلی از اهل دانش و معرفت.

و حضرت امام صادق ع این علم شریف را شرح فرموده  وما به برکت عنایات رب العزه والحمدالله علی ذالک  در اطلاع اکابر دین بروقوع حوادث ازحروف مقطعات که معدن جواهر حکمت است. عبدالله ابن عباس روایت کرده که "مجمع مناقب ومظهر عجایب" امیرالمومنین، علی (ع) وقوع فتن وحدوث آنرا از حروف "حمعسق" دانسته و در تفسیر ثعلبی و بعضی از رسائل  قشیری مذکور است. که چون این حروف نازل شد اثر ملامت در جبین مبین حضرت رسالت ﷺ مشاهده شد یکی از مَحرمان کیفیت حال را سوال کرد حضرت فرمود که مرا خبردادند از بلاهایی که برامت من درآخرالزمان نازل شد از خسف و قذف و آتشی که ایشان را در بیابان جمع می کند و بادی که ایشان را بدریا افکند و نشانهای پی درپی ازخروج دجال، و فتنه یاجوج  و ماجوج، وغیر آن از علامات قیامت و از اینکه روشن شد که  کیفیت حدوث وقایع و وقوع حوادث جمع در ضمن این حروف مندرج است و از روضه رسالت و نبوت، و ثمره شجره ولایت و فتوت، امام الثقلین،  ابی عبدالله  الحسین (ع) سوال کردند که معنی "کهیعص" چیست؟ فرمودند که:" لو اخبرتکم به لمشیتم علی الماء"؛ "اگرشما را از این معنی آگاه گردانم هرآینه بر آب بگذرید وقدم شما تر نشود" .(از کتاب حرزالامان به قلم محمد عطار علیه الرحمه) علم حروف خواص عجیب و با کراماتی نیز دارد که با اعداد اثر خود را نشان می دهد . یکی از خواص آن در بیان ذکر اسماء الحسنی در عدد ابجد است که نتایج زیبایی دارد. مثل نام مبارک "الله" که اگر 66 بار در66 روز ذکر شود با خلوص، انشاءالله باری تعالی باب علم را برای شما می گشاید.

باری عدد ابجد کلمه "حروف" (ح ر و ف) خود اسرار است و معادل 294 می شود اگر آن را جمع کنیم 2+9+4=15 می گردد و آن خود جایگاه حرف "سین" یعنی قلب قرآن است و در واقع جایگاه حیات و تعالی است پس با علم حروف به قلب معانی و اسرار هر چیز می توان دست پیدا کرد. و نیز اگر ارقام ان را در هم ضرب کنیم 2×9×4=72 می شود که مطابق است با عدد اسماء الحسنی پیامبر (ص)، کلمه "سجده" و کلمه "سیب" و نیز 2×7=14 و جالبست که حروف عربی 28 حرف هستند در واقع 2تا 14تا که 14 حرف آن شمسی (نورانی) و 14 حرف دیگرش قمری (ظلمانی) است. حروف مقطعات قرآن بدون تکرار 14 است که همگی نورانی هستند و عدد جایگاه کلمه "حروف" در الفبا 51 می شود. همانطور که گفته شد تمام حروف "اسماء الله" هستند. 51 عدد نمازهای واجب و نافله ایست که بر انسان واجب گردیده که بوسیله آن به میزان کمالات انسانی و نفسانی می رسیم و جالب است که اگر5 را با یک جمع نماییم می شود 6 که آن معادل عدد حرف "واو" است. "انا لله و انا الیه راجعون". واو محل عالم دنیا می شود که عدد آن 6 است. یعنی به عدد 6 روز بوجود آمده و به 6 دنیا فانی می شود. ولی از دنیا و در دنیا به سر باطن حروف و اعداد می رسیم.

در عدد ابجد حروف "کلمه" عدد آن می شود 80 باز هم خیلی جالب است زیرا به طول عمل و رسیدن به قله آن که کلمه "فاء" می شود یعنی رسیدن به فوز یا به کامل شدن از هر جهت. و در جایگاه عددی کلمه "اعداد" که 26 می شود اگر 2 و 6 را جمع نماییم به عدد 8 که جلوه سایه رضا است می رسیم و اگر عدد 2 را در 6 ضرب کنیم به عدد 12 می رسیم که مدد رساننده همه اعداد است و اگر عددهای جایگاه حروف و جایگاه اعداد را با هم جمع کنیم یعنی 51 را با 26 جمع کنیم می شود 77 که معادل با کلمه مبارکه "هو الله" می گردد، که منشاً این علم را از ذات اقدس خویش ظهور داده است و اگر(در عدد 77) 7 را با 7 جمع کنیم می شود 14 و در می یابیم آینه ظهور اسرار 77 در 14 وجود مقدس جلوه نما گردیده و آنها کل نور وکل اسرار هستند. (در عدد 14) 1+4 =5 پس در می یابیم تمام سلسله حروف و اعداد رحمتی هستند از رب العالمین تا ما را به شناخت و معرفت عبادت و بندگی خویش برساند تا خود حلقه بندگی را به عنوان اطاعت محض بپذیرد و آن انجام نمی شود الا به شیعه شدن پنجمین معصوم وجود مقدس آقا امام "حسین" (ع) که خود مظهر ظهور حقیقت بندگی و رضا و سجده است .

علم حروف پیرامون مولا علی (ع) در کتاب خصاق (جلد 2ص 444)  از کلام مبارک امام باقر (ع) و ایشان از رسول الله (ص) نقل فرمودند:" علم علیاً (ع) اَلْفْ حَرفٍ کل حرف منها یفتح اَلْفْ حرفٍ".یعنی "به علی (ع) هزار حرف آموخت که هر حرفی از آن هزار حرف باز می کند" و علی ابن ابیطالب (ع) فرمود : "علم الحروف من العلمِ المخزون لا یعرفهُ الاّ العلماءُ الربانیون" . دانشهای علم حروف از دانشهای در بسته است که جز دانشمندان ربّانی ندانند.

در تأیید مطلب امام ششم (ع) فرمود: "چون علی علیه السلام پیامبر (ص) را به خاک سپردند ابوبکرلعنت الله و عمر لعنت الله در ضمن حدیث طولانی به آنها فرمود اینکه گفتید چرا شما رادر امر غسل حضرت پیغمبر(ص) حاضر نکردم برای آن بود که به من فرموده بود اگر جز تو کسی عورت مرا ببیند کور می شود از این رو شما را خبر نکردم. اما آنکه سر به گوش آن حضرت گذاشتم به جهت آن بود که به من هزار حرف آموخت که هر حرفی هزار حرف دیگر را شرح می کرد برای این بود که شما را در سرّ آن حضرت آگاه نکردم".

ظاهر و باطن حروف قرآن

ابن عباس گوید بالاترین چیزی که از تفسیر علی ابن ابیطالب (ع) آموختم این بود: "اِنَّ القرانَ اُنزلَ علی سبعهِ احرفٍ ما مِنها .حرفٌ الاّ و لهُ ظهرٌ و بطنٌ و اِنَّ علیاً عَلِمَ الظاهرَ و الباطن" . همانا که قرآن بر هفت حروف نازل شد (بسم الله) از آنها هیچ حرفی نباشد مگر اینکه برایش ظاهریست و باطنی که علی (ع) ظاهر و باطن آن را می داند.( و شما ای عاشقان علی(ع) اسرار را در" ع، ل، ی" و عدد 110 و 120 او بجویید).

حضرت سجاد (ع) در دعای 28 بند 10 صحیفه خود عرض می کند: "و ایّاکَ ندایی لکَ یا الهی وحدانیّهُ العددی و ملکه الصّمد و فضیله الحولِ و القوه"."تنها تو محل ندای من هستی فقط تو را ندا می کنم برای توست ای معبود، یکتایی عدد و پادشاهی قدرت صمدیّت و زیادی و برتری گردش و نیرو" .

در معانی الاخبار (ص 20) در حروف مقطعه روایت مفصّلی از امام صادق(ع) آمده است (برخی از مضامین را ذکر می کنیم): چون رسول خدا ﷺ به مدینه آمد و سوره بقره نازل شد، یهود گفتند "الم" اگر از قرآن محمد (ص) است مدت ملک او 71 سال است چون الف =1، لام=30 و میم=40 است پس جماعتی از یهود نزد رسول الله ﷺ  آمدند و خواستند با حضرت مناظره کنند، رسول خدا امیرالمؤمنین (ع) را تولیت داد تا با ایشان مناظره نماید حضرت حاضر شد یهود حرف خود را گفتند حضرت فرمودند پس با "المص" چه خواهید کرد آن نیز از قرآن است یهود گفتند این سنگین تر است زیرا (161 می شود) و حضرت فرمودند پس با "الر" چه خواهید گفت، یهود گفتند این سنگین تر است و عددش بیشتر (231) حضرت گفت پس در"المر" چه خواهید گفت اینهم در قرآن است و بر رسول خدا نازل شده است گفتند این سنگین تر و عددش (271) است حضرت فرمود اکنون بگویید مدت ملک رسول خدا یکی از این فواتح سُوَر است یا مجموع آنها است یهود حیران شدند. بعضی گفتند یکی از این مذکورات است و برخی گفتند نه بلکه مجموع  مراد است  وآن مدت (744) سالست و بعد از آن سلطنت به یهود منتقل می شود حضرت فرمود این سخن را از کتاب آسمانی می گویید یا از پیش خود افتراء می کنید؟ گفتند از پیش خود. حضرت فرمود دلیل صحت افتراء شما چیست؟ گفتند به حساب جمل است.

حضرت فرمود : چگونه با حساب جمل به مقصود شما این حروف دلالت دارد اگر کسی گوید این حروف با این عدد  هرگز دلالت ندارد که مدت ملک رسول خدا اینقدر باشد . ولی دلالت دارد که برای شما هر یک از شما به عدد این حروف لعنت شدید است یا به عدد این حروف برای ما و شما دنانیر و دراهم است یهود از جواب عاجز شدند، و گفتند یا ابالحسن (ع) منصوص نیست در "الم و المص و الر و المر" بزرگ آنها گفت: یا علی شاد نباش که ما را از جواب عاجز کردی و برای صحت قول نتوانستیم حجتی بیاوریم شما هم برای مدعای خود برهانی نداری فقط عجز مارا جواب حجت خود قراردادی. حضرت فرمود ما از راه بیّنه و معجزه باهره وارد می شویم. پس حضرت به شتران یهود توجه نمود و ندا کرد، شتران شهادت دهید به نبوت سیّد انبیاء و امام و وصی او. تمام شتران به سخن آمدند گفتند راست گفتی ای وصیّ رسول خدا (ص) این جماعت یهود دروغ گفتند. دوباره امیرالمؤمنین به لباسهایی که در تن یهود بودند رو کرد فرمود ای لباسهای تن این جماعت گواهی دهید، لباسها به سخن آمدند گفتند راست گفتی ما شهادت می دهیم حقیقتاً محمّد (ص) رسول خدا و تو یا علی (ع) وصی او باشی هر قدمی که محمد (ص) در مکرمت برداشته تو بجای آن به مکرمت قدم برداشتی و شما دو برادر هستید که از اشعه انوار الوهیّت بوجود آمده اید و در این دنیا دو قسمت شدید و در جمیع فضایل یکی هستید مگر نبوت، که در او شریکی نیست زیرا بعد از او پیغمبری نیست. این وقت جماعت یهود لال شدند و بعضی ایمان آوردند و بعضی بر کفر خود ماندند و علم حروف در جناب عیسی خواهد آمد.

علم حروف در اصحاب مهدی (عج)

امام صادق(ع) فرمود : بزودی در مسجد شما یعنی مکه سیصد و سیزده نفرآیند، اهل مکه می دانند که اینان از پدران و اجداد انها زاییده نشده اند،" علیهمُ السُّیوفُ علی کلِّ سَیفٍ کلمهٌ تَفتِحُ الفَ کلمهٍ طَلَعَتِ الّریحُ فَتُنادی بِکُلِّ وادٍ هذاالمهدی یَقضی بِقَضآءِ آلِ داود و لا یُسئَلُ علیهِ بَیِّنهُ".برآنان شمشیرها (اسلحه ها) آویخته بر هر شمشیری کلمه ای است که هزار کلمه باز می کند باد می وزد (و بر می انگیزد) پس به هر وادی ندا می کند این مهدی (ع) است که به قضاوت آل داود قضاوت می کند و بر او بینه و برهانی سؤال نمی شود (در آن کلمه ها اسرار جهانست).

از حضرت امام حسین (ع) نقل شده است که: مردی یهودی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت فایده "حروف هجاء" چیست؟ امیرالمؤمنین (ع) در مجلس حاضر بود رسول خدا (ص) فرمود یا علی (ع) جواب این مرد یهودی را بده و رسول خدا در حق علی (ع) دعا کرد "اللهمَّ فَقِّههُ و سَدِّدهُ"، امیرالمؤمنین (ع) متوجه مرد یهودی شد و فرمود هیچ حرفی نیست مگر آنکه اسمی است از اسماء الله عزَّو جلَّ (خواندن آنها سبب اجابت است بشرط خلوص )

1- اَمّا  اَلف – "فَاللهُ الَّذی لا الهَ اِلّا هُوَ الحَیِّ القیّوم" . الف اشاره است به اینکه خداوند آنستکه هیچ معبودی جز او نیست او زنده وبر پا دارنده است .

2- امّا باء -  یعنی خداوند متعال باقیست بعد از فانی شدن جمیع خلایق .

3- امّا تاء -  یعنی توّاب است که قبول کنندﺓ توبه بندگانش می باشد .

4- ثاء – یعنی خداوند ثابت بوده و هست و خواهد بود (14 27) "یُثَبِّتُ اللهُ الّذینَ آمنوا بِالقولِ الثّابتِ" (مؤمنین را خداوند به قول ثابت نگه می دارد) قول ثابت کلمه لا اله الّا الله است .

5- امّا جیم – " فَجَلَّ شأنُه و تَقَدَّسَت اسمائُه" (بزرگی و عظمت و جلال و الوهیّت او بالاتر است از اینکه بشر بتواند به او پی ببرد .)

6- اما حاء – "فحقَّ"- حی- حلیم (زنده و پاینده و بردبار و حکم کننده بر بندگان است.)

7- اما خاء – "فخبیرٌ بِما یَعمَلُ العباد" (با خبر است بآنچه بندگان می کنند).

8- واما الدّال -  "فَدیّانُ یومِ الدّین" (حکم کننده روز جزاء)

9- و اما الذّال -  "َذُوالجَلالِ و الاِکرام" (صاحب تمام جلالها و کرامتهاست )

10- اما راء –" فَرؤُفٌ بِعبادِه" (مهربانست به بندگان خود ) .

11- اما زاء – "فَزَیِّنُ المعبودین"(زیبنده معبودیت است و هر چه جز او پرستش شود عاطل و باطل پرستنده کافر است).

12- اما سین – "فالسمیعُ البصیر" (شنوا و بینا است بر مسموعات و مرئیات همه دانا باشد ).

13- اما شین – "فالشّاکِرُ لِعِبادهِ المؤمنین" (از بندگان سپاسگذار خوشنود است ).

14- و اما الصاد – "فَصادقُ فی وَعدهِ وَ وَعیدُهُ "(در وعده اش به مؤمنین به بهشت و بیم دادن او به بدکاران بدوزخ راستگو است).

15- و اما الضّادّ- "فَضارُ النافع "(زیان زننده بکفار و سود دهنده به مؤمنین است).

16- و اما لِطاء – "فالطّاهِرُ المُطهِّر" ( از صفات امکانیه ، پاک و از ستم منزه است ).

17- و اما الظاء – "المُظهرُ لآیاته" ( آشکار کننده آیات قدرت اوست ).

18- و اما عین – "فعالمُ بعبادهِ" ( او به بندگانش داناست).

19- واما غین- "فغیاثَ المستغیثین"( فریادرس فریاد خواهان است ).

20- و اما لِفاء- "فَفالقُ الحبِّ و النَّوی" (شکافنده حبه و دانه است ).

21- و اما قاف – "فقادرُ علی جمیعِ خلقهِ" (بر تمام مخلوقاتش تواناست ).

22- و اما لِکاف- "فالکافیَ الّذی لَم یَکن لَهُ کُفُواً احَدٌ و لَم یَلِد و لَم یولَد" (کفایت کننده ایست که برایش کسی همتا نیست و نزاید و زاییده نشده ).

23- و اما الّام- "فَلطیفٌ بعبادهِ" ( ببندگانش مهربان است).

24- و اما میم – "فَمالِک" (مالک همه چیز و پادشاه موجودات است).

25- و اما نون – "فَنَوَّرَ السَّموات و الارضَ بِنورِ عرشهِ"(آسمانها و زمین را به نور عرش خود روشن نموده است).

26-اما واو- "فَواحدُ صَمَد" (او یکی است و صمد میان پر که از او چیزی بیرون نیاید و به او چیزی فرو نرود).

27- و اما هاء-"فالهادی "(پس او رهنمای خلق است).

28- و اما لام – الف "فلا الهَ الّا اللهُ وَحدَهُ لاشریکَ لَه" ( نیست خدایی جز او شریک ندارد).

29- اما یاء- "فیداللهِ باسطهُ علی خلقه" ( دست خدا بر خلقتش باز است . نعمتش همه را فراگرفته).

پس رسول خدا (ص) فرمود این همان سخنی است که خدای عزَّو جل برای خود از جمیع خلقش راضی شده است پس آن مرد یهودی اسلام آورد و آن حضرت فرمود: "لکلِّ کتاب صفوهِ و صفوهِ هذالکتابُ حروفِ التهجّی" برای هر کتابی چکیده و صافی است و صافی این کتاب ( قرآن) حروف هجاء تک تک است.

ابولبید می گوید: ابوجعفر امام پنجم (ع) فرمود ، همانا که برای من در حروف مقطعه قرآن هر آینه علم زیادی است. خداوند تبارک و تعالی "الم ذالک الکتاب" را نازل کرد پس محمد (ص) قیام کرد تا نورش آشکار شد و گفتارش ثابت شد. و روزی که متولد شد در واقع از 7103 سال گذشته بود (یعنی از هبوط ادم (ع) شاید 7103 گذشته بوده است) بعد حضرت فرمود روشن نمودن آن، و بیان نمودن آن در کتاب خدا در حروف مقطعه است زمانیکه آنها را بدون تکرار بشماری و از حروف مقطعه حرفی روزگارش نمی گذارد مگر اینکه از بنی هاشم نزد گذشتن آن قیام می کند بعد فرمود الف =1و لام =30و میم =40و صاد=90 است (در دایره ابجدی) و این معادل161 می شود، سپس آغاز خروج حسین ابن علی (ع) می باشد، "الم" الله پس چون مدت آن برسد از ولد عباس در نزد "المص" قیام کند و قائم ما (عج) در هنگام انقضاء آن قیام کند به "المر" آن را به فهم و به شمار و کتمان کن.

 عمار یاسر گوید: شنیدم از رسول خدا (ص) می فرمود "انا اُقاتلُ علی التنزیل و علیٌ یُقاتلُ علی التاویل". من بر تنزیل می جنگم و علی بر تاویل می جنگد خود حضرت فرمود به پروردگار کعبه عمار راست گفت همانا که این (اسرار و نوشته ) نزد من است در هزار کلمه که هر کلمه هزار هزار کلمه دیگر پیرو دارد )

ثواب قرائت حروف

در تفسیر روح البیان، ابن مسعود روایت می کند که حضرت رسول (ص) فرمود: "من قرا حرفا من کتاب الله فله حسنه و الحسنه بعشر امثالها" . هر کسی حرفی از کتاب خدارا بخواند پس برایش حسنه باشد و حسنه به ده برابر اجر دارد. به جهت اینکه در آیه دیگر فرمود "من جاء بالحسنه فله عشر امثالها". هر کس حسنه ای آورد پس برایش ده مانند آن باشد در این صورت کلمه "الم" سه حرف است به هر حرفی ده حسنه می شود( الم=30)الم 30 حسنه دارد. (به عدد 30 جزء قرآن است)

بنده می گویم حروف لفضی آنها که هرکدام سه حرف است می شود 9 حرف یعنی(الف و لام و میم) عدد ابجدی آن 71 و عدد بسطی آنها 272 می باشد پس ثواب لفضی آن سه 90 حسنه و ثواب ابجدی 710 حسنه و عدد بسطی آن 2720 حسنه دارد . اگر ما به زبر و بینه آنها برسیم از حد بیرون می شویم. حال ای خواننده عزیز همانطور که گفته شد در مورد حروف نمی توان وصفیات و احادیث و تمام مدارک را جمع آوری کرد. اما این حقیر به قدری که حوصله خواننده باشد این احادیث و اقوال را جمع آوری کرده ام تا بیشتر فکر کنیم و اهمیت این علم بزرگ و اثباتش را بدانید.

حروف از نظر طبیعت وجودی و در جایگاه طبیعت

حروف از نظر طبیعت به 4 دسته تقسیم می شوند حروف 28 حرف است هر دسته حروف 7 حرف است حروف " ا، ه، ط، م، ف، ش، ذ"طبیعت آتشی مشرقی دارند و 7 حرف "ب، و، ی، ن، ص، ت، ض" طبیعت خاکی جنوبی دارد. و 7حرف "ج، ز، ک، س، ق، ت، ظ"طبیعت بادی مغربی دارند، و 7 حرف "د، ح، ل، ع، ر، خ، غ" از طبیعت آبی شمالی  بهرمند هستند. حروف از نظر جایگاه در طبیعت هم 4 دسته 7 تایی می باشد . عبارتند از : طبیعت 1- ناری (آتشی) 2- هوایی (بادی)  3- مائی (آبی) 4- ترابی (خاکی) .

1-حروف "ا، ه، ط، م، ف، ش، ذ" دسته ناریه یا نورانی هستند

2- حروف "ب، و، ی، ن، ص، ت، ض" حروف هواییه هستند .

3- حروف "ج، ز، ک، س، ق، ت، ظ" حروف آبی یا ماییه هستند .

4- حروف "د، ح، ل، ع، ر، خ، غ" از دسته حروف ترابیه یا خاکی هستند .

حروف خود "ملکوتی" دارند و برهمین وجود، همه زنده هستند و دارای شکل و محتوا و معنا و عمق بسیار که هر یک عالمی می شوند. وسیع، زیرا سعه وجودی حروف خود، خورشیدی است که ملکات و مفاهیم آن جلوه ها و مدارهای آن است. وسیارات آن کلمات می باشند.

 

انواع ملکهای حروف

الف -اسرافیل

ب- جبرائیل

ت- عزرائیل

ث- میکائیل

ج- کارکائیل

ح-تنگفیل

خ- مه کائیل

د- دردائیل

ذ- اهرائیل

ر- امواکیل

ز- سرفائیل

س- همواکیل

ش- همزائیل

ص- اجمائیل

ض- عطکائیل

ط- اسماعیل

ظ- تورائیل

ع- لومائیل

غ- لوغائیل

ف-میرهمائیل

ق- عطرائیل

ک- حروزائیل

ل-طاطائیل

م- رومائیل

ن- حولائیل

و- رفتمائیل

ه- دورائیل

ی-سرکطائیل

 

یک اسم چند موکل دارد. باید به حرف اول و آخر آن بیشتر توجه داشت.

موکلین حروف: بدان که حرف به منزله جسم و موکل آن جن است، و عدد زِبَر آن مانند جان است و موکلش، ملک سُفلیت است و عدد بینه حروف نفس است. و آن ملک عُلوی است، و چنین اند کلمه و کلام و هر یک یا خیر است یا شر و در خیر، موکلین از ملائکه خیر برند و می بخشند و در کلام شر، چون جن ذاتاً شریر است و همواره می آزارد. فلذا "نص" در استعاذه آمده که حکیم در ادای کلام حکیم میگوید: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم".بعضی از مسئولین ایران از عمر بدتر و از ابوبکر نامرد ترند رئیس اینجانب وقتی مرا می بیند می گوید اسلام را ول کن شما از ما حقوق می گیری فقط برای ما باید کار کنی نه برای اسلام حالا خوبه ما یکو نیم میلیون و خودشان 7 میلیون حقوق میگیرند کی باید برای اسلام کار کند یک زره انصاف ندارند اگر شما دکتر بودی یک وبلاگ داشتی آدمهای بی سواد وب سایت ندارند اگر دکترا داری روزی 1000 نفر را تونستی شیعه علی کنی باید داد بزنی فریاد بزنی و حق طلبی کنی نه یک آدم بی سواد به درد نخور چلغوز رئیس ما باشه   متاسفانه 30درصد از رواسای ایران بل نسبت خر خیلی خر تشریف دارند ما هر روز باید در گیر یک مشت بی سواد فوق لیسانس بی معرفت بی سواد درست مثل بنی صدر فکر میکنند فکرشان آلوده است و یک مرد پیدا نشد این نامردان احمق را سر جایشان بنشاند از جمهوری اسلامی ماهی 7 میلیون حقوق می گیرند و برای اسلام هیچ سودی ندارند و اسم خود را دکتر هم گذاشته اند اندازه الاغ درک و فهمو شعور ندارند فقط مقلطه و چرب زبان خوب بلدند مردم را سر کار بگذارند آن هم برای غیر مذهب غیر دینی به صحبتهایی که میکنند زره ای عمل نمیکنند فقط حرف یاوه استادند رئیس اینجانب میگوید مثل آخوندا حرف میزنی میگی در هر پستی هستی فقط باید برای اسلام کار کنی شما برای اسلام کار نکن برای ما باید کار کنی ما نفهمیدیم برای اسلام کار نکن یعنی چه مگه 6 میلیون حقوق بگیر جمهوری اسلامی ایران  برای اسلام کار نمیکنند حالا یک نفر هم با ریاضی قرآن کار کندبرای اسلام میگه چرا اینقدر اینترنت را نگاه میکنی چکار کنم فقط اینترنت جلوی اینجانب میباشد بجای اینکه جدول حل کنم و مرتب چایی بخورم تلفنها را جواب میدهم و مقاله مینویسم شما بگوئید کسی که اوقات بیکاریش مقاله مذهبی بنویسه این کار بدی میباشد برای دین حق اسلام تبلیغ کنی خدایی انگار فحشش می دهند وقتی مرا در حال نوشتن میبیند یک وهابی اینقدر ناراحت  نمیشود که ایشان ناراحت میشود  والله  اگر یک دکتر پیدا میشد و عرضه نوشتن مقاله علم ابجد ریاضی در قرآن را داشت والله نمینوشتم بلله نمینوشتم تمام رئیس جمهور و معاونانشان در کره زمین جمع شوند اگر عرضه دارند یک مقاله زیبای ابجد قرآن که تا بحال نوشته نشده بنویسند ببینم می توانند هر که را بحر کاری ساختند اثلا" درک و معرفت این علم زیبای قرآنی را ندارند صفر کیلومتر نادان به علوم قرآنی میباشند به کی بگه آدم هر چی ما هیچی نمیگیم پرو تر میشند خجالت هم خوب چیزیه به ریاضی قرآن  میخواهم مقاله برای امام حسین بنویسم باید به یک مشت نادان لعنو نفرین کنم یا امام حسین این ساعت جواب هر آدم احمق مثل اینو خودت بده همه شانرا به حضرت ابولفضلت واگذار میکنم دفعه پیش یک مرد قد کوتاه برای خوردن توت از درخت آویزان شده وهمه درختان محله را میشکست آمدم درب خانه دیدم همه درخت توتها سر ندارند همه سر هایشان شکسته آویزان است فهمیدم یک خرس تنبل از درخت آویزان شده چند بار دیده بوده این کار را میکند تذکر دادم مواظب باش شاخه ها را نشکنی ولی کار خودش رامدام تکرار میکردچون اکثر50 درصد خیابانها را من پیوند توت سیاه ترش و سفید زده ام درختها مثل فرزندانم می مانند هر وقت از زیر این درختها می گذرم بمن می گویند پدر سلام و من جوابشان را میدهم ولی عده ای از کارمندان ناشی شهر داری اقدام به بریدن سر درختها میکنند دعا کردم هر کسی سر درختی را ببرد انشاء الله دستش بشکند پایش بشکند  دعایی کردم و پشیمان شدم ایشان دو روز نشده از دنیا رفت برای آدمهای احمق باید دعا کرد نه کسی که درخت ها را میشکند یا صاحب الزمان از محضرشما عذر خواهی معذرت می خواهم که شکایت آدم هایی که نمیدانند هدفشان چیست از خدمت نکردن به اسلام  از جمهوری اسلامی حقوق گرفته و با کمال پرویی می گوید مثل آخوندها حرف



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







+ نوشته شده در شنبه 4 ارديبهشت 1395برچسب:,ساعت 14:10 توسط امیر علی عرفانیان |




الله 18 سلطان 18 جانشین 18 مکتب18 جانشین 18 بدین 18 الله 18+64 دین = 82 امام 82 مهدی 82
جانشین حضر ت محمد ابن عبدالله 110 علی 110 جانشین اصلی آخرین پیامبر الهی 110 خلیفه اول امام واقعی
امشب شب قدرمی باشد23مهدی23رهبر23 طبیب23 الگوی 23جهان اسلام 23جانشینه 23 اصلی23ناب الله23 آئین23ملائک
سنگ کیسه صفرا اگه می خوای نمیری نخور نمکو روغنو شیرینی
قی کردن بهترین دوای جسم میباشد قی کردن از تجمع سنگ در کیسه صفراء جلو گیری می کند وقتی کیسه صفرا پر ش
به ابجد53 صلوات برمحمد53 احمد 53 علی26+27 فاطمه = 53 آل طاها آل یاسین53امام جانشین پیامبر53
شهید 319 اسلام واقعی 319 شهید 319 دین ناب محمد علی 319راه الهی الله 319 شهید 319 فلسفه دین 3319
سردار سلیمانی آیا وقت آن نرسیده تا جنایتکاران را سر جایشان بنشانیم
نام تو اسم اعظم پروردگار است منتخب رسول ابن عم نبی عم یتساءلون عن نباء العظیم الذی هم فیه مختلفون ثم
دین الله اصل اسلام 59 مهدی 59 دین واقعی اسلام 59 دین الله شیعه59 شیعه اصل اسلامه59دین واقعی اسلام59
چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟ «ث ، ج ، خ ،ز ، ش ، ظ ،ف»
ظالم عالم مقصر عالم کیست بدبخت عالم کیست مذهب عالم کیست 740اندیشه شیطان740مقصرعمر740
مذهب الله محمد53فاطمه علی53سعادتمند ترین 53اهل بیت پیامبر53احمددین نمونه الله 53 53دین کامل الله 53
چرا هفت حرف در سوره ی حــمــد نیست؟«ث ،ج ،خ ،ز،ش،ظ،ف» قدرت علمی امام مهدی میتواند عرش رابه لرزه درآو
رهبر آسمانی الله 59مهدی 59آخرین امام دین اسلام59 دین الله 34+25 اصل اسلام=59 مهدی59دین واقعی اسلام59
دین۶۴ الله محمدعلی۶۴جانشین محمدعلی۶۴دین۶۴الله محمدعلی۶۴تنها برگزیده دین۶۴نماینده غدیری۶۴ اصحاب یمین
بیماری های سگ مهمترین بیماری سگ میرینه تو خونه بوگندشم میمونه
فرمانده دلاور دین اسلامی 110 علی 110 دین الهی 110ریاضی در قرآن فضائل امام علی از نظر دشمنان امام علی
کشته شدگان بت پرست که به دست با کفایت مولاء علی در جنگها بدر احد خندق تبوک و فتح مکه
کشته شد زهرای اطهر زان سبب گفته در قرآن تمام آیه ها حق با علیست